قاوِم!
[آیههایِسوخته]
- بسمالله -
خبرش را صبح توی یکی از کانالهای خبری زده بودند. من عصر دیدمش.
عامل به آتش کشیدن مسجد بودی انگار؛
لیدری میکردهای بیا و ببین!
روی تصویرت زوم کردم. روی ذره ذره جوانیات که همراه با آیههای قرآن، توی همان مسجد سوزاندی. چه جوان بودی پسر!
چه آیندهدار بودی ؛ اگر مدام برایت رویای برگشت پهلوی را به تصویر نکشیده بودند، اگر شب و روز توی مغزت فریادِ آزادیِ قلّابی سر نمیدادند.
چه بد، باخت دادی پسر! به قول سید جواد توی فیلم اخراجیها: "کشورتو، شناسنامَتو به چی فروختی؟؟" کاش دستت را نگذاشته بودی توی دست اجنبیجماعت، کاش پشت پا نزده بودی به نمکی که سر سفرهی وطنت خوردی، کاش همراه خودت چند تا آیندهی دیگر را حرام نمیکردی، اصلا کاش هر چه که بودی، خوب یا بد، وطن فروش نبودی پسر ...
@ghavem | مَهنوشت
120.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
ما هم همینطور، پیرمردِ عراقی
ما هم همینطور ..❤️🩹
.
#بیوقتی
قاوِم!
- بسمالله -
امروز توی یک مقاله درباره دوران ۶تا۱۲ سالگی کودکان خواندم:
"در این دوره، رشد بدنی کودکان به آهستگی رخ میدهد اما از رشد ذهنی سریعی برخوردار هستند."
یعنی اینکه تنِ کودکان ۶ تا ۱۲ ساله نحیف است؛ تا بیاید استخوانشان قوّت بگیرد، زمان میبَرد. باید مراقبشان بود. باید تا جایی که میشود محیط را برایشان امن کرد که بتوانند به رشد استعدادها و ظرفیتهای وجودیشان بپردازند.
آخرهای مقاله نوشته بود که:
"در این دوره سنی، کودکان با دنیای محسوسات ارتباط بیشتری برقرار میکنند و از مسائل اجتماعی درک عمیقتری به دست میآورند؛ در همین راستا کودکان میتوانند حقایق و واقعیتهای زندگی را بپذیرند."
مثلا میتوانند درک کنند که "هر فروند موشک تاماهاوک آمریکا با طول تقریبی ۵.۵ متر و وزن حدود ۱۴۵۰ کیلوگرم، میتواند یک کلاهک جنگی متعارف به وزن ۴۵۰ کیلوگرم یا مهمات خوشهای را حمل کند..."
و همینطور بپذیرند که این موشک کروز "قدرت تخریب قابل توجهی دارد."
بصورت عینی بپذیرند که قدرت تخریبش بالاست، طوری که گوشتِ تنشان را دَرهم کُنَد، دست و سرشان را پراکنده کند، و یا از یکی از دوستانشان، یک لنگه کفش خاکی بهجا بگذارد.
آنها این واقعیت را پذیرفتهاند که در خون خودشان میغلتند و تمام دنیا فقط بیانیه صادر میکند!
@ghavem | مَهنوشت
.
میدونید چیه؟!
عمیقا خوشحالم
که پرچم وطنم رو، "کنار پرچم فلسطین"
توی دستای احرارِ عالَم میبینم.
.
#آزادگان_عالم_در_خیمهی_حسینند
#با_فلسطین
کتاب فلسطین؛
برای قوت گرفتنِ
روحیه استکبارستیزیمون
و همینطور غدهسرطانی ستیزیمون
خیلی خوبه ...
هدایت شده از روایت هایی از لبنان
فامیل دور
شلوغی های دی ماه ایران نبودم. نجف بودم. یک شب اینقدر یکی از این اقوام دور از راه دور دری وری گفت که آخر بحثمان شد. گفتم
- حرفهایت بوی جنگ میدهد که اگر این اتفاق بیفتد یعنی چک سفید به دشمن داده اید تا بر علیه خاکتان استفاده کند
حرف هایم را نفهمید آن روز. یعنی بیچاره چنان مهندسی شده است که نه می بیند و نه می شنود وقتی تحلیل را از دست می دهی و در یک مسیر مشخص شده تو را به حرکت در می آورند و تو نه سوال میکنی و نه فکر
همیشه فکر می کردم زامبی شدن فقط در فیلمها اتفاق می افتد. نمی دانستم در دنیای واقعی هم گاهی آدمها زامبی می شوند. وقتی فکر نمی کنند. تحلیل ندارند. باور می کنند. مهندسی می شوند. ویروسی میشوند. رسانه مغزشان را گاز میگیرد
عید نوروز مادر همین فامیل دور به خانه ما آمد. مادرم حال دخترش را پرسید گفت
- دست بچه ها رو گرفته رفتن باغشون فلان منطقه تا جنگ تموم بشه
فلان منطقه! هفت جد و آباد من و هفت نسل بعد از من هم اگر شب تا صبح جان بکنند نمی توانند در فلان منطقه باغ بخرند و ویلا بسازند و مگر این فامیل دور که حالا خیلی دورتر است دی ماه نمی گفت که ما بدبخت عالمیم نان نداریم برای خوردن!
خواستم چیزی بگویم. مادرم نیشگونم گرفت یعنی تو را به جدت ساکت باش و چیزی نگو. ساکت شدم
اما دلم عجیب مي سوزد. عده ای جنگ را به این کشور کشیدند. از زخمی شدن این آب و خاک هلهله کردند. رقصیدند. نفهمیدند که موشک شاید به خانه خودشان هم بخورد. دشمن برای زدن شماره ملی نمی خواهد. بعد بچه هایشان را بردند باغ های فلان جا تا در امان باشند آنوقت آن طرف دنیا هر خانه ای سه شهید داده است. خدا شما را نبخشد..