eitaa logo
اندیشه و قلم | احمد قدیری
22.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
326 ویدیو
50 فایل
پدر سه معصوم | نویسنده، پژوهشگر و‌ مدرس | دانش‌آموخته حقوق بین‌الملل | سایت AhmadGhadiri.ir | توییتر، تلگرام، روبیکا و ویراستی @GhadiriNetwork | تماس @AhmadGhadiri
مشاهده در ایتا
دانلود
ماجرای فایل صوتی|۱ تکرار تاریخ همه شکاف میان آیت‌الله منتظری و امام از ماجرای دستگیری سید مهدی هاشمی برادر داماد منتظری در مهر ۶۵ آغاز شد. باند «هدفی‌ها» به رهبری سید مهدی متهم به قتل‌هایی در پیش و پس از انقلاب بود. گروهی خودسر که اقدام به ترور و آدم‌ربایی می‌کرد؛ با فتواهای سیدمهدی! حتی کار به قتل آیت‌الله شمس‌آبادی روحانی سرشناس اصفهانی هم رسیده بود‌. سید مهدی به برخی از قتل‌ها اعتراف کرد. اما منتظری بنای دفاع از او برداشت. قهرخانگی کرد و به امام نامه نوشت: «سیدمهدی هرچه بود و شد بیست‌سال سنگ اسلام و انقلاب و امام را بسینه زد. او از خیلی از کسانی‌که مورد عفو امام قرار گرفته‌اند بدتر نیست... او هنوز طرفداران زیادی از حزب‌الله در جبهه‌بروها و افراد انقلابی دارد و اعدام او در روح آنان اثر بد باقی می‌گذارد.» امام می‌گفت سید مهدی قاتل است و حکمش اعدام. در نهایت هم اعدام شد. منتظری نیز پس از ناکامی از جلوگیری از این اعدام، موضع منتقدانه نسبت به نظام گرفت. بنا به گزارش‌های متعدد وزیر اطلاعات به امام، منافقین در دفتر منتظری نفوذ کرده بودند. امام او را توصیه به تصفیه دفتر خود کرد. اما منتظری این گزارش‌ها را دروغ و برساخته مخالفینش عنوان می‌کرد‌. سال ۶۷ شکاف میان منتظری و امام شدیدتر شد. منتظری در اعتراض به اعدام‌های منافقین نامه‌ای محرمانه به امام نوشت. اما فرودین ۶۸ نامه سر از رادیو بی‌بی‌سی درآورد! دیگر بر همه عیان شد که آلودگی بیت قائم‌مقام‌رهبری تا بی‌بی‌سی هم کشیده شده‌! یک‌ماه پیش ظریف گفت سریال گاندو دروغ است. دولت نیز نفوذ در دولت را کذب خواند. دیروز فایل گفتگوی محرمانه ظریف از آرشیو «مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری» منتشر شد که ریاستش بر دوش حسام‌الدین آشناست. فارغ از راست‌آزمایی سخنان ظریف، این فایل حاوی سری‌ترین اطلاعات امنیتی دیپلماسی بود که حال سر از شبکه سعودی اینترنشنال درآورده است‌! درست مثل فروردین۶۸! منتظری هم نفوذ در بیتش را انکار می‌کرد. درست مثل انکار امروزه‌ ظریف. تازه اگر فرض بر عدم اطلاع هر دو از انتشار اسناد بدانیم. فرضی که در هر دو واقعه دور از واقعیت نیست. منابع: خاطرات منتظری-خاطرات ری‌شهری-خاطرات هاشمی رفسنجانی سال۶۶و۶۷ @GhadiriNetwork
آقای همتی! درست ۲۸سال پیش بود، یادتان هست؟! ۲۸ سال پیش در خردادماه ۱۳۷۲، احمد توکلی رقیب هاشمی در انتخابات ریاست‌جمهوری بود. کشور تنها چند قدم با تورم ۴۹درصدی فاصله داشت. توکلی منتقد سیاست‌های اقتصادی دولت در فیلم تبلیغاتی‌اش، انتقادهای صریح به دولت کرده بود. اما محمد هاشمی رفسنجانی رییس‌ صداوسیما اعلام کرد فیلم نطق تبلیغاتی او را پخش نخواهد کرد! اعتراض‌های توکلی به دادستان کل کشور، شورای نگهبان و حتی ناطق‌ نوری رییس‌ مجلس نیز به جایی نرسید. توکلی می‌گوید: «تا اینکه آقای عبدالناصر همتی معاون سیاسی صداوسیما زنگ زد. گفت بیا باهم حرف بزنیم. اگر تو را قانع کردم، فیلم را اصلاح می‌کنیم، اگر که نه، فیلم را پخش نخواهیم کرد. به دفترش رفتم. گیرشان به انتقادات من به مرحوم هاشمی بود. همتی گفت «حرف‌های شما به مصلحت کشور نیست.» گفتم «من تاییدشده شورای نگهبان هستم، خودم مصلحت‌های ملی را می‌فهمم. صداوسیما که مال شما نیست که با منتقدان‌تان اینطور رفتار می‌کنید. نمی‌توانید حق قانونی من را بگیرید.» خلاصه بدون نتیجه به خانه بازگشتم.» هاشمی در خاطراتش می‌نویسد: «در راه خانه از تلویزیون ماشین دیدم که وزارت کشور اعلان کرده نطق با قانون منطبق نیست و برای اصلاح پخش نمی‌شود. به عبدالله‌نوری گفتم بهتر است همین امشب پخش شود.» توکلی می‌گوید: «نیم‌ساعتی از ساعت پخش نطق تلویزیونی می‌گذشت. شبکه اول به جای پخش نطق من آهنگ پخش می‌کرد! تا اینکه آقای حجازی از دفتر رهبری تماس گرفت. اعتراضم را گفتم. گفت گوشی را نگه‌دار. چند دقیقه بعد گفت «آقا می‌گوید اگر حق را با خودت می‌دانی محکم بایست.» خلاصه بعد از نیم‌ساعت تاخیر، مجری آمد و قبل پخش فیلم، بیانیه‌ای علیه حرف‌های من خواند و بعد فیلم را پخش کردند!» حالا ۲۸ سال از آن انتخابات می‌گذرد، عبدالناصر همتی شده رییس بانک مرکزی و کاندیدای ریاست‌جمهوری و از فضای آزادی‌بیان و عدم فیلترینگ و سانسور سخن می‌گوید! بنای بسیاری از بدعت‌ها را سال‌ها پیش کسانی نهادند که امروز مدعی هستند. منبع: مصاحبه نگارنده با احمد توکلی؛ مهر ۱۳۹۸ خاطرات هاشمی سال۷۲، ص۱۴۹ @GhadiriNetwork
اگر ناوهای آمریکایی را می‌زدیم! قسمت۱ با حمله اسراییل به جنوب لبنان در سال۶۱، پنتاگون نیز ارتش آمریکا را وارد بیروت کرد. امری که گروههای مقاومت لبنانی آن را تجاوز می‌دانستند. ّاول آبان۶۲ انفجاری مهیب مقر آمریکایی مارینز را منفجر کرد. ۵دقیقه بعد، انفجار دوم مقر فرانسوی‌ها را هم به تلی از خاک تبدیل کرد؛ ۲۴۱ کشته آمریکایی و ۵۸فرانسوی، حاصل این دو انفجار بود. بیشترین تلفات آمریکا بعد از جنگ ویتنام. دو هفته بعد ستاد نظامی اسراییل در تایر هم منفجر و ۶۰نفر کشته شدند. گروه‌های جهاد اسلامی مسئولیت این انفجارها را پذیرفت. تلافات بالای نظامیان آمریکایی، افکار عمومی این کشور را به شدت وحشت‌زده کرد تا ریگان شبانه دستور خروج نظامیان را از بیروت صادر کند‌. «کنت.ام.پولاک» مدیر امور خلیج فارس در شورای امنیت ملی آمریکا در خاطراتش می‌نویسد: «حزب‌الله لبنان انجام حملات را انکار کرد. اما همه متفق‌القولند که عماد مغنیه و ایرانی‌ها در پشت این قضیه بودند... در داخل آمریکا بحثی تند بر سر اینکه آیا بایست ضربتی تلافی‌جویانه زده شود، در گرفت. دولت ریگان عمیقا دچار تفرقه شده بود که نتیجه آن اغلب فقط بی‌نظمی‌ عمیق بود... بالاخره ایالات متحده رزم‌ناو غول‌پیکر نیوجرسی را به شرق حرکت داد و بیروت را بمباران کرد... سوری‌ها هم به این جنگ ملحق شدند و به سوی هواپیماهای شناسایی آمریکایی که بر روی لبنان پرواز می‌کردند، آتش گشودند.. دو هواپیمای آمریکا سقوط کردند و خشم عمومی به سوریه نشان داد که آمریکا نتوانسته است حتی در برابر آتش مواجهه‌ی سطح پایینِ نیروهای سوریه ایستادگی کند‌. جراید همه به تحقیر بسیار دولت ریگان پرداختند. بالاخره ریگان در ۷فوریه ۸۴ تمامی نیروهای خود را یکجا از لبنان خارج کرد.. طرح اعزام نیروها به لبنان در بهترین شرایطش هم کار پوچ و بی‌ثمری بود‌. ما اشتباه را با مداخله‌مان بر اساس توهمات و اظهار نظرات آریل شارون درباره ملت لبنان و بی‌خبری از عوامل قدرتمند فعال و کارآمد در آن کشور، مضاعف کرده بودیم. از زمانی که نیروهای آمریکا وارد لبنان شدند، تنها مدت کوتاهی طول کشید تا سپاهیان انقلاب راهی برای حمله به آنان پیدا کنند. بدتر از همه عقب‌نشینی عجولانه آمریکا پس از تحمل ۲۶۰کشته بود که این تصور را بوجود آورد که آمریکا تحمل جنگ را نخواهد داشت. درسی که لبنانی‌ها گرفتند این بود که اگر بتوان بر آمریکایی‌ها درد و رنجی ناچیز وارد کرد، آنها فرار می‌کنند» منبع: معمای ایران؛ کنت.ام.پولاک @GhadiriNetwork
اگر ناوهای آمریکایی را می‌زدیم-۲ پس از کشته شدن ۲۴۱ آمریکایی در مقر «مارینز» در لبنان در سال۶۲، ریگان تحت فشار افکار عمومی آمریکا، دستور خروج فوری نظامیان را از بیروت داد‌. اما جنگ ایران و عراق ناوهای آمریکایی‌ را دوباره وارد منطقه کرد. علی‌اکبر محتشمی‌پور، وزیر کشور سال‌های جنگ و عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز در خاطراتش می‌گوید: «اواخر جنگ وقتی آمریکایی‌ها آمدند پشت تنگه‌ی هرمز، مقام‌های لشکری و کشوری رفتند خدمت امام که با آمریکایی‌ها چه باید کرد؟ امام فرمود «اولین ناو آمریکایی که آمد در خلیج فارس بزنید». گفتند آقا این خطرناک است، آمریکا موشک‌های کروز دارد و بمباران می‌کند. امام گفت «آخرین کاری که آمریکا می‌کند می‌آید جماران را می‌زند و مرا از بین می‌برد، بگذار ببرد. اولین ناو را بزنید، بگذارید ما در دنیا سربلند باشیم» گفتند آقا از محالات است، اگر شما از بین بروید، دیگر چیزی نمی‌ماند به عنوان انقلاب و نظام. امام فرمودند «نظر من این است. شما خودتان بروید با مقامات نظامی مشورت کنید، به هر نتیجه‌ای که رسیدید من قبول دارم». که آقایان آمدند مشورت کردند، بدین نتیجه رسیدند که نزنند. امام هم تابع جمع شدند، امام دیکتاتور نبود که هرچه خودش نظر می‌دهد و همه مجبور باشند اطاعت کنند. من روز بعد از این ملاقات رفتم مجلس. نمی‌دانستم که اینها با امام ملاقات کرده‌اند. آن موقع وزیر کشور بودم و با آقای هاشمی که رییس مجلس بود ملاقات کردم. با آقای هاشمی صحبت کردم؛ گفتم آقای هاشمی! الان آمریکایی‌ها به شدت در داخل آمریکا در تنگنا هستند. افکار عمومی آمریکا به هیچ‌وجه اجازه نمی‌دهد که دولت آمریکا قدم در باتلاقی مثل ویتنام بگذارد. بعلاوه آمریکایی‌ها به شدت از ایران و انقلاب می‌ترسند. در لبنان و بیروت رفتند و شکست خورده بیرون آمدند. وقتی حزب‌الله شکل گرفت و پایگاه نظامی «مارینز» آمریکا را منفجر کرد، آمریکا در جنگ ۱۹۸۲ اعلام شکست کرد. گفتم وضعیت آمریکا اینجوری است. الان هم که یک هفته است ناوگانش پشت تنگه خوابیده و جرات نمی‌کند بیاید داخل. لذا تنها راه ما این است که اگر آمریکا خواست بیاید داخل با آن برخورد کنیم، ولو برخورد ما موفق نباشد و ناوگان را نتوانیم غرق کنیم. اما شلیک به طرف ناوگان بکنیم همان، بسیج افکار عمومی آمریکا هم همان. آمریکا دست برمی‌دارد. آقای هاشمی گفت: «اِی بابا! تو هم که همان حرف‌های امام را میزنی». به خدا قسم من اصلا نمی‌دانستم که چنین ملاقاتی صورت گرفته. @GhadiriNetwork
اگر ناوهای آمریکایی را می‌زدیم! قسمت۳ محسن رضایی فرمانده سپاه می‌گوید: «پس از حضور نیروهای آمریکا در منطقه [سال۶۶]، جلسه‌ای با حضور امام تشکیل شد که من در آن جلسه حضور نداشتم. امام فرموده بودند که اگر من به جای شما بودم، نخستین ناو آمریکایی را که وارد منطقه شد، می‌زدم. آقایان گفته بودند که شما رهبر هستید؛ فرمان بدهید تا اجرا شود. امام پاسخ داده بودند که نمی‌خواهم مسئله‌ای را تحمیل کنم. اگر به جای شما بودم، ناو را می‌زدم». اما نظامی‌ها و سیاسیون تصمیم‌شان بر عدم درگیری با آمریکایی‌ها بود. روز ۲۸ فروردین ۶۷ عراق با حمله گسترده شهر استراتژیک فاو را پس گرفت. فردای آن روز، آمریکایی‌ها سکوی نفتی نصر و سلمان را به کلی تخریب وناوچه سهند و جوشن را غرق کردند. هاشمی در ۵ اردیبهشت می‌نویسد: «فرماندهان نیروی دریایی سپاه آمدند. از نداشتن قایق‌های مناسب و شناورهای مورد نیاز و اسلحه لازم برای مقابله با آمریکایی‌ها نالیدند و گفتند که آمریکا و کشورهای جنوب، اخیرا خیلی مزاحم و فعال شده‌اند. گفتم بعد از این، برای هر مورد عملیات، اجازه موردی لازم است» هاشمی چند روز بعد می‌نویسد: «جلسه سران قوا مهمان احمد آقا بود. وزیر خارجه و وزیر اطلاعات هم بودند. درباره کیفیت برخورد با آمریکا در مقابل تصمیم به توسعه حفاظت از کشتی‌ها در خلیج فارس بحث شد. امام هم به جلسه آمدند. نظر امام این است که باید سیاست مقابله به مثل ما ادامه یابد، اگرچه منجر به درگیری با آمریکا بشود. اکثر اعضای جلسه به خاطر عواقب احتمالی این درگیری قبل از حضور امام نتوانسته بودند به این نظر برسند، ولی در مقابل نظر امام کسی مخالفت نکرد و بعد از رفتن امام هم بحث ادامه یافت.» امام برای چندمین‌ بار دستور مقابله با آمریکا را م‌یدهد اما باز هم همانند دفعات قبل، فرماندهان و سیاسیون تصمیم به عدم برخورد می‌گیرند. هاشمی در ۲۴اردیبهشت می‌نویسد: «وزیر نفت اطلاع داد که عراق به لارک حمله کرده و چند کشتی آسیب دیده است. دستور مقابله به مثل علیه عراق دادم و تاکید کردم که سعی کنند با آمریکا درگیر نشوند.» اما روز بعد خبر می‌رسد که آمریکایی‌ها در حمله دیروز عراق، با کور کردن رادارهای ایران، به عراقی‌ها برای حمله به لارک کمک کرده‌اند. اما باز هم هاشمی در برابر حملات مستقیم ناوهای آمریکایی به نفتکش‌ها، سکوهای نفتی و ناوهای ایرانی تصمیم به خویشتن‌‌داری می‌گیرد. اما این عدم مقابله به مثل، هزینه‌ای بس سنگین بر دوش مردم گذاشت. آمریکا که حملات متعدد را بی‌پاسخ می‌دید، در ۱۲ تیرماه ۶۷ این بار نه هدف نظامی، بلکه هواپیمای‌مسافربری را با ۲۹۰زن و کودک را با موشک منفجر کرد. منبع: خاطرات هاشمی۶۷ سالنامه روزنامه شرق-۹۱ @GhadiriNetwork