حرف روز
🔰اقتصاد رژیم صهیونی زیر آوار جنگ
✍ علی قاسمی
در آستانه سالگرد عملیات بزرگ «طوفان الاقصی» قرار داریم. این عملیات کم نظیر تاریخی، معادلاتی را در سرزمینهای اشغالی تغییر داد که یکی از مهمترین پیامدهای آن، ورود اقتصاد رژیم صهیونی به دورهای از فشار و هزینههای فزاینده بود. نزدیک به سه سال پس از آغاز جنگ، حتی گزارشهای رسمی نهادهای اقتصادی رژیم صهیونی نیز از افزایش بدهی، هزینههای سنگین جنگ، کاهش سطح تولید نسبت به روند پیش از جنگ و محدودیتهای جدی در بازار کار سخن میگویند.
ضربه اولیه به اقتصاد رژیم بسیار شدید بود. صندوق بینالمللی پول اعلام کرده است تولید ناخالص داخلی رژیم صهیونی در سهماهه چهارم ۲۰۲۳ با نرخ سالانهشده حدود ۲۱ درصد کاهش یافت. بسیج گسترده نیروهای ذخیره، خروج بیش از ۱۰۰ هزار کارگر فلسطینی از بازار کار، تعطیلی مدارس و آسیب به بخشهایی مانند ساختوساز، کشاورزی و گردشگری، از عوامل اصلی این شوک اقتصادی بودند. در سال ۲۰۲۴ نیز رشد اقتصاد تنها یک درصد بود و تولید سرانه کاهش یافت.
اما هزینههای «طوفان الاقصی» به شوک اولیه محدود نماند. بانک رژیم صهیونی در تازهترین گزارش سالانه خود برآورد کرده است هزینه مالی جنگی که از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، طی سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶ به حدود ۳۵۰ میلیارد شِکِل برسد. حدود نیمی از این هزینهها از طریق افزایش بدهی تأمین شده است. به این ترتیب، نسبت بدهی عمومی به تولید ناخالص داخلی که در ابتدای سال ۲۰۲۳ حدود ۶۰.۵ درصد بود، در پایان ۲۰۲۵ به ۶۸.۵ درصد رسید.
این افزایش بدهی تنها یک عدد حسابداری نیست. معنای آن این است که بخش بزرگتری از منابع آینده اقتصاد باید صرف تأمین هزینههای انباشته جنگ و پرداخت بدهی شود. کسری دولت عمومی نیز از ۰.۳ درصد تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۲ به ۵.۴ درصد در ۲۰۲۳ و ۸.۱ درصد در ۲۰۲۴ رسید. این رقم در ۲۰۲۵ کاهش یافت، اما همچنان در سطح ۵.۲ درصد باقی ماند.
یکی دیگر از آثار جنگ، فشار بر نیروی کار است. فراخوان گسترده نیروهای ذخیره و کاهش دسترسی به نیروی کار خارجی، عرضه نیروی انسانی را محدود کرده است. بانک رژیم صهیونی تأکید میکند که همین محدودیت یکی از عوامل اصلی پایین ماندن رشد اقتصادی از روند بلندمدت بوده است. مجموع زیان تولید نیز از آغاز جنگ تا پایان ۲۰۲۵ حدود ۸.۶ درصد یک سال تولید، معادل تقریبی ۱۷۷ میلیارد شکل، برآورد شده است.
سطح تولید و سرعت رشد اقتصاد رژیم، همچنان پایینتر از روندی قرار دارند که پیش از جنگ انتظار میرفت و بر اساس براوردهای بین المللی آثار اقتصادی جنگ پس از پایان درگیری نیز ادامه خواهد داشت.
از این زاویه، یکی از دستاوردهای قابل اندازهگیری «طوفان الاقصی» را میتوان در تغییر معادله هزینههای امنیتی رژیم صهیونی دید. این عملیات رژیم را وارد جنگی طولانی کرد که هزینه آن فقط در میدان نظامی پرداخت نمیشود؛ بودجه عمومی، بدهی، بازار کار، تولید و سرمایهگذاری نیز بخشی از این هزینه را تحمل کردهاند. بانک رژیم صهیونی نیز تأکید کرده است هزینههای جنگ و بازسازی ناشی از خسارتهای مادی و انسانی در سالهای آینده بر اقتصاد فشار شدیدی وارد خواهد کرد.
