eitaa logo
شرقی‌ِ غمگین
46 دنبال‌کننده
4 عکس
13 ویدیو
0 فایل
من واسه تو کی ام ؟
مشاهده در ایتا
دانلود
عزیزکم
مهربونک
دیو شب
گاه با یک گل سرخ گاه با بک دل تنگ گاه با سوسوی امید کم رنگ زندگی باید کرد گاه با غزلی از احساس گاه با خوشه ای از عطر گل یاس زندگی باید کرد گاه با ناب ترین شعر شعر زمان گاه با ساده ترین قصه یک انسان زندگی باید کرد گاه با سایه ابری سرگردان گاه با هاله ای از سوز پنهان گاه باید رویید از پس آن باران گاه باید خندید برغمی بی پایان لحظه هایت بی غم روزگارت آرام _سهراب سپهری
چیزی نیست که بشود با قرص و آمپول و نمیدانم قدم زدن در خیابان یا روشن کردن یک دو سیگار کاریش کرد،این جا،باور کنید من گاهی دیگر انگار نمی‌توانم نفس بکشم.
عصیان
روزهایی هم بود که بی دلیل غمگین بود.وقت هایی که فرقی نمی‌کرد شاد باشی یا محزون،زنده باشی یا مرده، وقت هایی که زندگی در نظرش به دوزخی مضحک می‌مانست و بشریت به کپه‌ی کرم هایی که کورکورانه و تقلاکنان به سوی نیستی محترم خود پیش می‌رفتند.درچنین روزهایی کار نمی‌کرو و خبری هم از خیال نبود که به تب و تاب بیندازدش و خونش را به جوش و خروش دربیاورد.
من هیچگاه ناخن های بلند و کشیده ای نداشتم که هر روز رنگ و وارنگش کنم و نگران شکستنش باشم.ناخن های ساده و بی رنگی دارم که همیشه مظلوم واقع شدند و چوب استرس ها و بی حوصلگی های گاه و بی‌گاهم را می‌خورند و تا روزگار غرصه را بریم تنگ میکند به جان آن طفلی ها می‌افتم.من هیچگاه بلد نبودم خط چشم بکشم و ساعت ها جلویِ آیینه بنشینم و صورتم را نقاشی کنم بلکه به چشم بیایم.تمام هنرم همان ریملی است که نتیجه اش مژه های بهم چسبیده ای می‌شود کا حوصله‌ی جداکردنش را هم ندارم.من هیچگاه موهای لخت و بلند نداشتم که از کنار شالم دلبری کند و با یک نسیم تلفات بدهد،موهای نسبتا فر و مشکی دارم که با نم بارانی مثل پیچک های حیاط مادربزرگ یا ساده ترش مثل سیم ِ تلفن نارنجی های قدیم در هم پیچ و تاب می‌خورند و بخاطر همین دست نوازشگری ندارم که لای موهایم بروند و باهردستی که می‌کشد قربان صدقه پیچ و تابشان برود.من حتی چشمان رنگی جذابی هم ندارم تا هوش سرم ببرد و شاعران معروق برایشان شعر بگویند،چشمان قهوه ای تیره ای دارم که نور آفتاب روشنش می‌کند و من عاشق همین روشن شدنش هستم.من هیچ گاه مثل باقی دختر ها کسی را نداشتم که برایم با مناسبت و بی‌مناسبت کادوهای آن چنانی بخرد و هر روز برایم گل بفرستد درِ خانه مان،من دلخوس همان پیرهن گلدار هستم که مادرم روز دختر بهم هدیه داد.