eitaa logo
گلزار ادبیات
7.8هزار دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
177 ویدیو
5 فایل
توسط دبیر بازنشسته‌: ع. ک. (بانو خالقی) ایجاد کانال: ۹ بهمن ۱۴۰۱ استفاده از مطالب، با ذکر نام یا لینک کانال مجاز است. تبلیغ و تبادل نداریم. کانال دوم‌ما #گلستان‌ادبیات https://eitaa.com/golestaneadabiyat
مشاهده در ایتا
دانلود
012-Aghaz-Ketab-WikiShahnameh-Com-012-01.mp3
541.8K
🌹🌹🌹 بخش ۱۲: ستایش سلطان محمود دستور: وزیر. https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303 🌻🌻🌻
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ایستاده گام می‌زند دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی ابر و باد و آب و آفتاب رهسپار جاده‌ی رَوَندگی وین درخت سرو زیر این سپهر روی این زمین ایستاده، گام می‌زند به سوی زندگی. نامه‌ای به آسمان، شش دفتر شعر، پاشانه‌های باران، ص ۲۳۶. https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
یک خاطره‌ی شیرین خیاط بی‌تجربه برای اولین بار طبق الگویی که معلم خیاطی‌ام داده بود، خواستم برای پدرم شلوار بدوزم. از این رو، طبق دستورهایی که استادمان گفته بود، الگوی شلوار را بریدم. آن قدر ذوق‌زده شده بودم که حتی دور تا دور شلوار را هم دوختم و با خوشحالی به پدرم دادم. وقتی پدر آن را دید، با تعجب پرسید: دخترم، من باید این را از کدام قسمت بپوشم؟! شادی‌های ماندگار، اصغر جدایی، ص ۶۰. https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
خَموشی از وحشی بافقی چو دل را مَحرم اسرار کردند خموشی را امانت‌دار کردند مشاعره، آزاد تیموری، ص ۱۳۰. https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
امام علی - علیه السلام - فرمودند: راستگو باش؛ تا وفادار باشی. غرر الحکم، ج ۲، ص ۵۶۴. (ع) https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
یک رباعی از مولانا گر قدر کمال خویش بشناختمی دامان خود از خاک بپرداختمی خالی و سبک، بر آسمان تاختمی سر بر فلک نُهم برافراختمی باغ اسرار خدا، شرح رباعیات مولانا، بهشتی شیرازی، ص ۵۵۹، رباعی ۶۹۰. https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
داستان یک مثل 😂😂 به آدم تنبل فرمان بده؛ هزار نصیحت پدرانه بشنو! اربابی به نوکر تنبل خود گفت: برو بیرون ببین هنوز باران می‌بارد؟ نوکر گفت: قربان، این گربه همین الآن از بیرون آمده است. دستی به پشتش بکشید؛ اگر خیس باشد، باران می‌بارد و اگر خشک باشد، باران بند آمده است. ساعتی بعد، ارباب رو به نوکر خود نمود و گفت: برو چوب نیم‌ذرع را بیاور؛ می‌خواهم چند طاق پارچه ذرع کنم. نوکر گفت: ارباب، دُم این گربه، نیم ذرع است. شما می‌توانید به جای چوب نیم‌ذرع، از آن استفاده کنید. دقایقی بعد، ارباب به نوکر خود گفت: برو سنگ نیم‌منی را بیاور. می‌خواهم برنج وزن کنم؛ بدهم خاتون غذا بپزد؛ فردا مهمان داریم. نوکر گفت: آقا، من این گربه را بارها وزن کرده‌ام؛ وزنش بی‌کم و زیاد، نیم من است. ارباب که از دست نوکرش سخت خشمگین شده بود، گفت: تشنه هستم؛ برو قدری آب بیاور. نوکر گفت: آقا، آن سه کار را که فرمودید، من انجام دادم؛ این یک کار را بی‌زحمت خودتان انجام بدهید! دوازده‌هزار مثل فارسی، دکتر شکورزاده بلوری، ص ۲۵۸. https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303