+ناراحتی انگار ز دستم ، نه حسن ؟
+پنداشتی از تو هم گسستم ، نه حسن ؟
+هر کس که نداند تو که بهتر دانی
+در خانه چرا نقاب بستم ، نه حسن ؟
+زانروز که از کوچه بلندم کردی
+کم کم دگر از پای نشستم ، نه حسن ؟
+با پنج چروکی که به رویم پیداست
+پیش از پدرت علی شکستم ، نه حسن ؟
+ترسم شود افشا خبر کوچه تنگ
+با تنگی چشم تار و خستم ، نه حسن ؟
+امروز چه ساکتی حسن جان ، چه شده؟
_مادر بخدا حسین هستم... نه حسن...:)
↷
『@dokhtrane_phiruzei』
4.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عمریست دخیلم به #ضریحی که نداری🙂🖤
کاری از گروه دختران
دختران🌸شهر هرند
🍉❄️🍉❄️🍉❄️🍉❄️ #یلدا۱۴۰۱ #متروی_اصفهان #و_دیگر_هیچ 🍭❄️🍭❄️🍭❄️🍭❄️ 🌸 پویش فرشتگان سرزمین من اصفهان
سلام صبحتون بخیر
دخترای ناب و دوست داشتنی شهر هرند
ببخشید دیر گذاشتم
خواستم هم شب شهادت گذشته شده باشه
هم یه ایده باشه برامون
ولی دوستان برای کار و فعالیت
باید یه اتاق فکر تشکیل داد و کمِ کم یه هفته زودتر دست به کار شد
از این ایده هاتون و کارهایی که دوستانه انجام دادین برامون بفرستید
ما هم براتون سوپرایز داریم😍😍😍
برای عقدمون مراسمی نگرفتیم و یک ناهار ساده به فامیل نزدیک دادیم، جشن عروسی هم نگرفتیم و با پولش زندگی مونو شروع کردیم، خیلی جاها همسرم مراعات منو کرد و بعضی جاها من مراعات اونو، به خاطر یک سری تجملات لذت داشتن یک دوست واقعی رو از خودتون نگیرید.
》هدی《
49.21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حرفهای استاد جوانی که تو شبکه اصفهان کولاک کرد👏👏👏
خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند!👌
ترحم بر پلنگ تیز دندان .؟؟
تااخر ببین
✅ از اغتشاش تا تحول!
امشب جوان دانشجویی را دیدم که اشکش سرازیر بود ..
انگار سوالی داشت. به من نزدیک شد.
پرسید امشب مرا هم به مصلی راه می دهند؟
گفتم چطور مگه؟ بله همه میتوانند شهدا را زیارت کنند.
داستانش را برایم تعریف کرد.
گفت:
«آن شب من هم در راهپیمایی اغتشاشگران و معترضین شرکت کردم. به قصد شلوغی و اغتشاش آمده بودم. شعار میدادم.
امروز با چندنفر از دوستانم راهی شهر شدیم. نه! برای تشییع نیامده بودیم. آمده بودیم در شهر گشتی بزنیم و به خوابگاه برگردیم.
وقتی نزدیک مصلی شدیم جنازه شهید روی دستان مردم بود.
چند قدم همراه شدیم. مردم شعار میدادند و مداح میخواند.
ناخودآگاه اشک از چشمانم سرازیر شد. 😭
از دوستانم جدا شدم.
میخواستم داخل مصلی شوم اما خجالت کشیدم. شما را قبلا در دانشگاه دیده بودم. گفتم از شما بپرسم اجازه هست وارد شوم؟»
وقتی داستانش را شنیدم خیلی غبطه خوردم. به حال و هوایش غبطه خوردم.
آن شب، شب شهادت بود و او در بین اغتشاشگران؛ امشب هم شب شهادت بود اما پشیمان بود و متحول!
آری!
شهدا انسانها را متحول می کنند!
دیگر در آن جمعیت، او را ندیدم.
به تابوت شهید نزدیک می شدم و با خود می گفتم: آیا به تحول من نیز امیدی هست؟!😭
#تشییع_شهدای_گمنام
✍حسیندارابی
ماکهندیدھایمامامیگویند
ناجوانمردانهوبدچادرشراڪشیدند
جلویچشمپسرڪوچڪشاورابَد زدند
وطفلکوچڪشبعدآنماجرابهلڪنت
افٺادھبودزبانش🚶🏾♀ . . .
ماکهندیدھایماماگفٺهاند
علیبغضداشٺهوآنشبعمیقترینچاھ
عمرشراڪندھودرآنحرفزدھ
آخرمردکهگریهدارد
زودخلوٺمیڪند💔. . .
اصلامنکهندیدهام
حسنعلیهالسلامازماجراخبردارد^^
هیازشمیپرسیدحسنعزیزبابا
میشهبگۍچیشدھ،جوابمیداد :
مادرگفتهچیزینگم💔:) . . .
#فاطمیهخطمقدمماست . .