203.6K
#سبک
#زبانحال_حضرت_زینب
به آرزوت رسیدی رقیه رقیه
آخر باباتو دیدی رقیه رقیه
.
#زبانحال_حضرت_زينب_باحضرت_رقيه
#پنجم_صفر
زينب فداي سِنّ كمِ تو رقيه
ميميره عمه ات از غم تورقيه
ظلم وستم كشيده، رقيه رقيه
سه ساله قدٔ خميده، رقيه رقيه
جز توكسي نديده، سه ساله رقيه
باباي سَربُريده، سه ساله رقيه
سرپدركه ديدي، شكُفتي رقيه
بگو،توبه حسينم، چي گفتي رقيه
چي ازپدرشنيدي، سه ساله رقيه
كَز زندگي بريدي، سه ساله رقيه
نَفس نَفَس نزن اي، عزيز برادر
كه افتادم دوباره، حالا ياد مادر
فاطمهٔ سه ساله،رقيه رقيه
خونين شدي چولاله، رقيه رقيه
خزان شداز ستمها، بهارَت رقيه
ازكينه شدخرابه، مزارت رقيه
به عاصيان، قيامت، نظركن رقيه
آنجا زِ ماتو رفعِ، خطركن رقيه
#داودتيموري عاصي ✍
~
.
#مادر
#سبک_ناحله_الجسم_یعنی
#مادر
اخر دنیا یعنی
ببینی مادر از پیشت میره
دل غریبش از زمونه سیره
دلش میخواد که دیگه بمیره
اخر دنیا یعنی
ببینی خواهرت دیگه تاب نداره
سرش رو روی عکس مادر میزاره
بارون غم داره ز چشماش میباره
اخر دنیا یعنی
میام کنار قبر تو میشینم
از این زمونه مادرم دلگیرم
میخوام بگم بدون تو میمیرم
مادرمن ای مادر
حرفم رو از چشای خیسم بخون
فقط یه شب دیگه پیشم بمون
برام مادر بشین لالایی بخون
#ختم_مادر
#سبک_قافله_سالار_من تویی دوای دردم
.
.
#پنجم_صفر
#حضرت_رقیه_علیهاالسلام
#زمینه #واحد #سه_ضرب
#زنجیرزنی
بیا خرابه صاحب الزمون
میون ناله های عمه ها
پیش سر بریده، نیمه شب
رقیه جان تو رو زده صدا
بیا سرو ببر
از ناله ها و هق هقش، شد عمه خون جگر
بیا سرو ببر
شده رقیه نیمه جون، پیش سر پدر
یا صاحب الزمان...
یا:
یا ربّ الحسین بحقّ الحسین
اشف صدر الحسین بظهور الحجّة...
🌸
خرابه روشنه با نور تو
خوش اومدی بابا به جمعمون
از بعد مجلس شراب چرا
از دندونت هنوز خونه روون
کجا بودی بابا
وقتی با نام خارجی منو زدن صدا
کجا بودی بابا
دیدم دوتا گوشوارمو تو گوش بچه ها
یا أَبَتا حسین...
🌸
هواتو کرده بود دلم بابا
میخوام نگات کنم با چشم خیس
میخوام ببوسمت ولی بابا
روی سر تو جای بوسه نیس
منو دیگه ببر
دنیا برام جهنمه بدون تو پدر
منو دیگه ببر
با زجر بی حیا بشم چه طوری همسفر
یا أَبَتا حسین...
#زمزمه
#شب_سوم_محرم
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
.👇
اللهم عجل لولیک الفرج (209).mp3
3.7M
#زمزمه دهتایی بیست و دوم
ماه محرم اومده بازم
متن 👇
https://eitaa.com/emame3vom/98353
.
