پس از لحظهی شیون صدیقهی طاهره بر پیکر خونِ خدا، چنان قیامتی در عوالم بر پا شد که انگار آسمانها در حال فرو ریختن بود. عرش جلیل قدرت مطلق به لرزه افتاد، پس خداوند متعال به ملائکه فرمان داد.
«عرش را نگه دارید و مانع ویران شدن آن شوید.»
پس فرشتگان درحالی که بر سر و صورت خود میزدند، نالهی وا حسینا، وابنالرسولالله سر دادند و با قدرت خود، مانع ویران شدن عالم در بزرگترین مصیبت تاریخ شدند.
امروز اگر تونستید لطفاً برای دقایقی برای من دعا کنید. منهم به رسم معرفت هرشب در حقتون دعا کردم.
شبهایحوّا.
«بعد از تو خاک بر سر دنیا. ای علی! چه زود از میان ما رفتی و داغی بر دلم گذاشتی که تا ابد سرد نخواهد
همین دقایق، ساعت یک و نیم ظهر عاشورا. علی به میدان رفته. همین دقایق، سیدالشهدا کنار پیکرش روی خاک افتاده.
شبهایحوّا.
همین دقایق، ساعت یک و نیم ظهر عاشورا. علی به میدان رفته. همین دقایق، سیدالشهدا کنار پیکرش روی خاک اف
همین دقایق، ساعت دو و نیم ظهر عاشورا. فرزندان مقدس زینب کبری پرپر شدهان. حالا قاسم اذن گرفته و عزم میدان کرده. همین دقایق، دشت پر از شمیم مطهر حسن مجتبیست.
شبهایحوّا.
همین دقایق، ساعت دو و نیم ظهر عاشورا. فرزندان مقدس زینب کبری پرپر شدهان. حالا قاسم اذن گرفته و عزم
همین دقایق، ساعت سه ظهر عاشورا. حسین بییاور شده و بالای پیکر چاکچاک ابالفضلالعباس اشک میریزد. همین دقایق، صدای زهرای مرضیه میآید که خطاب به پسر امالبنین، "یا ولدی" میگوید. علمدار نیامد.
شبهایحوّا.
همین دقایق، ساعت سه ظهر عاشورا. حسین بییاور شده و بالای پیکر چاکچاک ابالفضلالعباس اشک میریزد. هم
همین دقایق، ساعت چهار ظهر عاشورا. رباب در خیمهگاه بر صورت مبارک خود لطمه میزند. خونِ خدا متحیر شده و با دستانی لرزان، برای علیِاصغر قبری کوچک حفر میکند. همین دقایق، خون مقدس اصغر عبای حسین را گلگون کرده و ذات مقدس خداوند بیواسطه با او صحبت میکند.