در نتیجه، اگر عملیات طوفان الاقصی را صرفاً یک رخداد نظامی ببینیم، بخشی از پیامدهای آن نادیده گرفته میشود. این عملیات اقتصاد رژیم صهیونی را با یک صورتحساب بلندمدت روبهرو کرد؛ صورتحسابی که تاکنون صدها میلیارد شِکِل هزینه، افزایش قابل توجه بدهی، افت تولید نسبت به روند پیش از جنگ و فشار بر بازار کار را به همراه داشته است. حتی اگر برخی شاخصهای کلان در مقاطعی بهبود پیدا کنند، مسئله اصلی باقی است؛ جنگی که قرار بود با اتکا به قدرت نظامی مدیریت شود، هزینههای آن را به لایههای مختلف اقتصاد رژیم صهیونی منتقل کرده است.
@e_beman
گزارش روز
🔰کییف و مسکو در دور تازه فشار
✍ بهرام بختیاری
جنگ اوکراین در شرایطی وارد مرحلهای پیچیده شده که همزمان با افزایش تلاشهای دیپلماتیک برای برقراری آتشبس محدود، دامنه حملات به زیرساختهای حیاتی دو طرف نیز گستردهتر شده است. از یک سو، طرحهایی از سوی آمریکا، هند، ترکیه و مصر برای توقف بخشی از درگیریها مطرح شده و از سوی دیگر، روسیه و اوکراین با هدف قرار دادن زیرساختهای ارتباطی و انرژی، در تلاشند موقعیت خود را در میدان تقویت کنند.
در روزهای اخیر، پلهای کییف به یکی از اهداف حملات روسیه تبدیل شدهاند. شهردار کییف از آسیب دیدن یکی از پلهای روی رودخانه دنیپرو بر اثر برخورد پهپاد روسی خبر داده و مسکو نیز اعلام کرده است این پلها در انتقال نیرو و تجهیزات نظامی نقش دارند. روسیه همچنین از هدف قرار دادن کشتیهایی خبر داده که به گفته این کشور، در حال انتقال تجهیزات نظامی به سمت بندر اودسا بودهاند. چنین اقداماتی نشان میدهد مسیرهای لجستیکی و ارتباطی اوکراین همچنان بخشی از محاسبات نظامی مسکو هستند.
در سوی مقابل، کییف تمرکز خود را بر زیرساختهای انرژی روسیه افزایش داده است. ولودیمیر زلنسکی از قصد اوکراین برای تشدید حملات به پالایشگاههای روسیه سخن گفته و این اقدام را پاسخی به فشارهای روسیه علیه زیرساختهای اوکراین دانسته است. در نتیجه، جنگ از میدانهای مستقیم نبرد فاصله گرفته و زیرساختهایی را نیز درگیر کرده که آسیب به آنها میتواند پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گستردهای داشته باشد.
در همین فضای متناقض، چهار پیشنهاد برای آتشبس محدود مطرح شده است. اوکراین اعلام کرده آماده بررسی توقف همزمان حملات به تأسیسات انرژی و فعالیتهای نظامی در دریای سیاه است. پیشنهاد توقف متقابل حملات به شبکه برق اوکراین و پالایشگاههای روسیه نیز در همین چارچوب مطرح شده، اما مسکو تاکنون آن را نپذیرفته است. ولادیمیر پوتین نیز چنین پیشنهادهایی را در قالب فعلی قابل قبول ندانسته است.
تشدید حملات در کنار تلاشهای دیپلماتیک را میتوان بخشی از رقابت دو طرف برای افزایش اهرمهای فشار پیش از مذاکرات احتمالی دانست. هر طرف تلاش میکند در صورت نشستن پای میز مذاکره، از موقعیتی وارد گفتوگو شود که هزینههای بیشتری بر طرف مقابل تحمیل کرده باشد.
در همین حال، تلاشهایی برای برگزاری نشست سهجانبه فنی با مشارکت آمریکا و اوکراین نیز در جریان است و کییف از آمادگی برای میزبانی آن در امارات یا کشوری دیگر خبر داده است. با این حال، تا زمانی که اختلافات اصلی و منافع امنیتی دو طرف حل نشده باقی بماند، طرحهای محدود آتشبس با موانع جدی روبهرو خواهند بود.
پلهای کییف و پالایشگاههای روسیه اکنون بیش از آنکه صرفاً اهدافی نظامی باشند، تصویری از وضعیت متناقض جنگ اوکراین ارائه میکنند؛ دیپلماسی در حال حرکت است، اما میدان جنگ هنوز اجازه نداده است آتشبس به یک واقعیت پایدار تبدیل شود.
@e_beman
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آنچه آقای پناهیان مطرح می کنند تحلیل نیست خبره، خلاصه دقت کنید چه کسانی پشت شعارهای تند برعلیه سران نظام هستند.
@e_beman
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا