هدایت شده از اندیشه و قلم | احمد قدیری
🕯 شاهچراغ
اینکه در فاجعه دوم شاهچراغ بگویند «خدا رحم کرد» و رد شوند، اینکه بر افتخار آفرینی یک نیروی خدماتی مانور دهند و آن را به نام خود فاکتور کنند، و اینکه تعداد گلولههای شلیک نشده را بشمارند و خوشحال باشند، یعنی نه تنها کسی عزل و مجازات نمیشود بلکه همچنان در بر همان پاشنه میچرخد.
عملیات دوم در شاهچراغ، آن هم در دور تند اقدامات ایذائی در کشور، اقدامی نبود که قابل پیشبینی و پیشگیری نباشد.
کمی بعد از حادثه اول که به آنجا رفتم، از سطح پایین حفاظت حرم تعجب کردم!
ورودی حرم حراست نمیخواهد، حفاظت میخواهد.
شما اگر در فیلم مأمور مسلحی دیدید، به من هم نشان دهید!
احمد قدیری
۱۴۰۲/۵/۲۵
@GhadiriNetwork
اندیشه و قلم | احمد قدیری
🕯 شاهچراغ اینکه در فاجعه دوم شاهچراغ بگویند «خدا رحم کرد» و رد شوند، اینکه بر افتخار آفرینی یک نیرو
⚠️ حرم را دریابید
این هشدار جدی است!
با وجود
۱. عملیات ۱۴۰۱/۱/۱۶ در حرم رضوی با ۲ شهید
۲. عملیات مسلحانه ۱۴۰۱/۸/۴ در حرم شاهچراغ با ۱۳ شهید
۳. عملیات مسلحانه ۱۴۰۲/۵/۲۲ در حرم شاهچراغ با ۲ شهید
۴. عملیات مسلحانه ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ در تصرف صداوسیمای مشهد
و با وجود سطح کنونی تهدیدات، حرم رضوی فاقد حفاظت است!
احمد قدیری
۱۴۰۵/۶/۳۰
@GhadiriNetwork
هدایت شده از اندیشه و قلم | کانال دوم
در شرایطی که چند روزی است مبتلا به التهاب شدید چشم هستم، جمعه قبل از ظهر روز ۲۷ شهریور برای زیارت و در کنار آن سخنرانی در چند برنامه میرسیم مشهد.
ساعت ۱۴ تحویل اتاق است و فرصت برای حرم رفتن مهیا.
پس از تشییع و وداع با پیکر رهبر انقلاب در ۱۸ تیر، این اولین دیدار با ایشان و دیگر شهدای بیت شریفشان است: رواق دارالذکر، به عنوان مدخل بارگاه علیبنموسی(ع)، چون کربلا که ابتدا به حرم اباالفضل العباس(ع) مشرف میشویم برای حصول آمادگی زیارت اباعبدالله(ع).
به هتل بازمیگردیم و بعد از کمی استراحت، به همراه همسرم راهی هیئتی خانگی با حضور جمعی از بانوان کادر بهداشت و درمان میشویم و چون روز جمعه است، مطالب ازپیشآماده خود درخصوص علائم ظهور و اقوال و روایات آن را بیان میکنم.
بعد از نیمساعتی صحبت و پرسشوپاسخ، میخوریم به مغرب و چون اصرار دارند نمازشان باطل شود، نگارنده را پیشنماز قرار میدهند.
بعد از ساعتی توقف در شهر، همسرم را راهی هتل میکنم و خود با ماشین یکی از دستاندرکاران تجمع که دنبالم آمده، به چهارراه ورزش (صلابت) میرویم.
قبل و بعد از برنامه، برخی حضار که از مخاطبان کانال هستند، ابراز لطف میکنند و بعضا سلفی میگیرند.
ادامه دارد...
احمد قدیری
۱۴۰۵/۶/۲۷
@GhadiriNetwork2
هدایت شده از اندیشه و قلم | کانال دوم
پس از صبحانه مجدد به حرم میرویم و چون صف چایخانه شلوغ است ترجیح میدهم از دسترنج زواری که سینیچای دارند استفاده کنم و به همین دلیل با اهدای یک لبخند، رزقم را از آنان میستانم!
مانند روز قبل بخش زیادی از زمان در جوار مزار رهبر شهیدمان میگذرد و سد اشک با مشاهده فیلم سخنرانیهایی از ایشان میشکند.
چشمانی که از پیش ملتهب بود دیگر از شدت درد باز نمیشود.
با دستهایی که روی صورت گذاشتهام خود را به همسرم در صحن آزادی میرسانم و همراه او که نقش عصای سفید را بازی میکند، تا صحن جامع رضوی رفته و چون به نزدیک مقر اهدای خون میرسیم، آنجا میرویم.
حین نشستن به پزشک مستقر میگویم «به نمایندگی از جامعه نابینایان برای اهدای خون آمدهام».
چشمانم بسته و دستانم روی صورتم است و لذا نمیدانم متوجه شوخی بودن کلامم شد یا نه!
میگوید «کارت دارید؟»
پاسخ میدهم «فقط کارت بانکی و البته تصویر کارت ملی در موبایل».
میگوید «حتما باید فیزیک کارت هویتی را همراه داشته باشید» و به همین دلیل اهدای خون منتفی میشود.
چند قدمی به سمت بابالرضا حرکت میکنیم که دیگر درد امانم نمیدهد.
از یکی از خدام حمل ویلچر درخواست میکنم من را به دارالشفای حرم ببرد اما پس از رسیدن، شفا حاصل شده و درد پایان مییابد و پای پیاده مسیر آمده را برمیگردم و از حرم خارج میشوم به سمت هتل برای استراحت.
در مسیر سری به بزرگترین هتل مشهد میزنم و سراغ مدیر داخلی آن را میگیرم.
در صحبت میپرسم «با غذاهای اضافه چه میکنید؟» که پاسخ میدهد «تمامش را دور میریزیم».
چند دقیقهای در مورد نحوه استفاده بهینه از دورریز غذا از جمله اهدا به خیریهها صحبت میکنیم که متاسفانه نتیجهای حاصل نمیشود.
برمیگردم هتل برای کمی استراحت و آماده شدن برای حضور در دو تجمع شب.
یکی از دوستان پاسدار که از فعالان رسانهای شهر است حوالی ساعت ۲۰ میآید دنبالم تا به میدان سلمان برویم.
خود او من را میرساند به برنامه بعدی در چهارراه برق (حماسه) که بزرگترین تجمع مشهد است.
حوالی ساعت ۲۴ توسط دستاندرکاران برنامه دوم راهی حرم میشوم که طلبه فاضلی تماس میگیرد و میگوید تازه از حضورم مطلع شده و میخواهد فردا را هم برنامه داشته باشیم.
همانجا در حرم زمان و مکان سه برنامه را هماهنگ میکنیم.
نزدیک ضریح جایی پیدا میکنم برای نشستن.
کنارم نوجوانی است که چون لباس سبز من را میبیند، میپرسد «ببخشید! شما نظامی هستید؟»
آرام در گوشش پاسخ میدهم «هیچ وقت از یک مقام بلندپایه امنیتی نپرس که شغلش چیست!»
متوجه شوخی بودن کلامم نمیشود و محو تماشای این «مقام بلندپایه امنیتی» میشود!
با موبایلش عکسهای خود را در لباس بسیجی نشان میدهد و میگوید «من خودی هستم؛ شما اطلاعاتی هستید یا سپاهی؟»
اینبار راستش را میگویم که «من هیچکارهام».
باور نمیکند و پاسخ میدهد «من خودی هستم، نگران نباشید، از این چشمهای قرمز معلوم است که از صبح تا الان مشغول چهرهزنی بودید»!
خندهام میگیرد، پسرک میرود و مشتری جدید میرسد: مسئول سیاسی بسیج دانشجویی یکی از استانها.
بعد از سلامواحوالپرسی و ابراز لطف، گپوگفتی داریم تا حوالی اذان صبح.
ادامه دارد...
احمد قدیری
۱۴۰۵/۶/۲۸
@GhadiriNetwork2
هدایت شده از اندیشه و قلم | کانال دوم
طلبه فعال و فاضلی که دیشب تماس گرفته بود، نزدیک ظهر میآید هتل دنبالم تا باهم به مسجد سیدالشهداء برویم برای سخنرانی.
بعد از برنامه، به اتفاق به حرم میرویم که من برای وداع میمانم و وی میرود تا مقدمات برنامه دوم را فراهم کند.
برنامه دوم، نسبتا خصوصی و در حضور جمعی از بانوان فعال فرهنگی است.
موضوع اینجا سیاسی نیست؛ فرهنگی-اجتماعی و همراه با پیوستهای عملیاتی است که تا نزدیک اذان مغرب طول میکشد.
مقصد سوم هم مسجد بزرگ و شلوغ ابوالفضلیها است که پس از نماز عشاء شروع میشود و با مؤخرات جلسه از جمله گعده گفتگوی پس از سخنرانی، تا حوالی ساعت ۲۰ ادامه دارد.
موبایلم طبق معمول شارژ خالی کرده و متوسل به شارژر امین تبریزی، آن برادر طلبه شدهام.
پس از شارژ، اصرار دارد آن را بردارم و هر چه مقاومت میکنم افاقه نمیکند.
میگوید «قبلا در کانال دیده بودم مطالب ناظر به بحران شارژ را» و بعد هم قباحت رد احسان را ضمیمه میکند و اینگونه تیر خلاص میزند به مقاومت من.
در نهایت او و یحیی زحمتی، دوست فاضل و فعال دیگری که از ظهر زحمات همراهی و جابجایی را میکشد، ما را تا مقصد مشایعت میکنند درحالیکه در طول مسیر یکساعته نیز همفکری و همافزایی ناظر به دغدغههای مشترک ادامه دارد.
احمد قدیری
۱۴۰۵/۶/۲۹
@GhadiriNetwork2
هدایت شده از اندیشه و قلم | احمد قدیری
💡 برای حمایت از فعالیتهای گسترده کانال و مشارکت در هزینههای متعدد آن، شماره کارت زیر اختصاص یافته است:
💳
6104338961973027
IR210120020000001759913080فارغ از تولیدات متنی و صوتی پرشمار و جریانساز، فرارسانه تعاملی «اندیشه و قلم» پرچمدار چندین طرح نیکوکارانه شامل صدها مورد قربانی، بازسازی مدرسه مناطق محروم، دهها کمکهزینه کربلا اولیهای مستحق طی چند سال، صدها میلیون پرداخت مستقیم به نیازمندان و انتقال کمکهای مردمی به جبهه لبنان بوده است که این همه میسر نبود مگر به مدد اعضای فعال و فرهیخته کانال. @GhadiriNetwork
اندیشه و قلم | احمد قدیری
💡 برای حمایت از فعالیتهای گسترده کانال و مشارکت در هزینههای متعدد آن، شماره کارت زیر اختصاص یافته
این هم آخرین بازنشر فراخوان حمایت از کانال و مشارکت در هزینههای آن.
امید که پشتوانهای شود برای افزایش محسوس دایره مخاطبان.
#موقت
سهشنبه ۳۱ شهریور تا جمعه ۳ مهر، #قم خواهم بود، انشاءالله.
@GhadiriNetwork
اندیشه و قلم | احمد قدیری
پرده اول: نیاز مستمندان به هرگونه کمک نقدی و غیرنقدی اعم از نو یا کارکرده موضوع ناپیدایی نیست. اخیرا
یکی از مسائلی که به طور ویژه در مشهد پیگیر و مروج آن بودم ایده رساندن البسه و لوازم اضافه منازل به نیازمندان بود.
گفتم بستههای معیشتی که انقدر به چشممان میآید بین ۲ تا نهایتا ۵ میلیون تومان قیمت دارد درحالیکه فقط قیمت یک جفت کفش چرم الان حداقل ۵ میلیون تومان است و افزودم لازم نیست کار را برای خود سنگین تعریف کنیم تا جرأت نکنیم سمت آن برویم و ضرورتی به جمعآوری و توزیع اقلام قابل استفاده توسط واسطهها نیست.
کافی است در قالب طرح «جمعههای مهربانی» مساجد اعلام کنند ۸ تا ۱۲ پذیرای اقلام اهدایی مردم هستند تا در ساعات ۱۳ الی ۱۵ همان روز، در همان مکان، همان اقلام را نیازمندان شناس یا ناشناس بیایند و بردارند.
اینگونه هیچ زحمتی و هزینهای هم به واسطههای این امر خیر که کمک بزرگی به کاهش هزینههای زندگی مردم است، تحمیل نمیشود.
در میان اقلام اهدایی هم اگر فرضا ضایعات غیرقابل استفادهای وجود داشت، با یک شمارهگیری تلفن خریداران ضایعات میشود به سرعت و سهولت و دریافت هزینه، از شر آن اقلام خلاص شد و از این جهت هیچ توجیه و بهانهای برای اقدام نکردن وجود ندارد.
احمد قدیری
@GhadiriNetwork