قاوِم!
- بسمالله -
به زبان ساده، رانت یعنی درآمد بدون زحمت.
حالا این وسط یک اقلیتی هم هستند که بیش از هفتاد شب است توی خیابان دارند رانت جمع میکنند. نه فقط برای خودشان، که برای هفت نسل بعدشان! این اقلیت جوری دارند شبها از کف خیابان رانت جمع میکنند که خیالشان راحت است تا هفت نسل بعدشان، حُبِّ وطن ریشه میدوانَد توی رگ و سلول و گلبولشان. مطمئناند شرافت میشود ذره ذرهی پیکرشان؛ انسانیّت حُلول میکند در تار و پودشان. این اقلیتِ رانتیِ کف خیابان، میدانند رانتِ ویژهی عَلمگردانی، همالان و بعدها خودشان و نسلشان را بیمه ابالفضل العباس میکند. میدانند امتداد نگاه رهبر شهیدشان، میرسد به نگاه حسینابنعلی، [آن گاه که ظهر عاشورا تمام آزادگان عالم را فراخواند به یاری دین حق که میدانست وعده خدا تثبیت حق است و لو کره المجرمون] رهبری که مثل ارباب شهیدش عزیزانش را فدا کرد ولی زیر بار ظلم نرفت.
باشد که تاریخ در پسِ روزگار پر فراز و نشیبش، قدمها، نگاهها، فریادها و رنجِ جانهای این جماعتِ رانتی را فراموش نکند!
@ghavem | مَهنوشت
سید جواد پرئینماهنگ کف خیابون 320.mp3
زمان:
حجم:
8.8M
برایِ قدمهایِ خیاباننِشین ..✨️
قاوِم!
- بسمالله -
"میدونی از کجا پرت شده؟"
سرعت ماشین را کم کرد تا حوالیِ یک ساختمان را نشانم بدهد. گفت یک پسرکی بهم گفته آنجایی که نقاشی یک زن را روی دیوار مدرسه کشیدهاند، همانجا یک خانمی از توی خانهاش پرت شده بیرون و پیکرش افتاده آنجا؛ کنار همان دیوار. نگاهم را از نقش و رنگهای روی دیوارها گرفتم و دوختم به ساختمانِ کناریِ خانههای موشک خورده. ساختمانی که آن موقع به جز پنجرههایش، باقی اسکلتش، سالم مانده بود. میخواستم توی ذهنم تخمین بزنم که آن زن، از چه فاصلهای تنش، کشیده شده تا کنار دیوار مدرسهی آن طرف خیابان. از دیوار مدرسه بدم آمد. از نقاشیهایش بیشتر. باید همانجور با رد خون شهیده میگذاشتند دیوار سرخ بماند. نباید دست میزدند به آن حوالی. اصلا نباید آوارها را جز برای پیداکردن پیکر مطهر شهدایمان، بردارند. بگذارند ما، مردمِ داغدارِ مردم، برویم شب و روز بساط عزا به پا کنیم. آنقدر گریه کنیم تا بلکه بفهمیم راهکاری که گفتند اشک است، چگونه گره کارمان را وا میکند. شاید دلشان برایمان سوخت و دست ما را هم گرفتند. شاید از این آخرهای مجلس، یا از گوشه و کناری که اصلا توی مجلس هم نیست، دوباره شهدا را چیدند.
خدا را چه دیدی؟
@ghavem | مَهنوشت