eitaa logo
هیئت مذهبی_فرهنگی الی الحبیب
1.1هزار دنبال‌کننده
21.4هزار عکس
4.6هزار ویدیو
141 فایل
یه عده جوونیم از جنس مونث، دانشجو، دانش‌آموز و طلبه... سرمان درد می‌کرد برای کار، حسین جمع‌مان کرد 🌸 . . . کانال ایتا: @elalhabibk پیج اینستاگرام: @elalhabib_1401 کانال تلگرام: @elalhabib1401 . . . ارتباط با ادمین کانال 👇 @Ro_siyah
مشاهده در ایتا
دانلود
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 نگاہ اشکبار و التماس آمیز دخترک سہ سالہ، پدر را از اسب فرود می آورد دخترک از جا بر می خیزد۔ در سکوت، دست پدر را می گیرد و بر زمین می نشاند، چھارزانو۔ و بعد خود بر روی پاھای او می نشیند، سرش را می چرخاند، لب برمی چیند، بغض کودکانہ ش را فرو می خورد و نگاہ در نگاہِ پدر می دوزد: ۔پدرجان! منزل "زبالہ" یادت ھست؟ وقتی خبر شھادت مسلم رسید؟ پدر مبھوت چشمھای اوست: ۔تو یتیمان مسلم را برروی زانو نشاندی و دستِ نوازش بر سرشان کشیدی! پدر بغضش را فرو می خورد و از پشت پردہ لرزان اشک بہ او نگاہ می کند۔ "پدرجان! بوی یتیمی در شامہ جھان پیچیدہ است" و ناگھان بغضش می ترکد ۔بابا! این بار کہ تو می روی، قطعا یتیمی می آید۔ چہ کسی گرد یتیمی از چھرہ ام بزداید؟ چہ کسی مرا بر روی زانو بنشاند و دست نوازش بر سرم بکشد؟ خودت این کار را بکن بابا! کہ ھیچ دستی بہ لطف دستھای تو در عالم نیست و تو ای زینب خوب می دانی ۔ و حسین نیز۔ کہ این مصیبت، فوق طاقت دخترک است و اگر دست ولایت مدد نکند، دخترک پیس از حسین قالب تھی می کند و جان می سپارد این است کہ حسین با ھمہ عاطفہ اش، فاطمہ را در آغوش می فشرد، بر سر وروی و سینہ اش دست می کشد و چشم وگونہ و لبھایش را غرق بوسہ می کند و تو انتقال آرامش را بہ وجود دخترک، احساس می کنی و ضربانِ تسلیم و توکل و تفویض را از قلب او می شنوی۔ حالا دخترک می داند کہ نباید بیش از این پدر را معطل کند و آغوش استقبال خدا را گشادہ نگہ دارد و حسین می داند کہ دخترک می ماند شھادت را می بیند و تاب می آورد دخترک بر می خیزد و حسین نیز اما تو فرو می نشینی زینب حسین می ایستد اما تو فرو می شکنی حسین بر می نشیند اما تو فرو می ریزی۔ ☀️برگرفتہ از کتاب آفتاب در حجاب اثر بی مانند سید مھدی شجاعی 🆔 @elalhabibk 🌹
🖤🖤🖤🖤🖤 بسم اللہ الرحمن الرحیم کاش کوفہ، نقطہ ختم مصیبت بود۔ کاش شھری بہ نام شام در عالم نبود۔ کاش در بین کوفہ و شام،منزلی بہ نام " نصیبین" نبود و سجاد در این منزل با غل و زنجیر از مرکب فرو نمی افتاد۔ کاش منزل " جبل جوشن" ی در نزدیکی شام نبود و زنی از اھل بیت، بہ ضرب تازیانہ ماموران، کودکش سقط نمی شد۔ کاش در بین کوفہ و شام قریہ ای بہ نام " اندرین" نبود و اھالی و ماموران، شب را تا صبح با شادی و طرب و خواندن و نواختن و شراب نوشیدن، آتش بہ دل کاروان نمی زدند۔ کاش منزل " عسقلان"ی در کار نبود و دخترکی از مرکب نمی افتاد و زیر دست و پای شتران نمی رفت و با مرگش جگر تو را نمی گداخت۔ و با ھمہ این مصائب، قابل تحمل بود اگر شھری بہ نام شام در عالم نمی بود۔ کوفہ ای کہ زمانی مرکز حکومت پدرت بودہ است، جان تو را بہ آتش کشید، شام با تو چہ خواھد کرد؟! 🖤🖤🖤🖤🖤🖤 🆔 @elalhabibk
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 آدمی به سر شناخته می شود، یا لباس؟ کشته ای را اگر بخواهند شناسایی کنند، به چهره اش می نگرند یا به لباسی که پیش از رزم بر تن کرده است؟ اما اکر دشمن آنقدر پلید باشد که سرها را از بدن جداکرده و برده باشد، چه باید کرد؟ اگر دشمن، کهنه ترین پیراهن را هم به غنیمت برده باشد، چه باید کرد؟ لابد به دنبال علامتی، نشانه ای، انگشتری، چیزی باید گشت. اما اگر پست ترین سپاهی دشمن در سیاهی شب، به بهانه بردن انگشتر، انگشت را هم بریده باشد و هر دو را با هم برده باشد، به چه علامت و نشانه ای کشته خویش را باز می توان شناخت؟ البته نیاز به این علائم مخصوص غریبه هاست نه برای زینبی که با بوی حسین بزرگ شده است. آری تویی که خود، جان حسینی و به بھترین نشانه برای یافتن او، اکنون نیاز به نشانه و علامت نداری... 🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 🆔 @elalhabibk