eitaa logo
شب‌های‌حوّا.
901 دنبال‌کننده
162 عکس
25 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
یک./ کتاب آخرین شاگرد. طوفان‌های سددز و جا شمعی نقره‌ای من.
شب‌های‌حوّا.
چیزهایی هست که هرگز نتونستم مزه‌ی حقیقی‌شون رو بچشم. چیزی که می‌تونستم باشم و چیزی که انتخابش کردم. جمله‌ی من، به تاریکی وفادارم؛ نوری که مرا ترک کرد، هرگز، باز نخواهد گشت. دست‌نوشته‌ی مرثیه‌ای برای پسر جوانی که هنوز نمرده است رو هرگز کامل نکردم. خنجر و طلسم‌های گریملکین و عصای جان گریگور پیر. سقف نم‌زده‌ و شمع‌های کم‌سو. احساس ترس خام و معصومانه. گزگز لب‌هام لحظه‌ای که می‌کشیدم‌شون روی شبنم خوابیده روی رزهای پشت حیاط. بوسیدن خارهای بوته‌ی گل محمدی. درخت کاج. هرگز نمی‌تونم بفهمم چرایی‌اش رو. هرگز.
لبم رو می‌ذاشتم روی شکوفه‌های گیلاس. روی خار گل محمدی. لبم رو می‌ذاشتم روی قطرات بارانی که دست‌وپا می‌زدن روی جای شمع نقره‌‌ای. روی سردی فلز. بارها حیات رو بوسیدم و بارها زمزمه کردم ای‌کاش این‌بار لب‌های خیس و داغ مرگ به لب‌هام بخوره.
شب‌های‌حوّا.
حوّا از آدم و بهشت پرسید. می‌گریست. آن‌چنان گریست که از هوش رفت. جبرائیل اَمین سر او را بر دامان گرفت. حوّا باید می‌گریست، حوّا باید باز می‌گشت. حوّا باید بزم روضه‌ای همراه با جبرائیل به پا می‌کرد.