eitaa logo
استنطاق
137 دنبال‌کننده
87 عکس
40 ویدیو
65 فایل
نوشتارها و گفتارهای قرآنی و حدیثی رضاکریمی لینک گروه مطالعاتی المیزان: http://eitaa.com/joinchat/2802319371C1ec9ed0c5a ارتباط: @rezakarimi1001
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از چله اندیشه
MP3 Recorderشرح‌قرآن‌درنهج‌البلاغه۴.mp3
زمان: حجم: 5.7M
🍀توضیحی بر نمودار اینفوگرافی فصل اول بخش سوم از کتاب قرآن در آینه نهج‌البلاغه 🎙بیان : دکتر رضا کریمی ⏱مدت :۱۱:۵۵دقیقه ▫️محور :معنای تفسیر به رأی
MP3 Recorderعهدنامه۱۸.mp3
زمان: حجم: 9.4M
حق‌گویی و صدق در مقابل تملق سیری در قسمت‌‌ هیجدهم ۱۷دی ۱۴۰۴ @estentagh @rezakarimi
MP3 Recorderعهدنامه۱۹.mp3
زمان: حجم: 8.1M
هفت ویژگی برخورد با نيازگویان و معترضان سیری در قسمت‌‌ نوزدهم اول بهمن۱۴۰۴ @estentagh @rezakarimi
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
MP3 Recorderیهود.mp3
زمان: حجم: 23.1M
آیا قرآن یهودستیز است؟ (پیوند الهیاتی فلسفی يهود و مدرنیته) ۸بهمن ۱۴۰۴ - مجمع حکمت اسلامی کرمانشاه @rezakarimi @estentagh
MP3 Recorderعهدنامه۲۰.mp3
زمان: حجم: 11.3M
محسن و احسان سیری در قسمت‌‌ بیستم ۱۵بهمن۱۴۰۴ @estentagh @rezakarimi
MP3 Recorderسوره‌فتح.mp3
زمان: حجم: 13.1M
مروری بر معارف سوره فتح ۲۱بهمن ۱۴۰۴ - کتابخانه امیرکبیر کرمانشاه یادداشت تکمیلی درباره سوره فتح @rezakarimi @estentagh
زوزه یک بی‌همه‌چیز در ماه قرآن
MP3 Recorderعهدنامه۲۲.mp3
زمان: حجم: 10.9M
پیوستگی طبقات هفتگانه مردم سیری در قسمت‌‌۲۲ ۶اسفند۱۴۰۴ @estentagh @rezakarimi
هدایت شده از استنطاق
صحیفه سجادیه جنگ را به سلوک بندگی تبدیل می‌کند تدبر در صحیفه سجادیه نشان می‌دهد ادعیه سفارش شده برای دوران بلا و سختی، فقط به دنبال رفع سختی‌ها نیستند بلکه مضامین عالی این ادعیه در حال تربیت انسانی هستند که به مقامات بندگی برسد. مضامین ادعیه صحیفه سجادیه مانند دعای هفتم بر این اساس است که فقط خدا را موثر بدانیم. بسیاری اوقات رسیدن به این دانایی جز در شرایط اضطرار میسر نیست یعنی انسان تا در اضطرار قرار نگیرد نمی‌تواند فقط از خدا بخواهد چون تعلقات دنیا مانع دعای خالصانه می‌شود. دعای خالصانه گوهری است کم‌یاب که نصیب کسی می‌شود که از شرایط اضطرار مروارید معرفت صید کند. هدف از گرفتار شدن انسان به سختی‌ها و مشکلات این است که انسان به خداوند نزدیک شود و صرفا رفع گرفتاری هدف نیست بلکه رفاه و نعمت می‌تواند انسان را به سرکشی و طغیان برساند و همین خود موجب سختی‌های مجدد بر اثر ظلم بر دیگران می‌شود! دعای چهاردهم برای دفع ظلم ظالم است اما برای حالت تأخیر در اجابت هم درخواست متناسب وجود دارد و آن تقویت خصال نیک و پناه بردن از خدا از شر رذائل با کمک تصویر‌گری ثواب و عقاب در قلب است. تصویرگری ثواب و عقاب یعنی تجسم حقایق عالم در قلب طوری که نصب‌العين انسان شود. دعای بیست و هفتم صحیفه سجادیه درباره مرزداران است. در این دعا علاوه بر توفیق و پیروزی مسلمین و نابودی دشمنان، لوازم عبودیت از خداوند طلب می‌شود که یکی از نتایج دنیوی آن پیروزی مسلمین است و نتیجه اخروی آن سعادت انسان. راز پیروزی مرزداران این است که دنیا را فراموش کنند و آخرت در چشم و قلبشان جلوه کند. جنگ اسلام با دشمن را نباید جنگی صرفا دنیوی پنداشت بلکه این جنگ مانند دیگر ابتلائات آزمایش بندگی است. رواج ادعیه صحیفه سجادیه در بین مردم بشارتی است تا معرفت در عمل مسلمانان تقویت شود و خدا بیش از پیش در زندگی ما جلوه کند. متن کامل @estentagh
