eitaa logo
عاشقان مولا علی علیه السلام
69 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
1.8هزار ویدیو
124 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم. در این کانال به فضایل مولا علی علیه السلام میپردازیم با استفاده از انواع کلیب های سخنرانی و مولودی با همکاری جمع طلاب حوزه علمیه قم کپی فقط یک صلوات برای تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف😊
مشاهده در ایتا
دانلود
🌟 حساب نجومی 🌟 🍏 که تمام شد مردم آرام آرام را ترک کردند. 🍏 (علیه السلام) بعد از لحظاتی بلند شد تا برود، به جمعیت نگاهی انداخت اما ابی الدرداء که همیشه برای نماز صبح می آمد را ندید… 🍏 دم در مسجد، خانم ابی الدرداء به امام (علیه السلام) سلام کرد. حضرت از احوال همسرش پرسید که چرا امروز صبح به نیامده است، آیا اتفاقی برای او افتاده؟! 🍏 خانم ابی الدرداء با افتخار گفت: همسرم دیشب اصلاً نخوابید و از سر شب تا صبح مشغول عبادت بود و چون خسته بود، نماز صبحش را در منزل خواند و خوابید. این را گفت و منتظر تحسین حضرت بود که... 🍏 امام (علیه السلام) فرمود: اگر از سر شب تا صبح می خوابید ولی نمازش را در مسجد به جماعت بجا می آورد ارزش و ثوابش بیشتر بود. خانم ابی الدرداء سر به زیر انداخت و با تعجب راهی خانه شد. 📚 اصغر آیتی و حسن محمودی، پر پرواز ؛ ص 79 به نقل از بحارالأنوار، ج 85 ص 17.
💠 پرسش و پاسخ از حضرت آیت اللَّه‏ خوشوقت ره ( انتخابات2) ❓اگر کسی و بود و هم بود و بعد نامزدی را در معرفی کرد می‌توانیم به قول او کنیم؟ ✅ این با مسأله و اینها دارد، اینجا یک و هم لازم است، کار هر نیست، ممکن است یک آدمی عادل باشد ولی اشخاص را نشناسد، عوضی بدهد یا عوضی را کند لذا به هر عادلی نمی‌شود اکتفاء کرد. باید با عادلی کار کرد که ، می‌داند این است یا دیندار نیست. این فرد چند سالی که داشته در آن پست چکار کرده است؛ اینها را می‌فهمد، اما آن بنده خدایی که آشنا نیست، در مسائل اجتماعی و سیاسی نمی‌شود .
💓 از به امامت ردّانی پور 💓 🗓 15 مرداد، سالروز شهادت شهید مصطفی ردانی‌پور
❤️❤️نماز منتظرانه 💍 برپایی نماز جماعت در شرایط سخت 💍 🌸 در روزهای اول زندگی در اردوگاه، عراقی ها فشار می آوردند که ما را ترک کنیم؛ ولی ما اعتنا نمی کردیم. 🍀 آن ها تلاش می کردند تا نماز ما را به هم بزنند. وقتی که از این کارشان هم نتیجه ای نگرفتند، گفتند: «اگر می خواهید نماز جماعت بخوانید، حق ندارید بیش از ده نفر باشید!» 🌸 مدتی نمازهای جماعت ده نفره می خواندیم؛ ولی پس از مدتی بر تعداد افراد افزوده شد و این دستور هم ور افتاد. وقتی دیدند که به مقصودشان نرسیده اند، جیره ی غذایی ما را کم کردند. 🍀 ما گرسنگی می کشیدیم، اما جماعت هم می خواندیم. مدتی گذشت و عاجزانه اعلام کردند: «اگر نماز جماعت نخوانید، هر چه بخواهید برایتان می آوریم.» 🌸 در جواب آن ها گفتیم: «ما نماز جماعت را به هیچ قیمتی رها نمی کنیم». بعد از مدتی نماز جمعه را هم برپا کردیم. 🍀 روز به روز بر همبستگی ما افزوده می شد و عراقی ها کلافه شده بودند. آن ها برای مقابله با ما به زور متوسل شدند؛ به نوبت ما را می بردند و شکنجه می کردند، ولی باز هم نتیجه ای نگرفتند. 🌸 فرمانده ی اردوگاه که حسابی از دست ما شاکی شده بود، گفت: «معلوم نیست شما چه جور آدم هایی هستید! با زور برخورد می کنیم، حرف گوش نمی دهید؛ امکانات رفاهی می گذاریم، باز هم به حرف ما توجه نمی کنید. 🍀 غذایتان را کم یا زیاد می کنیم، برایتان فرقی نمی کند؛ حرف فقط حرف خودتان است. شما در این جا یک جمهوری اسلامی راه انداخته اید». 📖 قصه ی نماز آزادگان، ص 183، خاطره ی محمدرضا صادقی. ╚════🌷═╝