eitaa logo
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
231 دنبال‌کننده
279 عکس
95 ویدیو
10 فایل
🎧 شروعمون: ¹⁴⁰⁴/⁸/²⁴ 🎙️ وقتی حامیم می‌خونه، دلامون آروم می‌شن 🖤 Lyrics that feel like home 🔥 یه گوشه‌ی دنج برای دل‌های بی‌پناه 📍 Stay real, stay warm ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ʏᴏᴜʀ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ᴀɴᴅ ᴍɪɴᴇ. "عضو جمعیت نویسندگان📖" 📝𝟬𝟵𝟲 we: @haamimoonn @Adccfff
مشاهده در ایتا
دانلود
اوا:صبح بیدار شدم یچیزی خوردم که حامی پیام داده بود آماده شو میام دنبالت منم آماده شدم که گفت بیا پایین منم رفتم پایین همش تو فکر بودم به حامی بگم نگم ولی خب اگه به حامی بگم بعدا سر حامی بلایی نیاره حامی:سلام عزیزم اوا:س سلام خوبی حامی:خوبم تو خوبی اوا:اوم حامی:اوا حالش خوب نبود از چهرش معلوم بود اما حرفی نمیزد و خودشو خوب نشون میداد اما تو این موضوع موفق نبود رفتیم یه کافه ماشین و نگه داشتم و پیاده شدیم که بغض اوا ترکید اوا اوا چیشده اوا:هیچی حالم زیاد خوب نیست(بغض) حامی:میخوای بریم یجا دیگه اوا: نه نمیخواد بریم داخل(بغض) حامی:بریم رفتیم داخل نشستیم که اوا زل زده بود به یه میز از کافه که گارسون اومد گارسون:چی میل دارید اوا:یه قهوه حامی:برا منم یه قهوه بیارید اوا چیشده خب بگو اوا:چیزی نیست ولی اصلا حوصله ی هیچ کاری رو ندارم قهوه ها رو که اوردن قهومو خوردم و خواستم بلند شم برم که حامی گفت حامی:اوا وایسا من برسونمت اوا:نه نمیخوام خودم میرم وایساده بودم منتظر تاکسی بودم که یه ماشین اومد سوار شدم اصلا حواسم سرجاش نبود یه دفه به خودم اومد دیدم از مسیر خونه خارج شدیم جیغ بلندی زدم و سعی کردم در و باز کنم که در ماشین قفل بود راننده تاکسی رو کرد بهم و گفت راننده:حالا حالا ها گیری الانم میریم یه جایی اوا:چی چی میگی تو اصن کی هستی همون جوری که در حال جیغ زدن بودم یدفه بچیزی جلوی دهنم گرفت و بعد اون هیچی احساس نکردم و سیاهی مطلق ... ادامه دارد... نویسنده:Anita
استایل آوا
استایل حامی