eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. با خدا در ماه شعبان ماه شعبانه و بنده ی گنهکار اومده خِجِل از فرطِ گناه با یه دل زار اومده ماه شعبانه و با امیدِ رحمت اومدم روسیاهم با یه عالمه خجالت اومدم از جهل و غفلت،آکنده ام من ببین خدایا،شرمنده ام من الهی العفو... ای خدا ببین که بندهٔ فراری اومده با دلی شکسته و با گریه زاری اومده ماه شعبانه و دل نشد زِ معصیت جدا چجوری واردِ ماهِ رمضون بشم خدا این نفسِ سَرکِش،بیچاره ام کرد در دشت غمها،آواره ام کرد الهی العفو... ای خدا قسم میدم تو رو به ماه کربلا به علمدار حسین یاورِ شاه کربلا حقّ اون لحظه که مَشکِش و دَریدن ای خدا حقّ اون لحظه که دستاش و بُریدن ای خدا من و فدا کن،به راه دلبر غریبِ گودال،شهیدِ بی سر مظلوم حسین جان... در .👇
علیه_السلام متن:سوگند میخورم.. کربلایی رضا شیخی 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سوگند میخورم به علی نسل مرا اگر رصد کنی پیوند میخورم به علی اقرار میکنم به علی سر را هدیه شبیه میثم تمار میکنم به علی به علی به علی به علی هر نماز میکنم ، اقتدا به علی زندگی میکنم ، در رکاب علی سر من پیشْ کشی ، به جناب علی خونِ در شریانم علی ، ضربانم علی میبرم اسمت و مادر میگه جانم علی اگر ایمان نیاورم که تویی مقتدا به جهنم کشد مرا ایمانم علی ☘☘☘☘☘☘☘☘☘ ای کائنات لشگر تو خوردن غبطه اهل آسمان بر جایگاه قنبر تو ای سید بزرگ عرب لرزید از شکوه کلام تو پایه های منبر تو حق علی حق علی حق علی در شب ظلمات ، ناد علی ماه من شیعه زاده ام و ، راه غدیر راه من سر و جانم فدات ، ای اسدالله من قبله گاه جهانی علی ، دل و جانی علی به تمامی وجودم ضربانی علی ایمانش خلیل را از هوش میبرد الحق که تو رهبر سلمانی علی .👇
شور - از الست گفته خدا.mp3
2.71M
متن:از الست... کربلایی رضا شیخی 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 از الست گفته خدا کریم طاها به حسن ارث غیرت و جنم رو داده مولا به حسن در احد ندا رسیده لافتی الا به علی در جمل وحی نموده لافتی الا به حسن ضربه‌ی آنی ، یا حسن مولا مثل طوفانی ، یا حسن مولا تا غضب کردی ، همه فهمیدند مرد میدانی ، یا حسن مولا یا حسن مولا ، ای کریم آل الله سفره دار بی همتا ، مولا مولا یا حسن مولا ، ضربه های برق آسا کرده محشری برپا ، مولا مولا ☘☘☘☘☘☘☘☘☘ در کرم کرد اقتدا حاتم طایی به حسن کوه زر همه حال اگر گدایی به حسن داده در راه خدا سه بار تموم هستیشو لفز فخر المومنین میاد خدایی به حسن حیدری سیرت ، یا حسن مولا معنی عترت ، یا حسن مولا شتر و پی کرد ، ای بنازم شاه ای ابرقدرت ، یا حسن مولا یل نام آور ، ای شیر نر حیدر ماورای هر باور ، مولا مولا محشر محشر ، جان جان پیغمبر میگه الله اکبر
. قلب مرا نرم کرد، دیدۀ بارانی‌ام تر شده سجاده از اشک پشیمانی‌ام از همه دل‌رحم‌تر، از همه نزدیک‌تر هرچه برنجانمت باز نمی‌رانی‌ام از تو چه پنهان پر از حسرت دنیا شدم از تو چه پنهان پر از بی ‌سر و سامانی‌ام عمر تباه مرا، بار گناه مرا باز بدان ای رئوف از سر نادانی‌ام بندۀ شرمنده‌ات عاشق تو بود و هست خواه ببخشایی‌ام، خواه بسوزانی‌ام ✍ .👇
. 🎤 صدا میاد داره از کجا میاد به گوشم این صدا آشنا میاد صدای آه میاد از تو  قتلگاه انگاری مادره میکنه نگاه سوا سوا میزدن حرومیا یکی با سنگ پیر مردا باعصا وای از تنت تو رو دوره کردنت واسه ی یه مشتی گندم زدنت شمر که رسید سمت گودال میدوید چکمه رو سینه گذاشت مو رو کشید 😭😭😭😭 با خنجرش پیش چشم مادرم سر داداشم و از قفا برید هی میزدن هی پیاپی میزدن دم آخر سر تو رو نی زدن وای از  تنت تیکه تیکه بدنت افتاده به زیر نعل مرکبا به روی خاک بدن خون پره چاک سر تو شد زینت روو نیزه ها ✍ .👇👇
24.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شبه جمعه ست صدای مادری می آید صـــدای آه😭😭 مــیــاد از تو قــتلـــگــاه 😭😭 🎤
. ۲۵ اسفند یادبود پروین اعتصامی 💧سفر اشک اشک ، طرف دیده را، گردید و رفت اوفتاد آهسته و غلتید و رفت بر سپهر تیرهٔ هستی دمی چون ستاره روشنی بخشید و رفت گرچه دریای وجودش جای بود عاقبت یک قطره خون نوشید و رفت گشت اندر چشمهٔ خون ناپدید قیمت هر قطره را سنجید و رفت من چو از جور فلک بگریستم بر من و بر گریه‌ام خندید و رفت رنجشی ما را نبود اندر میان کس نمیداند چرا رنجید و رفت تا دل از اندوه، گردآلود گشت دامن پاکیزه را برچید و رفت موج و سیل و فتنه و آشوب خاست بحر، طوفانی شد و ترسید و رفت همچو شبنم، در گلستان وجود بر گل رخساره‌ای تابید و رفت مدتی در خانهٔ دل کرد جای مخزن اسرار جان را دید و رفت رمزهای زندگانی را نوشت دفتر و طومار خود پیچید و رفت شد چو از پیچ و خم ره، باخبر مقصد تحقیق را پرسید و رفت جلوه و رونق گرفت از قلب و چشم میوه‌ای از هر درختی چید و رفت عقل دوراندیش، با دل هرچه گفت گوش داد و جمله را بشنید و رفت تلخی و شیرینی هستی چشید از حوادث باخبر گردید و رفت قاصد معشوق بود از کوی عشق چهرهٔ عشاق را بوسید و رفت اوفتاد اندر ترازوی قضا کاش می‌گفتند چند ارزید و رفت ✍ .