حکایت شاه پیلان و خرگوش
در سرزمین پیلان، چشمهها خشکید و پیلان به اطراف پراکنده شدند تا چشمهای بیابند. در نهایت، چشمهای زلال و پر آب یافتند که در سرزمین خرگوشها قرار داشت. همه عزم آن جا کردند و به راه افتادند.
در این میان، بسیاری از خرگوشها که سر راه پیلان بودند، کشته شدند. شکایت به نزد مَلِک خود بردند و او زیرکی را به نام پیروز، برای دفع این واقعه فرستاد. خرگوش، مکری اندیشید و بر بالایی ایستاد و خطاب به پادشاه پیلان، خود را رسول ماه خواند که پیغام او را مبنی بر خشم ماه از آمدن پیلان به آن سرزمین، همراه آورده است.
پیل در شگفت شد و بر سر چاه رفت و ماه را در چاه دید. اندکی آب برگرفت. عکس ماه داخل آب لرزید و پیل بیشتر ترسید و گمان کرد ماه جنبید. پس فرمانبرداری کرد و عهد نمود که دیگر آن جا نیاید و کسی را هم نگذارد که بیاید.
حکایتهای حیوانات در ادب فارسی، دکتر محمد تقوی، صفحه ۱۷۳.
#حکایت
#شاهپیلانوخرگوش
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
014-Keyumars-WikiShahnameh-Com-001.mp3
1.33M
#شاهنامهخوانی 🌹🌹🌹
داستان #کیومرث، بخش یک
لغات مهم:
دهقان: ایرانی.
دِیهیم: تاج.
حَمَل: بَرّه. برج حمل: برابر است با فروردین.
پلنگینه: لباسی از پوست پلنگ.
دَد: جانور درنده.
فرّه: شکوه، قدرت.
نماز: تعظیم کردن.
ریمَن: حیلهگر.
آهرمن: اهریمن، شیطان.
بدسِگال: بداندیش.
سترگ: تنومند، خشمناک.
یکایک: ناگهان.
سروش: فرشته.
جوشن: زره.
پذیره شدن: به استقبال رفتن.
خَدیو: شاه.
ویلهکنان: نالهکنان.
بادرنگ: بالنگ، میوهای زرد. این جا: زرد.
نخجیر: شکار، جانور شکاری.
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
🌻🌻🌻
سلام. وقت به خیر 🌹🌹🌹
به کانال گلزار ادبیات خوش آمدید.
اگر علاقهمند به مطالعهی شعرهای زیبا و پرمحتوای تکبیتی و دوبیتی هستید،
همراه ما باشید در کانال دوم ما:
#گلستانادبیات 🌺🌺🌺
👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/3029336810Cb0c3442fae
🌼🌼🌼🌼🌼
پرواز
از نظامی
کبوتر با کبوتر، باز با باز
کند همجنس، با همجنس پرواز
مشاعره، خرّمی، ص ۲۲۱.
#پرواز
#نظامی
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
امام علی - علیه السلام - فرمودند:
مُتکفّلِ کار یتیم، برگزیدهی خداست.
غرر الحکم، ج ۲، ص ۵۷۵.
#امام_علی(ع)
#یتیم
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
داستان یک مثل
گوسالهی بسته را میزند!
در موردی گفته میشود که کسی زورش به مرد نیرومند نرسد، به ناتوان حمله کند. مانند: زورش به خر نمیرسه، پالان خر را برمیداره!
میگویند: ملانصرالدین، دو تا گوساله داشت. یکی از آنها، طناب را پاره و فرار کرد. ملانصرالدین چوب را برداشت و محکم به سر و کلهی گوسالهی دیگر کوبید.
به او گفتند: آن یکی گوساله فرار کرده؛ تو چرا این حیوان را میزنی؟ گفت: اگر این را ول کنم، صد درجه از آن بدتره!
ضربالمثلهای معروف ایران، مهدی سهیلی، ص ۱۵۶.
#داستانمثل
#گوسالهیبستهرامیزند
#مهدیسهیلی
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
توی خواب😂😂😂
از فیضالله حیدری نهاوندی
عاقبت روزی شوم پولدار، اما توی خواب
بار خود را مینمایم بار، اما توی خواب
میدهم بر هر فقیر بینوا و مستمند
اسکناس و دِرهَم و دینار، اما توی خواب
چون خریداری کنم خروارها قند و شکر
مینمایم جمله را انبار، اما توی خواب
میخرم باغی به شمران و زمینی در ونک
تا که گردم عُمدةُ التُّجّار، اما توی خواب
بهر طرح نقشه و پیریزی آپارتمان
میبرم همراه خود معمار، اما توی خواب
در اتاقم جای زیلو، فرش کاشان مینهم
تا برم لذت من از این کار، اما توی خواب
با چنین فکر و خيالات خوشی هر نیمه شب
کیف و لذت میبرم بسیار، اما توی خواب
طنزسرایان ایران از مشروطه تا انقلاب، ص ۲۴۰ و ۲۴۱.
#شعرطنز
#خوابوپولداری
#حیدرینهاوندی
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303