eitaa logo
「شہـداۍ شݪمݘہ」
483 دنبال‌کننده
6.7هزار عکس
4.3هزار ویدیو
19 فایل
اللهم ارزقنا توفیق شهادت کـپی آزاد است ۱۳۹۹/۴/۸ https://eitaa.com/joinchat/2743402551Cae912c0b47
مشاهده در ایتا
دانلود
این آخرین کبوتر ... صدای ساز ودهل آن قدر بلند بود که انگار درختان قطوروپر شاخ وبرگ باغ را می لرزاند .،کلافه وعصبی سر بلند کردو پرسید. ؟!" هم کلافه تر جواب داد "چته مومن؟!همین دوسه دقیقه پیش پرسیدی"- -راست می گی ولی دست خودم نیست.... ورو به ادامه داد. -این چه آشی بود برای ما پختی؟ -تقصیرمن چیه؟!خودتون قبول کردین...همون اول بگید نه.... هم مداخله کرد. -طوری نیس...تا یکی دوساعت دیگه نهار میخوریم می ریم.... ...
... چاره ای نبود ،نمی شد که وبریم... که هنوزگره ابروهایش باز نشده بودزیرلب غرید. -بعدخودش می آ مد. وقت نداشتیم....اون جوری دوسه ساعتمون تلف می شد....حالاازهمین طرف باهم میرویم.... اینهارا گفت وروکردبه بد میگم؟! نه والا...ولی اگه می تونی یه جوری رو راضی کن... -حالامگه چی شده؟! چیزی نشده...می گه قراربوده نمازجماعت رو تو مسجد بخونیم... -این که مساله ای نیس.همین جا می خونیم. ...
چـشـمهایـش را بـہ روے اودوانـد. کـجـا؟ایـنجا؟! مـگـہ چہ عیبے داره؟ وسط جـشن عروسے؟!توے ایـن شـلوغے؟ صداے سـاز دهـل دوبـاره اوج گـرفت وبگـومـگوےآنـهاراقـطع کـرد. بلـندتـر از قبـل گفـت:«همـین کـہ صـداےاذون نـمـاز جـماعـتــ بـلنـدبـشـہ سـاکـت مےشـن...» -شده جـریان انـداختن زنـگـوله بـہ گردن گربـہ... حالا کے مےخـواد اذون بـگـہ؟
🍂آرامـ روبـہ او کـرد. —اینـقدر بے انـصافے نـکن. مـاستــ.رفـقا در هـر شـرایطـےبایـد کنـار همــ بـاشـند.حالا اون طـفلکـ بـہ خـاطـر قـومـ وخـویـشےمـجـبورشـده توے این جـشن باشـہ. خودش هم چـندان راضےنـیست ولـے بــہ هـر حـال نـاچـارشد. 🍃خـب اون تنـها مےاومـد.... گـفتمـ کـہ.....اون جـورےبـایـدچـندساعت منـتظـر مـےمـونـدیـمــ تـا بیـادپـیشِ مـاودوبـاره ایـن همـہ راه روبـرگردیـمـ....خودت کـہ مے دونے مسـیرمـون ازایـن طـرفـہ...ایـن جـورےتایـہ ساعت دیگـہ از همـین طـرف باهمـ مےریـم.... خودش را وسـط انـداخت وروبـہ کرد. —حـالاایـن قـدروقـت رو تـلف نکـن...بلند شو اذون روبـگو تا نمـازراشـروعکنیـم ...
‍ ✨🍃✨🌹✨🌹✨🍃✨ 🍃 🌹 یکی از همیشگی مصطفی شهادت بود و همیشه دعای بود ولی اواخر دیگه نمی گفت مامان دعا کن بشم، یه روز زنگ زد گفت: مامان دعا کن اون چه که موثر تر اتفاق بیفته اگر شهادت مؤثر تر اتفاق بیفته 😔 گفتم: معلوم اگر بمونی بیشتر میتونی خدمت کنی ولی اگر،شهید بشی.😔🌹 گفت: کسی که شهید میشه دستش بازهست و بیشترمیتونه دستگیری کنه . حتی شهادت برای خودش نخواست، بخاطر اینکه بتونه دستگیری کنه.👏😔 و تازه متوجه شدم منظورش از مؤثرتر بودن یعنی چی. وقتی پیام میدن که ماهواره رو جمع کردن از خونه ویا کاملتر شده ویااینکه فعالیت فرهنگی درجهت ارزشهای اسلامی میشه، یقین پیدا کردم به آروزی مصطفی که دوست داشت اون چه که بود براش رقم خوره🌹😔🌹 🌹🌹🌹🍃🍃🕊🍃🍃🌹🌹🌹
🔸نامه دختر شهید مدافع حرم نبی لو🌷بر بالای مزار پدر شهیدش.... ❣یـــازهــرا سـلام الله عـلـیها❣ 🕊🥀 @shalamcheh114
خاطرات مادر شهید 🌷 زمانی که  به دنیا آمد،بعد از چند روز مشکل پیدا کرد .بیمارستان بستری شد. بیمارستان رفتم .  در بخش نوزادان پشت در اتاق نشسته بود ،ازش پرسیدم: مصطفی  بهتره؟  گفت:  الحمدلله خیلی بهتر شده، ولی من نگران بودم . مصطفی متوجه نگرانی من شد. گفت : مامان اینقدر که نگران   هستی ؟ کمی هم برای  شدنش دعا کن .✅ بهش گفتم: نگران نباش ، قبل از اینکه شما به دنیا بیایی از  خواستم که اگر قرار است نسلی از من بوجود آید ، که در غیر راهت باشد اصلا بوجود نیاید . این  همیشگی ام بوده . بعد از چند دقیقه گفت:  چه دعای اساس‌ی کردی ، این دعای ریشه ای است ،خیلی . ❣یـــازهــرا سـلام الله عـلـیها❣ 🕊🥀 @shalamcheh11