قاوِم!
- بسمالله -
خدا توی قرآن چند جایی قسم خورده به زمان،
به شمس، "و ضُحاها" به قمر، "اِذا تلاها" به فجر "و لَيالٍ عشر". اهلش گفتهاند خدا بلدِ قصهگوییست. چطوری؟ اینطوری که میآید از فعل مضارع استفاده میکند برای اتفاقات دو هزار سال قبل! برای چه؟ که دستت را بگیرد و ببَرد تو را توی دل تاریخ.
آنجا که دل توی دل مادر موسی نبود موقع انداختن پاره تنش به آب. یا میبردَت کنار نیل، وقتی اذن میدهد و پیغمبرش رود را میشکافد. وقتی فرعون با همهی زَر و زورَش همانجا غرق میشود. میخواهد ببینی! میخواهد خودت را حیّ و حاضر ببینی؛ که درس بگیری، که فکر نکنی هر چه بوده برای ماقبلِ ما بوده. که بفهمی اینها مهماند، شمس و قمر و تین و زیتونش مهماند. که بگوید میشود هنوز هم قسم خورد به زمان، به مکان، به آدمها، به جانها.
قسم خورد به زمانِ ولادتِ جانِ عزیزی که میشود عزیزِ جانِ اولیای خدا. میشود راهبرِ یک ملتِ مظلوم مقتدر؛ درست شبیه خودش، خودی که فدا شد و ملتش را خدا مبعوث کرد برای ادامهی راهش؛ تا دوباره فرعون را توی نیل غرق کنند.
آری هنوز هم زمانها مقدّساند،
هنوز هم میشود قسم خورد به زمان؛
قسم به لحظهی ولادتت، که ما تا دمِ مرگ از مسیرت، حتی قدمی به عقب باز نخواهیمگشت.
@ghavem | مَهنوشت
قاوِم!
[آیههایِسوخته]
- بسمالله -
خبرش را صبح توی یکی از کانالهای خبری زده بودند. من عصر دیدمش.
عامل به آتش کشیدن مسجد بودی انگار؛
لیدری میکردهای بیا و ببین!
روی تصویرت زوم کردم. روی ذره ذره جوانیات که همراه با آیههای قرآن، توی همان مسجد سوزاندی. چه جوان بودی پسر!
چه آیندهدار بودی ؛ اگر مدام برایت رویای برگشت پهلوی را به تصویر نکشیده بودند، اگر شب و روز توی مغزت فریادِ آزادیِ قلّابی سر نمیدادند.
چه بد، باخت دادی پسر! به قول سید جواد توی فیلم اخراجیها: "کشورتو، شناسنامَتو به چی فروختی؟؟" کاش دستت را نگذاشته بودی توی دست اجنبیجماعت، کاش پشت پا نزده بودی به نمکی که سر سفرهی وطنت خوردی، کاش همراه خودت چند تا آیندهی دیگر را حرام نمیکردی، اصلا کاش هر چه که بودی، خوب یا بد، وطن فروش نبودی پسر ...
@ghavem | مَهنوشت
120.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
ما هم همینطور، پیرمردِ عراقی
ما هم همینطور ..❤️🩹
.
#بیوقتی
قاوِم!
- بسمالله -
امروز توی یک مقاله درباره دوران ۶تا۱۲ سالگی کودکان خواندم:
"در این دوره، رشد بدنی کودکان به آهستگی رخ میدهد اما از رشد ذهنی سریعی برخوردار هستند."
یعنی اینکه تنِ کودکان ۶ تا ۱۲ ساله نحیف است؛ تا بیاید استخوانشان قوّت بگیرد، زمان میبَرد. باید مراقبشان بود. باید تا جایی که میشود محیط را برایشان امن کرد که بتوانند به رشد استعدادها و ظرفیتهای وجودیشان بپردازند.
آخرهای مقاله نوشته بود که:
"در این دوره سنی، کودکان با دنیای محسوسات ارتباط بیشتری برقرار میکنند و از مسائل اجتماعی درک عمیقتری به دست میآورند؛ در همین راستا کودکان میتوانند حقایق و واقعیتهای زندگی را بپذیرند."
مثلا میتوانند درک کنند که "هر فروند موشک تاماهاوک آمریکا با طول تقریبی ۵.۵ متر و وزن حدود ۱۴۵۰ کیلوگرم، میتواند یک کلاهک جنگی متعارف به وزن ۴۵۰ کیلوگرم یا مهمات خوشهای را حمل کند..."
و همینطور بپذیرند که این موشک کروز "قدرت تخریب قابل توجهی دارد."
بصورت عینی بپذیرند که قدرت تخریبش بالاست، طوری که گوشتِ تنشان را دَرهم کُنَد، دست و سرشان را پراکنده کند، و یا از یکی از دوستانشان، یک لنگه کفش خاکی بهجا بگذارد.
آنها این واقعیت را پذیرفتهاند که در خون خودشان میغلتند و تمام دنیا فقط بیانیه صادر میکند!
@ghavem | مَهنوشت