eitaa logo
شب‌های‌حوّا.
776 دنبال‌کننده
75 عکس
12 ویدیو
0 فایل
بایگان‌ پیام‌ها: https://eitaa.com/velamkondige
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شیرچای
آرام‌تر لفت بدید شاید اینجا کسی از زندگی لفت داده است.
هدایت شده از گلشید
Yasin Lv1_24796141541.mp3
زمان: حجم: 1.5M
تو رو به یاد تابستونی که سه‌تایی گذروندیم نمی‌اندازه؟
شب‌های‌حوّا.
تو رو به یاد تابستونی که سه‌تایی گذروندیم نمی‌اندازه؟
[ سلام یاسمن. هوا دوباره طعم خاک و آفتاب می‌دهد. آسمان هم می‌داند که وقت بازگشت پرستوهاست. همه چیز به هم پیوسته‌ شده. ریشه‌های سرو خانه‌ی مادربزرگ در خاک، و این رگ‌های نازک و آبی روی دست‌های من که حالا، نقشه را گم کرده‌اند. کمی خراش برداشته‌اند. من‌را ملامت نکن. مزه‌ی گس مرگ هنوز زیر زبانم مانده. گفته بودم در طعم‌هایی که باید حس کنم، خسته‌ام؟ حالا دیگر واژگان هم طعم انقضا می‌دهند. شادی، غم، پرواز، پوچی و معنا. چه‌قدر این اسم‌ها کوچک شده‌اند. بال‌هایم را جمع کرده‌ام. قول داده بودی پرهای خونی‌ام را از جنگل مه‌آلودی که روزگاری آن‌را نفس کشیدیم، جمع کنی. بال‌هایم درد می‌کند. ایستاده‌ام لبه‌ی همان پرتگاهی که همیشه در ذهنم می‌ساختم. همان پرتگاهی که آن شب بارانی و سرد تهران جسارت پریدن ازش را پیدا کردم. تو جلویم را گرفتی، من‌هم ترسیدم. دیگر نمی‌ترسم. دیگر به شکستن هیچ‌چیز فکر نمی‌کنم. حتی به آن تکه‌های نوری که به دستان من نرسیدند هم فکر نمی‌کنم. آرامم. کسی در دوردست، زخمه‌ای بر تار بی‌صدا می‌زند. تمام قصه‌هایی که می‌خواستم بگویم و هیچ‌کس نشنید در من رسوب کرده‌اند. الماس‌های سیاه، شمع‌های فرسوده، عود و باران‌های وحشی. من رفتنی‌ام، مثل باران فروردین که زود بند می‌آید. تو کاج من باش یاسمن. ریشه‌هایت را فراموش نکن. کاج‌ها خواهند ماند. کاج‌ها همیشه می‌مانند. خدانگهدارت، گلشید. ]