eitaa logo
خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
231 دنبال‌کننده
279 عکس
93 ویدیو
10 فایل
🎧 شروعمون: ¹⁴⁰⁴/⁸/²⁴ 🎙️ وقتی حامیم می‌خونه، دلامون آروم می‌شن 🖤 Lyrics that feel like home 🔥 یه گوشه‌ی دنج برای دل‌های بی‌پناه 📍 Stay real, stay warm ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ʏᴏᴜʀ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ ᴀɴᴅ ᴍɪɴᴇ. "عضو جمعیت نویسندگان📖" 📝𝟬𝟵𝟲 we: @haamimoonn @Adccfff
مشاهده در ایتا
دانلود
برای لغو امتحانات خرداده ، هر کی میبینه بره امضا کنه 🙏🏼؛ https://www.karzar.net/294460 اینو پخشش کنین .
Happy220 members⭐️🌊
اوا:با درد چشمامو باز کردم که یه نور ریزی به چشمام خورد به خودم اومدم دیدم تو ی اتاقم که دست و پاهامم بستس بدنم درد داشت نمیتونستم حرف بزنم از شدت دردی که داشتم که یه دفعه در اتاق باز شد باورم نمیشد با کی رو به رو شدم اون اون فاطمه بود اون همه ی این کارا رو کرده بود فاطمه:چیه اوا خانم فکرشم نمیکردی یروزی اینجا باشی نه ولی الان بدون هرچی سرت اومده بدترم میشه اوا:یعنی همه ی اینا کار تو بوده فاطمه:اره دیگه چقدرم خنگی پس کی اوردتت اینجا چیزی میخوری برات بیاریم بنظر گرسنه هم میای 😏 اوا:من بمیرم از دست تو غذا نمیخورم گرسنه هم نیستم فقط تنهام بزار فاطمه:هه باش خودت خواستی راحت باش اوا: فاطمه رفت در و هم قفل کرد تو فکر بودم فقط یه راه فراری باشه که هیچ راهی نداشتم که یدفه یادم اومد گوشیم تو جیبمه سعی کردم دستامو باز کنم اما خیلی سفت بود و نمیتونستم تا با هزار تا بدبختی بعد گذشتن چند ساعت تونستم یکی از دستامو باز کنم دستام خونی شده بود اما اونش الان مهم نبود گوشی رو از جیبم در اوردم نمیدونستم به کی بگم چون اگه به حامی میگفتم گیر میوفتاد وو نمیخواستم بلایی سر حامی بیاد اما مامانمم که نمیتونستم بگم هرچی فکر کردم دیدم تنها راه کارم حامیِ، یه پیام بهش دادم و همچی رو براش توضیح دادم که... ادامه دارد... نویسنده:anita