هدایت شده از گرافاتشوریدهیکگیاهسمی
از میرزا عابد نهاوندی نقله که میگفتن:
هروقت از کسی به تو بدی رسید،
سعی کن به رویش نیاوری.
*خجالتزده کردن اشخاص*
صفت خوبی نیست.
حضرت یوسف(ع)
پس از اینکه از *چاه* نجات یافت
و عزیز مصر شد،
برادرانش به او رسیدند؛
تا آخر عمر جلوی برادرانش
جملهای که کلمه «چاه» در آن باشد،
بر زبان نیاورد.
خیلی وضعیت حجاب عجیب غریب بود دیروز غروب که بیرون بودم
خیلی عجیب
خانم ها با شلوارک و تاپ حتی دیده میشدن
یکم شوکه شدم
لباس ها واقعا یه طوری بود برای خیابون ...
راستش تا حالا همچین چیزهایی ندیده بودم تا این حد و با تعداد بالا
درواقع انقدر با سرعت وضع حجاب در حال تغییره که هرروز که میرم بیرون شکل جدیدی از واقعه منو سورپرایز میکنه
به نظم فرهنگی غیرقابل کنترلِ جدید سلام بدید
و این تنها کاریه که حالا از دستتون برمیاد ...
کلا ایرانی جماعت با اعتدال غریبه ست
حالا با هر مسلک و دین و مرامی که میخواد باشه ، مذهبیش یه جور گندش رو در میاره و میخواد همه رو متحدالشکل کنه تو حجاب و حتی زن عبایی هم براش قفله و با انگ حجاب استایل طردش میکنه و بی حجاب بی روسری رو شبیه خوک میبینه و همش میخواد هدایت کنه همه رو و رستوران و مدرسه و همه چیش رو از غیر مذهبی ها جدا میکنه که چشمش هم به آدم متفاوت نخوره
غیر مذهبیش هم فکر میکنه چون حالا کسی کاری به کارش نداره و دیگه قوانین حکومتی ای در حوزه ی حجاب جاری نیست دیگه میتونه با بیکینی هم بیاد تو خیابون کم کم و هیچ شعوری در مورد رعایت و توجه به زمینه های فرهنگی یک جامعه نداره و درواقع بی جنبه ست در امر آزادی و انقدر زیاده روی میکنه در همه چیز تا گندش دربیاد
من نمیفهمم چرا ما با اعتدال انقدر بیگانه و در ستیزیم ؟
چرا انقدر نرمال بودن برای ما ایرانی ها آنرماله ؟
واه واه
حیدر مددی
این مشتیه که تو دهن ظلم زدی
فرمانده ی کرار شدی
با مجتبی ای علی تکرار شدی ...
دنیا جای عجیبیه فکر نمیکردم یه روزی برسه که تو دل تاریکی بعد نماز صبحِ اتاق گالریم رو باز کنم و ممتد خیره بشم به این عکس علی خامنه ای و این تیکه از مداحی رو مدام پِلی کنم در حال خیره بودنم به عکس و از عمق دل حس کنم علاقه مندم به این مرد...
هدایت شده از استاد علی صفایی حائری
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 آخوند زادههای سنّتی
🖊ما نمیتوانیم تمام مكتب را، تمام مذهب را به صورت سنت به بچهها تحويل بدهيم؛ چون اين سنتها نمىتوانند جلو ضد سنّتها را بگيرند و آن چه مىتواند جلوگير آنها باشد، ديگر به آن رو نمىكنند؛ چون مىگويند، ما تمام مذهب را مىدانيم.
🖊و همين است كه آخوند زادههاى سنّتى زود رنگ عوض مىكنند؛ چون آنچه را كه يافتهاند جلوگير اشكالها و انتقادها و ديدهاى تيزِ دورههاى بالا نيست و آنچه كه جلوگير است آنها سراغش را نمىگيرند و حتى زير بارش مىروند؛ چون خود را بىنياز و آگاه و عارف مىدانند.
🖊و همين است كه فرزندان آنهايى كه مذهبى نبودهاند هنگامى كه به مذهب مىرسند با شور و شوق عجيبى پيش مىتازند و تا سر حدّ جان مىايستند و چهها كه نمىكنند و از چهها كه نمىگذرند.
🖊قضاوت اين دو دسته در اين است كه يكى مذهب را به صورت سنّت گرفته و سپس اسير ضد سنّتها شده است و ديگرى لامذهبى را به صورت سنّتى فرا گرفته و سپس در مذهب، حرفهاى نو و تازه و ديدهاى وسيعتر و برداشتهاى گستردهترى را به دست آورده است.
📱 با عینصاد همراه باشید:
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
💬 نظرات
دغدغه ی امروزم اینه که با توجه به اینکه ظهر سوپ شیر و سالاد خوردم و احتمالا بعدازظهر با مبینا میریم کافه و باید یه چیزی اونجا بخورم و شام هم مامانم آبگوشت گذاشته ، با توجه به اینا چه جوری باید کالری مصرفیم رو زیر هزار نگه دارم :)))
هزار بار تو اَپ های مختلف نون و پارمسان سالاد سزار کافه رو حذف کردم یه قاشق از سسش کم کردم ، حساب کردم اگه آب آبگوشت رو نخورم و گوشت کوبیده رو بدون نون بخورم به هرحال کالری مصرفیم چقدر میشه و این چیزا خلاصه :))
هدف من از رژیم دیگه لاغر شدن نیست
لاغر مردنی شدنه
اینجوری که دغدغه ی چاق شدن تا سال ها ازم ساقط بشه
راحت بشینم ۸ تا کاسه آبگوشت و یه پاتیل سزار با رول سوخاری و سس زیاد و نون سوخاری هاش بخورم و خیالم راحت باشه ...
اون سس بد مزه ی رژیمی کاله رو نمالم دیگه به کاهو هام و کیلو کیلو مایونز بپاچونم رو سالاد فصلم
یا از سوپ شیر خوشمزه ی خودم پزم فقط ۸ قاشق سهمم نباشه و یه دیگش رو بریزم تو این کاسه روحی گنده ها و با همراهی نون سنگگ در کمال آرامش با سوپ شیرم معاشقه کنم
اون روز نزدیکه 😅
توکل به خدا
من میخوام لاغر مردنی بشم که راحت بتونم چاق بشم و چاقی کنم
نمیدونم منظورم رو میفهمید یا نه😅
700K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قیافه ی اَپ های کالری شمار وقتی لیست این غذاهای چرب و چیل رو میدم بهشون و میگم برام کالری زیر هزار ازشون دربیارید😅
امروز، مبینا ، همون سزار همیشگی ، همون دردِ دل های همیشگی ، همون کافه ی همیشگی ، نماز اول وقت ، مسجد حاج آقا صابر ، پیاده روی ، بارون بهاری ، قول سفر رشت و زندگی که از وسط همین روزای غیرمعمولی مارو محکوم به خودش کرده ...