eitaa logo
💫گلچیــــ🌸ــــن شده ها💫
1.2هزار دنبال‌کننده
19.5هزار عکس
13.2هزار ویدیو
326 فایل
✨﷽✨ حسین جان❤️ سرخی شهادت تو ناپیدا بود عشق تو امام کربلا زیبا بود تنها سبب زندگی دین قطعاً پیغام نماز ظهر عاشورا بود
مشاهده در ایتا
دانلود
@ostad_shojaeچگونه عبادت کنم_50.mp3
زمان: حجم: 9M
کشنده ترین حسرت قیامت اینه که....... تازه میفهمیم از روی همین سجاده میتوانستیم تا کجاها بالا بریم وبه کجاها برسیم....وازدستش دادیم.. @gholch🌹
4_5859450004476790807.mp3
زمان: حجم: 4.7M
🎼به‌تو از دورسلام 🎤 💌کارۍازگروه‌استودیویۍعبرات💌 🕊🥀 @gholch🌹
عشق، کارش عجیب و جذّاب است روشن از مِهر، کرده هر سو را هر کسی را نشانه ای آموخت تا بیابد طریق و الگو را یک نفر در قنوتِ خود می گفت: رَبَّنا آتِنا  فقط  " او " را ... @gholch🌹
هیچوقت پدر و مادرتان را بخاطر چیزی که نتوانستند به شما بدهند سرزنش نکنید شاید تمام دارائیشان همان بوده که برایتان فراهم کرده اند... @gholch🌹
{پیشانی‌ها بوی تو را می‌دهند... یا_اباعبدالله عصر قشنگتون غرق بوی 👆👆👆 @gholch🌹
نظام تقديم 88.mp3
زمان: حجم: 6.9M
شرح_و_بررسی_کتاب_آن_سوی_مرگ جلسه پانزدهم @gholch🌹
💫گلچیــــ🌸ــــن شده ها💫
📚فراری 24 عشق به خــدا..... من قبلا تجربه ي شیرینش را داشته ام... دختـــر نگاه ماتم را میبیند، :_را
📚فراری 25 کتابم را می بندم و بـه سرعت به طـرف هــال میروم،مامان مشغول تمــاشـــاي یکی از سریال هاي ترکی است. میگویم:مامان؟ به طرفم برمیگردد. :_پدربزرگـــ دوستم فوت کرده،میتونم برم پیشش :+بــرو،فقط رسیــدي به منیــر زنگ بزن طبق عــادت معمــول،حتی نگرانی اش را به زبان نمیآورد، جمله اش مثل پتک بر سرم مینشیند: به منیر زنگ بزن.... دلم میگیرد از این همه تنهایی :_چشم به طــرف اتاقم پـرواز میکنم و اشک هایم را با سر انگشت می گیرم. مانتوي جلوبسته ي مشکی میپوشم،بلند است و پوشیده. شال مشکی ام،با خال هاي طلایی را سرم میکنم،لبنانی،مدل مورد علاقه ام. شماره ي آژانس را میگیرم. چادرم را داخل کیفم پنهان میکنم و از اتاق بیرون میروم. مامان نگاهش را از بالا تا پایینم میگرداند و سري به نشانه ي تاسف تکان میدهد.از خانه بیرون میزنم،هواي اسفندماه،استخوان هایم را میسوزاند. بیرون از خانـهـ چادرم را ســر میکنم. آژانس جلوي پایم ترمز میکند ، سوار می شوم و آدرس خانه ي فاطمه را میدهم. خانه شان نزدیک است،هم به خانه ي ما،هم به همان مسجدي کـه همیشه میروم،از چهارسال پیش. ❤ فاطمه یک پیراهن ساده ي مشکی به تن کرده، صداي گرفته و گودي زیر چشمانش حکایت از این دارد که خیلی گریه کرده. دستش را میگیرم،لبخند کمرنگی روي لب هایش مینشیند. :_من خیلی متاسفم فاطمه جان،خدا رحمتشون کنه :+مرسی عزیزم بغض میکند. :+خیلی دوسش داشتم نیکی :_عزیزدلم فاطمه بغلم میگیرد و گریه میکند،من هم گریه ام میگیرد. سرش را از شانه ام برمی دارد. :+میخواي عکسشو ببینی؟ :_اگه ناراحتت نمیکنهفاطمه بلند میشود و چند لحظه بعد،با قاب عکسی برمیگردد. :+این مال سیزده به در پارساله،مامان بزرگ و بابابزرگ با همه ي نوه ها. پدربزرگ فاطمه،با چهره اي مهــربان و نورانی کنار مادربزرگش نشسته و نوه هایش دور و برش را گرفته اند. چهره ي فاطمه و محسن را تشخیص می دهم،کنار هم ایستاده اند. دختري نوزده،بیست ساله کنار فاطمه ایستاده. :_این کیه فاطمه؟ :+فرشته،دخترخالم،این محمدحسنه،برادر بزرگتر محسن که خب برادر منم میشه انگشت میگذارد روي پسري که از بقیه بزرگتر به نظر می رسد،بیست و سه،چهار ساله. :+اینم احسانه،برادر کوچکمون احسان هم حدودا یازده،دوازده ساله است.... فاطمه بغ کرده،باید او را از این حال و هوا دربیاورم._:چی شد که اومدي خونه؟تنــها اومدي؟ :+نه با محسن اومدم،اومدم یه دوش بگیرم،لباسامو عوض کنم . :_پس من مزاحم شدم.. @gholch🌹
💫گلچیــــ🌸ــــن شده ها💫
📚فراری 25 کتابم را می بندم و بـه سرعت به طـرف هــال میروم،مامان مشغول تمــاشـــاي یکی از سریال هاي
سلام به اعضای محترم کانال گلچین شده ها 🌙شبتون بخیر و آرام با عرض پوزش ادامه این رمان را در شب های آینده بخونید..
✨شب سکوت درد و صدای قدمهای تو ✨به هنگام رفتن چه بی محابا در سرم تکرار می شود ✨وقتی که من در ازدحام بغض های دلتنگی در آغوش فاصله ها وهم انگیز جان میدهم @gholch🌹
animation.gif
حجم: 940.1K
شبتون بخیر و آرام 🌙 |❀ @gholch ❀|
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا