.
#مناجات
#ماه_رمضان
#توبه
توبه ای با نام زهرا میکنم این لحظه با شرمندگی
گرچه میدانم نبودم مرد این میدان نکردم بندگی
خسته ام از بس که کردم توبه و پشتش خطا،بازم گناه
کوچه های این دلم را پشت هم مسدود کرد این زندگی
میشود زندانی دستان پر مهرت کنی این بنده را؟؟؟
خیر من در بندگی باشد ندیدم خیر از این آزادگی
گفته ای هر بار،آری توبه کن میبخشمت،گیرم که شد
با چه رویی من ببینم روی تو با این همه شرمندگی
مثل عطاری که بر دستان او مانده حناهایش منم
میکنم توبه ولی سویم نمی آید چرا آسودگی
بین روضه در میان کوچه ی سینه زنی وقت دعا
فکر اینم کی رهایم میکنی از دست این دل مردگی
#بهنام_واحدی_جهاد✍
https://eitaa.com/emame3vom/59966
.
|⇦•جان دهی یا جان ستانی...
#روضه و توسل به #حضرت_علی_اکبر علیه السلام اجرا شده #شب_هشتم ماه مبارک رمضان ۱۴۰۰ به نفس حاج محمود کریمی
●━━━━━━───────
*آقا قمر بنی هاشم، شبِ دهم، شبِ عاشورا، به همه ی اقوام، خواهرزاده ها، برادرزاده ها، گفتند: چه می کنید؟ آقا علی اکبر فرمودن: عموجان! شما امیر لشکر هستید، فرمود: تا ما زنده ایم از اصحاب نباید به میدان برن...
آه از اون ساعتی که جوانِ امام حسین اومد تویِ خیمه وداع کنه، دلِ عمه ها پاره پاره شد، وقتی میخواست به میدان بره، بابا گفت: علی جان!...*
جان دهی یا جان ستانی، از پدر با هر قدم
این خرامان راه رفتن را، به زهرا رفته ای
اینقدر شبیه به رسولِ خدا و مادرش فاطمه بود، وقتی به میدان آمد، پیرمردها عقب نشینی کردن، دشنام دادن به اِبن سعد، گفتن: به ما نگفته بودی داری به جنگ پیغمبر میای، اینقدر شبیه بود، اسبِ رسولِ خدا به کسی سواری نداد به غیر از علی اکبر...*
جان دهی یا جان ستانی، از پدر با هر قدم
این خرامان راه رفتن را، به زهرا رفته ای
*جانِ حسینِ این پسر، گفت: بابا میخوای بری برو، خداحافظی هم کردی، اما چند قدم جلو چشمِ بابا راه برو، من سیر قد و بالات رو ببینم، علی رو در آغوش گرفت، علی رفت، آقا ابی عبدالله جمله ای فرمود:" اَللّهُمَّ اشْهَدْ عَلى هؤُلاءِ الْقَوْمِ، فَقَدْ بَرَزَ إِلَيـْهِمْ غُلامٌ اَشْبَهُ النّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ، كُنّا إِذَا اشْتَقْنا إِلى نَبِيِّكَ نَظَرْنا إِلى وَجْهِه" خدایا! تو شاهد باش، جوانی به سمت این قوم رفت، خَلقاٌ و خُلقاً و منطقاٌ شبیه به رسولت بود، هر موقع دلمون برا رسولِ خدا تنگ میشد، بهش نگاه می کردیم، می گفتیم: علی جان! بخند، علی جان! حرف بزن، علی جان راه برو...*
در خیمه بود دست پدر سوی آسمان
ناگه ز رزمگه صدایِ علی شنید
*یه وقت شنید صدایِ علی اکبرش داره میاد"يا أَبَتاهُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ، هذا جَدِّي رَسُولُ اللهِ قَدْ سَقانِي بِكَأْسِهِ الاَْوْفى..." باباجان! الان جدم رسول الله با یه کاسه ی آب من رو سیراب کرد که دیگه تشنه نمیشم، جدم می فرماید: حسین جان! تو هم بیا، برای تو هم آماده کردیم...حسین آمد سوار بر مرکب بشه...*
پدر آمد به یاریش برود
من بمیرم رکاب را گم کرد
*چشمایِ اربابمون سیاهی رفت...*
پسر بوتراب بین تراب
نوه ی بوتراب را گم کرد
جلد قرآن خویش پیدا کرد
برگه های کتاب را گم کرد
*چرا بدن اینقدر پاره پاره شد؟ علی اکبر، سرش رو گذاشت رویِ گردن اسب، چشماش رو بست، خون سر علی اکبر رویِ چشمایِ اسب رو گرفت، یه نانجیبی اومد مهار اسب رو گرفت، عوضِ اینکه اسب به خیمه برگرده، بُرد آخرِ لشکر که دستِ عباس بهشون نرسه، هرکی عقده داشت یه ضربه زد، تا رسید علی اکبر به انتهای لشکر، همین طوری تیکه تیکه می افتاد ازش...یک دشت پر از علی اکبر شد...*
خیز بابا تا از این صحرا رویم
اینک به سوی خیمه ی لیلا رویم
این بیابان جای خواب ناز نیست
ایمن از صیاد تیر انداز نیست
*به آبرویِ علی اکبر الهی العفو...*
ــــــــــــــــــ
#حاج_محمود_کریمی
#ماه_رمضان
#روضه_حضرت_علی_اکبر_علیه_السلام
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
.👇
140002131eheyat-karmi-roze.mp3
2.95M
.
#ماه_رمضان
#امام_زمان عجل_الله
چه مبارک سحریست آن سحری
که شما فیض مدامم بدهی
گره از کار دلم وا شدنیست
گر جوابی به سلامم بدهی
گریه کن بر غم تنهایی خود
اَحدی مونس و غمخوار تو نیست
کسی از این همه عاشق آقا
همنشین دمِ افطار تو نیست
به مناجات سحرگاهیِ خود
به جهان چشمه ی نورت بطلب
ما دعامان که ندارد اثری
تو خودت امرظهورت بطلب
منِ دلخسته به دنبال شما
مانده ام در غم بی یار و کسی
خجل از روی توام تا به ابد
توبه ام می شکند با هوسی
به منم مزه ی وصلت بچشان
که ز هجران تو سوزد دل من
بی تو آواره ی شهرم بخدا
عشق تو گشته همه حاصل من
آرزویم شده در دارِ جهان
بشنوم صوت دل آرای تو را
گر نشد در دل تاریکی قبر
من ببینم رخ زیبای تو را
#مرتضی_عابدینی ✍
.
.
🔸سی شب مناجات ماه مبارک رمضان ۱۴۴۳ _ شب پنجم
📆 زمان:
👈 چهارشنبه ١٧ فروردین ماه ۱۴۰۱
🔷 با مداحی:
👈 کربلایی #سید_رضا_نریمانی
👈 کربلایی علیرضا شریفی
🔊 بخش اول #مناجات_و_روضه |ز همه خسته شدم، خستگی ام را در کن
🔊 بخش دوم دعای #ابوحمزه_ثمالی l فَوَعِزَّتِكَ لَوِ انْتَهَرْتَني ما بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ
🔊 بخش سوم #مناجات l حسین آقام، همه میرن تو میمونی برام
🔊 بخش چهارم #روضه l به روی شانه تو چند موی سوخته بود
.
امام حسین ع
.
📋 از همه خسته شدم خستگی ام را در کن
#مناجات_با_خدا
کربلایی سیدرضا نریمانی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از همه خسته شدم، خستگیام را در کن
مضطرم، لطف کن و فکرِ من مضطر کن
بیپناهم، به جز این خانه پناهم ندهند
من پناهنده شدم بر تو، مرا در بر کن
گرچه رویم سیه و دامنم آلوده شده
از خطایم بگذر، حال مرا بهتر کن
حال اشکی بده من را که دلم بشکستهست
بعد از آن رحم بر این حال و به چشمِ تَر کن
یارئوف از سر رأفت مددی کن بر من
یاکریم از کرمت شامل این نوکر کن
بر سر سفرهی تو آمدهام سفره گشا
بین خوبانِ درت جای مرا گستر کن
آمدم توبه کنم، قول دهم خوب شوم
توبهام را بپذیر حرف مرا باور کن
کوچکم محضر تو ای تو بزرگ همگان
من نه، اصلا نظرم حق یل خیبر کن
به بزرگیِ علی دست منِ کوچک گیر
قلب من را حرم فاطمه و حیدر کن
علی و فاطمه بر روی حسین حساساند
نظری بر من نوکر به شه بیسر کن
زخمی افتاده به گودال و تَنَش در خون است
شِمر! صرفنظر از دِشنه و از خنجر کن
خواهرش آمده از تل نَبُرد شه سر را
رحم بر قلب پُر از خون چنین خواهر کن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
امام حسین ع
.
#حضرت_زهرا
محمد علی بیابانی
قرار من چه کسی بعد تو قرار علیست
پس از تو بانوی خانه! که خانه دار علیست
تو جسم و جان منی بین قبر خوابیدی
و این مزار، مزار تو نه مزار علیست
دلیل خیسی این خاک، اشک نیست فقط
کمی هم از عرق روی شرمسار علیست
تو یاس بودی و در باغ، پرپرت کردند
عجیب نیست اسیر خزان، بهار علیست
پس از تو آنچه سپید است گیسوی حسن است
پس از تو آنچه سیاه است روزگار علیست
غذای دیشبمان دستپخت زینب بود
چنان تو و پدرت، دخترت کنار علیست
دری که سوخته، دارد هنوز می سوزد
چرا که مستمع روضه های یار علیست
منم که ماندم و لبخند و طعنه ی یک شهر
وگرنه خانه ی تو نزد کردگار علیست
به روی شانه ی تو چند موی سوخته بود
نه موی سوخته بلکه طناب دار علیست
محمد علی بیابانی
.
4_5947013169187654278.mp3
1.53M
#شور
#زمینه
#شب_قدر
#سبک_منم_باید_برم
■■■◆■■■
تموم حاجتام / میون دستمه خدا
خودت که میدونی /جدایی سختمه خدا
شبای روضه و / شبای گریه و عزاس
شبای غربته / مهدی فاطمه کجاس
شاید که زائره / میون صحن کربلا
شاید که اومده / نشسته در کنار ما
به سینه میزنه / برا حسین سر جدا
بیا بیا بیا عزیز فاطمه بیا
_____________
بیا آقای من / همین شده دعای من
رسیده آسمون / صدای ناله های من
بیا بیا ببین / میباره اشکم از دوعین
میگم تو ندبه ها / این الحسن این الحسین
برای غربتت / میکشم آهی از جگر
عزیز فاطمه / پس کی میای تو از سفر
تو رو قسم میدم/ منو به نوکری بخر
◈◈◈◈▣◈◈◈◈
●شاعر: مرتضی کربلایی✍
.