#پنجم_صفر
#حضرت_رقیه علیهاالسلام
#زمینه_مهدوی
#زمزمه #واحد #شور
آقاجون رفتی بازم با چشمای بارونی
توی اون خرابه ای که عمّه هان؛ زندونی
کنار رقیه روی خاک سرد، می شینی
برای سر بریده روضه ها میخونی
آه، بیا آقا
منتقم برس به داد عمّه ها
شامیا برای کودک میارن سر جدا
آه، شد خون جگر
عمّه از زخم روی لب پدر
بیا سر رو از رو دامن رقیه جان ببر
العجل به حقّ ِ....... لاله ی شهیده
جون داده کنار........ یک سر بریده
اللهم عجل لولیک الفرج.....
🌸
بابایی نبودی گوشوار منو دزدیدن
به لباس پاره ی دختر تو خندیدن
برا دق دادن من، دخترای اهل شام
باباشونو هی جلو چشمای من بوسیدن
آه، شدم عذاب
دخترت ببین شده خونه خراب
شده ام سربار عمّه زینب و بی بی رباب
آه،شدی شهید
بعد تو به روز من چه ها رسید
موی دختر سه ساله چه جوری میشه سپید
منو دیگه با خود..... ببر از خرابه
بعد تو، بابایی.......زندگیم عذابه
اللهم عجل لولیک الفرج.....
🌸
کافی بود برای مرگ دختر ِمعصومِت
یه نگاه به زخم لبها و رگ حلقومت
قسمتم اینه که امشب بمیرم، توو غربت
خاک روی تنم بریزه خواهر ِمظلومت
آه، میگه چه زود
رفتی از میون ما ماه کبود
با لباس کهنه خاکت می کنم، کفن نبود
آه، گل حرم
شده ای کمون شبیه مادرم
اربعین جواب ندارم برای برادرم
تنها اینجا موندی..... چاره ای نداشتم
تو رو با دل خون..... توی قبر گذاشتم
اللهم عجل لولیک الفرج.....
علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) ✍
#شب_سوم_محرم
.👇
.
#زبانحال_حضرت_رقیه
#حضرت_رقیه
#پنجم_صفر
یادش بخیر بالش نرمی که داشتم
آغوش با محبت گرمی که داشتم
یادش بخیر بوسه گرم تو قبل خواب
خوش می گذشت دور تو و عمه و رباب
یادش بخیر شانه زدن های هر شبت
پا می شدم ز خواب به گلبوسه ی لبت
یادش بخیر زندگی ام رو به راه بود
رویم سپید و موی سر من سیاه بود
امشب ولی به زیر سرم خشت خام بود
بی احترام طرز ورودم به شام بود
این طفل پیر جان بسپارد اگر، رواست
لعنت به شمر طفل تو را سالخوده خواست
ناز تو را به قیمت سیلی خریده ام
از خواب با لگد نپریدم؟ پریده ام
سیلی به حال صورت من گریه می کند
لالایی ام به لکنت من گریه می کند
خود را برای دلخوشی او زدم به خواب
خواب مرا به هم زده لالایی رباب ...
ما چوب خورده های اسارت چشیده ایم
دندان شکسته های خجالت کشیده ایم
از من بریده تر ، نفس خواهرت شده ...
بیچاره عمه، قبر کن دخترت شده ...
گفتم به عمه تا به وصیت عمل کند ...
نیت کند به جای تو من را بغل کند
از روی نیزه ها نگرانم شدی ببخش
فردا اگر که فاتحه خوانم شدی ببخش
هنگام غسل دادن زهرای کوچک است
ما بی کسیم ، گریه کن ما عروسک است
زخم تن مرا به سکینه نشان مده ...
تلقین بخوان و شانه ی من را تکان مده
گفتم به قبر من بنویسند: خسته بود
زهرا ترک ترک شده بود ، او شکسته بود
یا رب ، روا مدار عزیزی شود اسیر
بابای هیچ دخترکی را از او مگیر ...
طفل تو را نبودن تو قد خمیده کرد
با من هرآنچه کرد ، گلوی بریده کرد
#خرابه_شام
#ناصر_دودانگه ✍
#شب_سوم_محرم
.