eitaa logo
زوربای یونانی.
410 دنبال‌کننده
7 عکس
19 ویدیو
0 فایل
خورشید باشید، نور را نمایان کنید.
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش میتونستم جای هر آدمی که دلم میخواد زندگی کنم، مسائل و دردهای مختلف رو در زندگیم درک کنم و اتفاقات جالب‌انگیزِ زیادی رو حس کنم. ولی متاسفانه من یک‌نفرم، نمیتونم به‌جای همهٔ مردم دنیا زندگی کنم.
زوربای یونانی.
آنچه از نظم سیاسی درک می‌شود، فراتر از منافع آنی و گاه زودگذر است. درایت حکم می‌کند که هر اقدامی، با
«سیاست، اگر تیغی دو دم باشد، تاریخ همان دستی‌ست که این تیغ را گرفته؛ زخمی، اما آگاه از بریدگی» در هر زمانه‌ای، کسانی بوده‌اند که به نام وطن، بر چهره‌ی حقیقت نقاب زده‌اند، و دیگرانی که در سکوت، وطن را در دل خود حمل کرده‌اند، بی‌نیاز از شعار و بی‌هراس از داوری. «بی‌طرفی» در این میان نه بی‌غیرتی‌ست و نه فرار از معنا؛ گاهی مرزی‌ست میان صداقت و هیاهو، میان اندیشیدن و تقلید. آنکه خاموش می‌ماند، شاید نه از ترس، که از حرمتِ اندیشه. زیرا سخن، اگر از دلِ فهم نیاید، فریادِ طمع است. وطن اگر حقیقتی است، نه بر پرچم‌ها نوشته می‌شود و نه در صفوف قدرت؛ درونِ ماست، در آن جایی که هنوز شرم می‌کنیم از دروغ، هنوز دل‌مان برای خاکی که آدمی در آن زیست می‌کند می‌سوزد. تاریخ، داور بی‌طرفی است که دیر قضاوت می‌کند اما هرگز نمی‌بخشد. درایت و سخاوت، نه واژه‌هایی اخلاقی که ابزار بقای فرهنگ‌اند. آن‌گاه که سیاست از انسانیت تهی شود، عقل به خدمت قدرت درآید و قدرت خود را حقیقت بداند. آن‌گاه، تاریخ دوباره آغاز می‌شود؛ از جای زخمش، از جایی که فرزندان وطن یاد می‌گیرند خاموشی هم می‌تواند شکلی از فریاد باشد.
چیزهایی که انسان میخواد، خواسته‌هاش، آرزوهاش و خیالاتش اگر به واقعیت تبدیل بشن عجیب خوب میشه.. زندگی همه بهشت میشه. دیگه مگه اضطراب معنایی داره اون‌موقع؟ همه خیالشون از آینده و زندگی‌شون راحت میشه. ولی حیف که نمیشه، حیف که بین اینهمه آرزو، شاید یکیش حقیقت بشه. من در این حسرت میمیرم که کاش "خیال" جزئی از کل حقیقت بود.
اولش که اینجا رو زدم میخواستم حرف‌های دلم رو بنویسم، میخواستم راحت‌ باشم و از هیچی نترسم. فقط بنویسم، از هرچی به چشمم میخوره و از هر حسی که قلبم رو لمس میکنه کلی معنا بیرون بکشم و فقط بنویسم. اما الان کلمات از ذهنم دور شدن، نمیتونم بنویسم، بگم، بخونم و درک‌کنم. فعلا فقط باید تماشاگر باشم تا شاید بعدا بتونم بنویسم.
بین مردم و حکومت “رفتار درست” می‌خوام؛ نه شعارِ بلند، نه وعده‌ی بی‌عمل.
هدایت شده از Willi
همیشه برام سوال بود این‌همه آدمی که میبینیم دل‌شکسته‌ان، عاشقن‌، زخم‌خورده‌ان پس اونایی که دل میشکنن کجان؟ معشوقه‌ها کجان؟ کسایی که زخم می‌زنن چه زندگی‌ای دارن؟
آدم که تو خودش باشه، بهتر میفهمه اطرافش چی میگذره.
زوربای یونانی.
ولی آقای کیارستمی، کاش آدم‌ها واقعا با یه "توت" نجات پیدا میکردن. کاش درخت‌ها جایی برای تناب انداختن و به دار آویختنِ جسم نداشتن. کاش واقعا با "توت" خوردن تا طلوعِ آفتاب مشغول میشدیم و کل افکار دردناکی که به سراغمون میاد رو فراموش می‌کردیم. کاش زندگی همینقدر ساده بود آقای کیارستمی، ولی حقیقت چیز دیگه‌ای رو بیان میکنه
دلتنگی‌های آدمی را باد ترانه‌ای می‌خواند، رویاهایش را آسمان پُر ستاره نادیده می‌گیرد و هر دانهٔ برفی به اشکی نریخته می‌ماند. سکوت سرشار از سخنان ناگفته‌ است؛ از حرکات ناکرده، اعتراف به عشق‌های نهان و شگفتی‌های بر زبان نیامده. در این سکوت، حقیقت ما نهفته است؛ حقیقت تو و من. -یک نامه در سریال لحظهٔ‌گرگ‌ومیش.