حقایقی از آیه‌ قرآن که می‌گوید خدای خامنه‌ای زنده است آیه‌ای که این روزها بعد از شهادت قائد بزرگ زیاد برای مردم خوانده شد، درس‌هایی بزرگ برای حال و آینده ما دارد؛ وَ مٰا مُحَمَّدٌ إِلاّٰ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ اَلرُّسُلُ أَ فَإِنْ مٰاتَ أَوْ قُتِلَ اِنْقَلَبْتُمْ عَلىٰ أَعْقٰابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلىٰ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اَللّٰهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اَللّٰهُ اَلشّٰاكِرِينَ (آل‌عمران١٤٤). این آیه می‌گوید حضرت محمد صلی‌الله عليه و آله فقط یک رسول بود که پیش از او رسولان دیگری هم بودند. رسول یعنی کسی که فرستاده دیگری است و شأن مظهریت و نمایندگی دارد و ذاتاً به خودش متکی نیست. رسول و نبی اشتراکات و تفاوت‌هایی دارند. یکی از تفاوت‌های رسول و نبی این است که بعضی رسولان نبی نیستند (و حتی مثلاً در نهج‌البلاغه آمده که إِنَّ اَلْمِسْكِينَ رَسُولُ اَللَّهِ). اکنون یک رسول ربانی که به قول عارف بزرگ گوش او به دهان خاتم انبياء بود، با شهادت از میان ما رفته است ولی این هیچ دلیلی نیست که بعد از او به عقب برگردیم. شعار "خدای خامنه‌ای زنده است" با این آیه عمیقاً فهمیده می‌شود که در آن می‌گوید خدا هست و کسی نمی‌تواند به خدا ضرر بزند؛ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلىٰ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اَللّٰهَ شَيْئاً. کسی که این جمله را درک کند، جانش را آماده انقطاع الی‌الله کرده است. اما این آمادگی چگونه حاصل می‌شود؟ در ادامه آیه با کلمه شاکرین کلیدواژه‌ مهمی پیش روی ما قرار می‌گیرد. برای درک ارتباط این کلمه با شرایط موجود در این آیه که شرایط فعلی کشور به آن شبیه است، پاسخ به یک سوال مهم است؛ دوران فقدان رهبر و امام جامعه دوره صبر است یا شکر؟! چرا سخن از شاکرین است نه صابرین؟ مگر نه اینکه در بلاها باید دعوت به صبر کرد؟ پاسخ اول این است که صبر و شکر لازمه هم هستند. صبر فقط تحمل کردن از سر استیصال و درماندگی نیست بلکه مانند صبر در عاشورا، صبر‌الشاکرین لازم است. صبور کسی است که انالله و اناالیه راجعون می‌گوید. پاسخ تکمیلی و نهایی این است که حقیقت شاکرین را در انقطاع الی‌الله بدانیم. علامه طباطبایی با تفسیر قرآن به قرآن می‌گوید شاکرین همان مخلَصین هستند. تفاوت مخلَص(اسم مفعول) با مخلِص(اسم فاعل) این است که مخلَصین خود را به خدا واگذار می‌کنند و از منیت پاک می‌شوند. انسان به تنهایی در نبرد با ابلیس پیروز نمی‌شود مگر اینکه به خدا پناه ببرد که از ابلیس قوی‌تر است. شاکر کسی است که‌ نعمت را به خودش متعلق نمی‌داند و به جای خود، خدا را موثر می‌داند. این مقام (شکر در حالت شاکرین که به تعبیر علامه طباطبایی شکر مداوم در حالت ثبات و استقرار است) با اضطرار و انقطاع حاصل می‌شود. اضطرار هم با بلاهای شدید و غربال‌های اساسی حاصل می‌شود. آیه بعدی دوباره کلمه شاکرین را تکرار می‌کند و می‌گوید: وَ مٰا كٰانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاّٰ بِإِذْنِ اَللّٰهِ كِتٰاباً مُؤَجَّلاً وَ مَنْ يُرِدْ ثَوٰابَ اَلدُّنْيٰا نُؤْتِهِ مِنْهٰا وَ مَنْ يُرِدْ ثَوٰابَ اَلْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهٰا وَ سَنَجْزِي اَلشّٰاكِرِينَ (آل‌عمران١٤٥). با کمک تفسیر المیزان در این آیه می‌فهمیم شاکرین بالاتر از دنیاطلبان و حتی بالاتر از آخرت‌طلبان هستند. اگر کسی دینداری‌اش برای خود خدا نباشد، نمی‌تواند از بلاها و غربال‌های شدید عبور کند. عبادت‌کنندگان خدا گاهی خدا را برای بهشت و جهنم عبادت می‌کنند و گاهی خدا را برای خود خدا عبادت می‌کنند. طبق روایات متعدد (عبادت‌های سه‌گانه)، عبادت این‌ها عاشقانه است و این‌ها شاکرین هستند. همچنین عرضه روایت "ارتدّ الناس بعد النبی الا ثلاثه" بر قرآن با کمک از تفسیر المیزان نشان می‌دهد که چطور بعد از رحلت رسول‌الله عده‌ زیادی دچار ارتداد (یا همان تعبیر انقلاب بر عقب در آيه مذکور) شدند؟ مشکل این بود که (بر اساس همان روایات عبادت‌های سه‌گانه) عده زیادی عبادت تاجرانه و برده‌وار داشتند. بدون دینداری عاشقانه نمی‌توان با ظاهرگرایی دینی و با تکیه بر عادات دیندارانه از خطر ارتداد در امان ماند. همچنانکه حافظ گفت: بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم. خلاصه آیات این است که سیر حوادث به سوی خالص کردن انسان‌ها پیش می‌رود و تنها کسی از ارتداد پس از رسول در امان است که از شاکرین باشد. تنها کسی بر راه خود ثابت‌قدم می‌ماند که به خودش تکیه نکند. @estentagh @rezakarimi
قرآن می‌گوید: جراحات جنگی دوطرفه است؛ این جمله ساده راه مواجهه معنوی و اصولی با جراحت جنگ است: اگر به شما جراحتی رسیده به آنها هم مانند شما جراحت رسیده است؛ إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ اَلْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ (آل‌عمران١٤٠). پس نباید خسارات و شهدا ما را ناامید کند و تصور پیروزی دشمن را القاء کند. قرآن نخواسته جراحت جنگ را انکار کند و اصولا هم اقتدار به معنای آرمان‌گرایی بدون واقع‌بینی نیست. رجزخوانی لازمه جنگ است اما باید واقع‌بینانه باشد و در دل مردم تصور توهم و اقتدار دروغین ایجاد نکند، چون موجب نقض غرض می‌شود. برای مدیریت افکار عمومی چاره کار رجزخوانی واقع‌گرایانه است که اکنون دشمن را عصبانی و مردم را آرام و امیدوار می‌کند. در این راستا این آیه راه تعادل را بیان کرده است. از سوی دیگر، اگر کسی فقط قسمت اول آیه در نظرش جلوه کند، با فهم ناقص از ماجرا دچار ضعف و سستی می‌شود. این آیه یکی از اصول خبر و مدیریت افکار عمومی جنگ است. هرگاه که تجاوز و ظلم دشمن را به یاد می‌آوریم باید خسارت هایی که بر او وارد شده را هم به یاد بیاوریم. هرگاه ظلم دشمن را بر زبان می‌آوریم، باید همزمان اقتدار را فراموش نکنیم. اگر این آيه را به جنگ رمضان تطبیق بدهیم باید گفت: نه مدرسه میناب و شهدای نظامی و غیرنظامی را فراموش کنیم نه بستن تنگه هرمز و خسارت‌های نظامی مانند اسقاط پرنده‌های جنگی و تخریب و غیرعملیاتی کردن پایگاه‌های دشمن و نیز خسارت‌های اقتصادی مانند فرار سرمایه‌ها از منطقه. در ادامه آیه مذکور می‌خوانیم که حکمت روزهای دارای جراحات عبارتست از: آزمایش و ابتلا و تمحیص(پاک شدن)؛ وَ تِلْكَ اَلْأَيّٰامُ نُدٰاوِلُهٰا بَيْنَ اَلنّٰاسِ وَ لِيَعْلَمَ اَللّٰهُ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَدٰاءَ وَ اَللّٰهُ لاٰ يُحِبُّ اَلظّٰالِمِينَ (آل‌عمران١٤٠). چند آیه بعد وعده عظیم داده شده برای کسانی که با وجود جراحت جنگ ایستادگی کردند: اَلَّذِينَ اِسْتَجٰابُوا لِلّٰهِ وَ اَلرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مٰا أَصٰابَهُمُ اَلْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اِتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ (آل‌عمران١٧٢). این تمحیص و اجر عظیم ساحت معنوی جنگ را نشان می‌دهد. آیه دیگری مکمل این آیات است: وَ لاٰ تَهِنُوا فِي اِبْتِغٰاءِ اَلْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمٰا تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اَللّٰهِ مٰا لاٰ يَرْجُونَ وَ كٰانَ اَللّٰهُ عَلِيماً حَكِيماً (نساء١٠٤). این آیه شبیه به آیه جرح است و می‌گوید دشمن مانند شما درد می‌کشد و بعد اضافه می‌کند: شما به خدا امید دارید ولی آنها امید ندارند. نتیجه فهم این دو جمله ضدسستی است. اصطلاح تاب‌آوری که این روزها برای ضرورت مقاومت در جنگ شنیده می‌شود، با کمک این آیه بیشتر معنا و تقویت و تکمیل می‌شود. یکی از لوازم تاب‌آوری این است که بدانیم که اگر جراحت دیدیم دشمن هم جراحت دیده است و لازمه دیگر آن، توجه به این‌ حقیقت است که امید به خدا در دشمن وجود ندارد. @rezakarimi @estentagh