حرف روز
🔰حرکت مسکو و تهران به سوی نظام مالی مستقل
✍ علی قاسمی
به تازگی سندی ۴۴ صفحهای از برنامه دولت روسیه برای گسترش و نهادینهکردن همکاری با ایران پرده برداشته که نشان میدهد روابط تهران و مسکو بسیار فراتر از تجارت دوجانبه رفته و درصدد ایجاد زیرساختهای مستقل مالی و حملونقلی است. این سند با عنوان «برنامه همکاری فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران برای سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶» تنظیم شده و در دوازدهم شهریور ۱۴۰۳ در مسکو به تصویب رسیده است. سند مذکور مسئولیتهایی را برای وزارتخانهها، نهادهای نظارتی، بانکهای مرکزی و شرکتهای دولتی دو کشور تعیین کرده و برای اجرای برخی طرحها تا پایان سال ۱۴۰۵ زمانبندی مشخصی در نظر گرفته است.
یکی از مهمترین محورهای این نقشه راه، کاهش وابستگی روابط مالی ایران و روسیه به زیرساختهای مالی غربی است. بر اساس این سند، تهران و مسکو قصد داشتند سهم تجارت دوجانبهای را که با پولهای ملی دو کشور تسویه میشود، از ۶۸ درصد در سال ۱۴۰۳ به ۷۱ درصد در سال ۱۴۰۵ افزایش دهند. همچنین توسعه حسابهای کارگزاری بر مبنای روبل و ریال و ایجاد سازوکارهای جدید برای انجام مبادلات مالی در دستور کار قرار گرفته بود. از دیگر بخشهای مهم سند، همکاری بانک مرکزی روسیه و بانک مرکزی ایران برای توسعه ارزهای دیجیتال بانک مرکزی و استفاده از سامانههای مستقل انتقال پیامهای مالی است. در همین راستا، معاون نخستوزیر روسیه در بهمن ۱۴۰۳ اعلام کرده بود که دو کشور عملاً بخش عمده تسویهحسابهای تجاری خود را به ارزهای ملی منتقل کردهاند و سفیر ایران در روسیه نیز از اتصال شبکه پرداخت «شتاب» ایران به شبکه «میر» روسیه خبر داده بود.
بخش دیگری از نقشه راه به همکاری هستهای اختصاص دارد. بر اساس این سند، شرکت دولتی «روساتم» مسئولیت ادامه همکاری در نیروگاه هستهای بوشهر، از جمله تأمین سوخت و پشتیبانی فنی از واحد نخست و فعالیتهای مرتبط با ساخت واحدهای دوم و سوم را بر عهده دارد. روساتم در شهریور ۱۴۰۵ نیز اعلام کرد متخصصان روسی برای انجام تعمیرات برنامهریزیشده و تعویض بخشی از سوخت واحد نخست نیروگاه بوشهر در حال بازگشت به ایران هستند. همکاری انرژی تنها به بخش هستهای محدود نشده و در نقشه راه روسیه، میادین نفت و گاز «شادگان»، «کیش» و «پارس شمالی» نیز بهعنوان پروژههایی که امکان مشارکت روسیه در آنها وجود دارد، مطرح شدهاند.
یکی از بخشهای کمتر مورد توجه این برنامه، همکاری در صنعت هوانوردی است. بر اساس سند، مقامهای روسیه موظف شدهاند قطعات و مجموعههایی از هواپیماهای روسی را که قابلیت تعمیر یا تولید در ایران دارند شناسایی کرده و شرکتهای ایرانی دارای توانایی لازم را مشخص کنند. در بهمن ۱۴۰۳، سه شرکت ایرانی برای انجام برخی فعالیتهای تعمیراتی و مرتبط با صلاحیت پروازی هواپیماهای مورد استفاده روسیه تأیید شده بودند.
حملونقل و توسعه مسیرهای ترانزیتی نیز جایگاه ویژهای در نقشه راه مسکو دارد. یکی از پیشنهادهای مطرحشده، ایجاد یک خط ریلی با عرض خط ۱۵۲۰ میلیمتر از مرز ایران و جمهوری آذربایجان به سمت بنادر خلیج فارس است. در همین چارچوب، روسیه بر تکمیل خط ریلی حدود ۱۶۲ کیلومتری رشت–آستارا نیز تأکید کرده است؛ مسیری که یکی از حلقههای مفقوده کریدور بینالمللی حملونقل شمال–جنوب محسوب میشود.
مجموع این پروژهها تصویری از تلاش روسیه برای تبدیل روابط با ایران به مجموعهای از سازوکارهای پایدار و نهادمند ارائه میدهد. اهمیت این سند صرفاً در فهرست پروژههای آن نیست، بلکه در نوع ساختاری است که برای روابط دو کشور ترسیم میکند. در عین حال باید توجه داشت که این سند مربوط به دوره ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵ است و پیش از تهاجم آمریکا به ایران تدوین شده؛ بنابراین وجود یک پروژه در نقشه راه به معنای اجرای کامل یا ادامه قطعی آن در شرایط کنونی نیست، اما بخشی از طرحهای مطرحشده هماکنون نشانههایی از پیشرفت عملی داشتهاند.
@e_beman
گزارش روز
🔰انتفاضه الاقصی؛ خیزشی که هرگز خاموش نشد
✍ بهرام بختیاری
بیست و شش سال از روزی میگذرد که آریل شارون، رئیس وقت اپوزیسیون رژیم صهیونی و نخستوزیر بعدی آن، در ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۰ با محافظت نظامیان مسلح صهیونیست به مسجدالاقصی یورش برد و بار دیگر خونریزی در کرانه باختری و نوار غزه را آغاز کرد. در پی این اقدام، درگیریهایی رخ داد که به شهادت ۷ فلسطینی و زخمی شدن ۲۵۰ تن در داخل مسجد منجر شد و ۱۳ نظامی صهیونیست نیز زخمی شدند. این واقعه جرقه انتفاضهای شد که به سراسر کرانه باختری، نوار غزه و داخل سرزمینهای اشغالی کشید.
با وجود ثبت سال ۲۰۰۴ بهعنوان پایان رسمی انتفاضه الاقصی، خونریزی و جنایات صهیونیستها متوقف نشد. انتفاضه الاقصی (۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴) به شهادت حدود ۴۴۱۲ فلسطینی، زخمی شدن حدود ۴۸ هزار و ۳۰۰ نفر و بازداشت حدود ۱۲ هزار تن منجر شد و شامل یورش به کرانه باختری، محاصره مقر یاسر عرفات در رامالله و ترور رهبران برجسته فلسطینی از جمله شیخ احمد یاسین و جانشین او عبدالعزیز الرنتیسی بود. سپس انتفاضه چاقو در سال ۲۰۱۵ در پی یورشهای پیاپی شهرکنشینان و ارتش به صحنهای مسجدالاقصی شکل گرفت و در همان سال ۱۵۰ فلسطینی در کرانه باختری به شهادت رسیدند. خیزش اسرا در ۲۸ آوریل ۲۰۱۷ در همبستگی با اعتصاب غذای حدود ۱۵۰۰ اسیر آغاز شد و خیزش الاقصی در ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۷ در اعتراض به دروازههای الکترونیکی نصبشده توسط مقامات اشغالگر شکل گرفت که با عقبنشینی آنان پایان یافت، اما ۱۵ فلسطینی شهید و صدها نفر زخمی شدند.
در کنار این خیزشها، مجموعهای از جنگها نیز رخ داد که هر یک فاجعهای انسانی به بار آورد. جنگ فرقان (۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹) ۲۳ روز طول کشید و بیش از ۱۴۳۰ شهید از جمله ۴۰۰ کودک و ۲۴۰ زن بر جای گذاشت. سنگهای سجیل (۲۰۱۲) در ۸ روز حدود ۱۸۰ فلسطینی را به شهادت رساند. علف جویده شده (۲۰۱۴) ۵۱ روز ادامه یافت و به شهادت ۲۳۲۲ نفر و مجروح شدن ۱۱ هزار نفر منجر شد. نبرد فریاد سپیدهدم (۲۰۱۹) با ترور بهاء ابوالعطا آغاز شد و ۳۴ شهید بر جای گذاشت. شمشیر قدس (۲۰۲۱) حدود ۲۵۰ شهید و بیش از ۵ هزار مجروح داشت و وحدت میدانها (۲۰۲۲) با ترور تیسیر الجعبری ۲۴ شهید از جمله ۶ کودک بر جای گذاشت.
سرانجام طوفانالاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد و رژیم صهیونی با «شمشیرهای آهنین» به نسلکشی تمامعیار روی آورد که تا ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ به شهادت ۷۳ هزار و ۹۱۴ فلسطینی و زخمی شدن حدود ۱۷۵ هزار نفر دیگر منجر شد. دادههای بین المللی نشان میدهد مجموع شهدای فلسطینی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۶ به حدود ۸۵ هزار و ۵۹۷ نفر رسیده که ۳۹۳۴ نفر در کرانه باختری و ۸۱ هزار و ۵۷۴ نفر در نوار غزه بودهاند؛ ۲۴ هزار و ۳۷۸ نفر از آنان کودک و ۱۳ هزار و ۹۰۵ نفر زن هستند. این آمار، سند محکومیت رژیمی است که در هزاره سوم هیچ ارمغانی جز کشتار و تجاوز به مقدسات نداشته است.
@e_beman
16.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا