#پارت_110
پدرم از دور دستها را بالا ببرد و مادرم را با صورت شکسته دیدن بی اختیار اشکم سرازیر شد جامعه و لیلا و ستار و جبار و سیما بلند شدند اول ناباورانه نگاهم کردند و بعد هر ۵ تایی آنها دویدند طرفم..
بال بال زنان دویدم طرفشان.. 😍
به هم رسیدیم و همدیگر را در آغوش هم فرو رفتیم خواهرها و برادرهایم زودتر از من رسیده بودند آوه زین.
وقتی رسیدم کنار چشمه پدرم پیشانی ام را بوسید و آرام گفت خوش آمدی به خانه ات.. روله خوش آمدی..
رفتیم به جایی که روزی خانه مان بود. همه چیز از بین رفته بود نشستم و روی خاکهای خانهای که در آن بزرگ شده بودم دست کشیدم و خاک را زیر و رو کردم شاید چیزی پیدا کنم خودم هم نمی دانستم دنبال چه می گردم یاد وقتی افتادم که با چه وسواسی خانه را تمیز می کردند پنجرهها را باز میکردم و بوی خوش خانه را پر میکرد
احساس کردم صدام غرور ما را شکسته است.
نیروهای امداد و جهاد و بنیاد جنگ زدگان پشت سر ما آمده اند وقتی مردم با قیافههای وحشت زده و ناراحت وارد گورسفید و آوه زین میشدند آنها را دلداری می دادند و می گفتند ناراحت نباشید همه چیز را از اول می سازیم.
روز اول نیروهای خودی همه مردم روستا را جمع کردند
تعیین و ابراهیم هم توی آن نیروها بودند دوباره برادرهایم را میدیدند آخرین بار کی دیده بودمشان یادم نمیآمد.
نیروها برای مردم حرف زدند و گفتند که تمام دشت و روستا پر از مین است.
که می گفتند نیروهای صدام آن موقعی که اینجا بودند. مین کاری کردهاند تا وقتی نیروهای خودمان به اینجا می رسند کشته شوند.
از رحیم پرسیدم مین چه شکلی است.؟
سرش را تکان داد و گفت به هر شکلی هست باید هر جا پا می گذارید و بچه ها هر کجا میروند حواسشان باشد.
نیروهای خودی هشدار دادند و گفتند مین از بمباران بدتر است نقص عضو شوید حواستان باشد.
ادامه دارد..
#پارت_111
نیروهای جهادی سریع خاکبرداری را شروع کردند. ما در گورسفید شورای ده داشتیم و شورا مشخص کرد خانه هرکس کجا ساخته شود.
نصرت کمری و حسین علیخانی و بهروز کیانی شورای ما بودند یک روز مردم را جمع کردند و خودشان هم کاغذ دست گرفتند ردیف ردیف جای خانه ها را مشخص کردند که می خواست برای من خانه بسازد اعلام کرد که باید خانه ها را آن طرف خانه های قبلی بسازند جایی که مشخص کردند از خانه های قبلی مان زیاد دور نبود مهم این بود که سرپناهی داشته باشیم.
به نوبت خانههای مردم را میساختند مردم هم کمک شان می کردند و برای ایشان غذا میپختند تا وقتی خانه ها درست شود با چوب و شیروانی برای خودمان کپر درست کردیم حتی داخلش را گل و گچ کردیم و خوشگل شد.
وقتی یک روز آمدند و گفتند این روزنامه آمده شماست تا خانه تان را بسازند و بعد کاغذ و خودکار دستشان گرفتند و گفتند اینجا خانه علیمردان حدادی است دلم پر از شادی شد.
خانه ها را با سنگ و چوب و تخت بالا آوردن هر روز برایشان غذا درست می کردم و دم دستشان این طرف و آن طرف میرفتم.
همه اش میگفتند: فرنگیس خانوم شما نمی خواهد کار کنید.
اما دلم طاقت نمی آورد می گفتم خودم دوست دارم کمک کنم. ولی مردان هم کمک می کرد.
گاهی من مواظب رحمان بودم و او کار می کرد. گاهی از رحمان مواظبت می کرد. و من کار میکردم.
وقتی برق و آب را هم کشیدند خانه را تحویل مان دادند.
ساختن خانه ما حدود دو ماه طول کشید. در آن زمان رحمان خیلی بیقراری میکرد و من مجبور بودن هم از بچه نگهداری کند و هم مشغول کارهای دیگر شوند اما خوشحال بودم از اینکه به ده برگشتهام و به زودی خانه خواهم داشت.
بعد از چند ماه همه مردم خانهدار شدند. گورسفید دوباره زنده شده بود.
مردم برگشته بودند و میخواستند دوباره کار و زندگی کنند همه خوشحال بودیم از اینکه باز توی خانه خودمان هستیم.
شوهرم آرام آرام کارگری توی مزرعه ها را از سر گرفت و من بیشتر حواسم بر همان بود که گاهی به آور میرفتم و به خانوادهام سر میزدم برای آنها هم خانه ساختند همه دارای سرپناه شده بودند.
اما دوباره عراقیها بدتره بیشتر شروع کردند به بمباران هوایی انگار گورسفید نقطه اصلی و هدف آنها بود بیشتر بمبهای خوشهای میزدند گاهی هم از نزدیک رگبار میگرفتند به مردمی که توی دشت و ده بودند.
ادامه دارد..
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
💎روزِمان را با سَلام بَر چهارده مَعْصوم آغاز میکنیم💎
🍁الْسَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اَللّه صل الله
🍁السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیرَاَلْمؤمِنین
🍁السَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَةُ اَلزَهْراءُ
🍁السَّلامُ عَلَیْکَ یا حَسَنَ بنَ عَلیٍ نِ اَلمُجْتَبی
🍁السَّلامُ عَلَیْکَ یا حُسَینَ بنَ عَلیٍ سَیدَ اَلشُهَداءِ
🍁السَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلیَّ بنَاَلحُسَیْنِ زینَ اَلعابِدینَ
🍁السَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدَ بنَ عَلیٍ نِ اَلباقِرُ
🍁السَّلامُ عَلَیْکَ یا جَعْفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ نِ اَلصادِقُ
🍁السَّلامُ عَلَیْکَ یا مُوسَی بنَ جَعْفَرٍ نِ اَلکاظِمُ
🍁السَّلامُ عَلَیْکَ یاعَلیَّ بنَمُوسَیاَلرِضَا اَلمُرتَضی
🍁السَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدٍ بنَ عَلیٍ نِ اَلجَوادُ
🍁السَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلیَّ بنَ مُحَمَّد نِ اَلهادی
🍁السَّلامُ عَلَیْکَ یا حَسَنَ بنَ عَلیٍ نِ اَلعَسْکَری
🍁السَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقیَةَ اللَّه، یا صاحِبَ اَلزَمان
وَ رَحْمَةَ اَللّهِ وَ بَرَکاتِهِ
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