"او آمد، چای دم کردم، اما در حیاط خانه نه، او هم سیگار نکشید، ترک کرد یکهو و من هم مسرور. گرچه سیگار به او می آمد."
/ثنا در آستانه ۴۰ سالگی ، گ ، پارسال
ما خیلی شجاع بودیم حتی اگر پدر تماس به تماس دنبال وام برای رهن خانه بود ،اصلا تا به حال شده بگی سرما خوردم تا بوس ندهی؟ تاحالا کل خاطراتت در یک چمدان ریخته ای و بروی؟ قدرت تشخیص توپ * و توپ * و حتی پسماند پهپاد و موشک را داری؟ زیر یک آواز قدیمی چطور؟ زیر آواز قدیمی زده ای یا فقط بلدی زیر قول بزنی؟ مثلا شده یک سال آنلاین نشود و مطمئن شوی که مُرده؟