⭐️یادی از سردار شهید حاج مهدی زارع⭐️
🇮🇷حاج مهدي معمولاً در رانندگي عجله نمي کرد، ولي آن روز سريعتر از معمول مي رفت. گفتم: حاجي چرا عجله؟
گفت: « بين دو نماز كار دارم.»
دوست داشتم سر از كار حاجي در بياورم. وقتي رسيديم، متوجه شدم نيرو هاي جديد بسيج، به منطقه آمده اند و فرمانده گردان ها براي تكميل نيروهاي خود از ميان نيروهاي جديد، آنجا جمع شده بودند. علت اين همه عجله حاجي را فهميدم. ديدم حاجي بين دو نماز چشمش دنبال نافله خوان ها ست. حتي چند نفر را مأمور كرده بود تا اسم آنها را بنويسد تا آنها را براي گردان امام حسين(ع) انتخاب كند.
حتي اصرار داشت كسي در گردانش سيگار نكشد. خيلي ها كه نمي توانستند سخت گيري هاي حاج مهدي را تحمل كنند، مي رفتند. اما بعضي ها هم اسير اخلاق و اخلاص حاج مهدي مي شدند، حتي سيگاري ها به خاطر پيش او ماندن سيگار را ترك مي كردند.
🌹🍃🌹🍃
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ ایتا :
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔰 پاسخی کوتاه و کامل به یک شبهه مشهور
⁉️ چرا آرزوی #شهادت میکنید؟!
♨️ بمانی و خدمت کنی بهتر است یا نباشی؟!
‼️ مواظب باش چه دعایی می کنی!!!
🔹 برشی از سخنرانی #حجت_الاسلام_راجی
🍃🌷🍃🌷
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
💢 #تحویل_سال ۱۴۰۲ باشهدا
⭕️ همراه با قرائت دعای توسل 🤲
🔹 #بامداحی :حاج امیر حسین راستی
🔹 #مکان : ⬅️دارالرحمه_شیراز/قطعه شهدای گمنام
#زمان :⬅️دوشنبه ۲۹ اسفند /از ساعت ۲۳.۴۵ تا لحظه سال تحویل
🔺🔹🔺🔹🔺
#هییت_شهدای_گمنام_شیراز
🌷🕊🍃
صبــ🌤ـح
هجوم چشم هاے تــوست
وقتے ناگهان
در من شعرے مے شوی
به وسعت طلوع یک زندگی..
#شهیدحجت_الله_آذرپیکان
#سالروزشهادت🥀💔
#صبح_وعاقبتمون_شهدایی 🕊
🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
💢برای آموزش به کوه های اطراف شیراز رفتیم. بعد از 5 الی 6 ساعت کوهنوردی به محلی رسیدیم که کوه ارتفاعی و شیب زیادی پیدا می کرد. خستگی امان بچه ها را بریده بود، در حین صعود از همین ارتفاع یکی از بچه ها پایش لغزید و از کوه به پائین سقوط پیدا کرد. ما مانده بودیم چه کنیم چطور آن برادر را برگردانیم.
سید فرج گفت من او را پائین می برم. دوست مجروحمان را روی دوش کشید و دوباره 5 ساعت مسیر رفته را در حالی که آن برادر روی دوشش بود برگشت!
این فداکاری سید فرج جان یک نفر را نجات داد.
💢وصیت نامة شهید :
«مؤمنان باید در راه خدا با آنانکه حیات مادی و دنیا را بر اخرت برگزیدند جهاد کنند و هرکس در راه خدا در این جهاد کشته شود ، فاتح گردیده است . »
#شهید فرج الله علوی
#سالروزشهادت
🍃🌷🍃🌷
#ڪانال_شهدا
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
1_2790954813.mp3
12.46M
☘داستان روزانه هر روز یک قسمت🌸
مجموعه صوتی " نیمه پنهان ماه"
(روایتی از زندگی شهدا به زبان #همسران_شهدا)
✅ کتاب صوتی " #نیمه_پنهان_ماه "
قسمت5️⃣2️⃣ #شهید_داوود_حیدری
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
🍃🌸🍃🌸🍃🌸
10.02M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انقلابی که پاش خون ریخته شده...
#شهدا
🍃🌷🍃🌷
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
⭐️یادی از سردار شهید حاج مهدی زارع⭐️
🇮🇷خودش تعريف مي کرد: در سنگر نشسته بودم و ناهار مي خوردم که يکي از بسيجي ها با عصبانيت وارد سنگر فرماندهي شد. انگار مرا نمي شناخت، گفت: مي خواهم آقاي زارع را ببينم. بهش گفتم بيا بشين برادر، فعلاً ناهار بخور بعد با هم مي رويم خدمت آقاي زارع. لقمه اول را که جويد، خشمش کم شد. پرسيدم حالا با آقاي زارع چه کار داري؟
گفت: من ديگه نمي توانم اينجا رو تحمل کنم، من بايد تسويه کنم و به خانه برگردم. کم کم مشکلاتش را از زير زبانش با لبخند کشيدم. به او گفتم: شما مي تواني هر موقع خواستي برگردي. اما مطمئن باش هيچ جاي دنيا بهتر از اين جا نيست، چون اينجا مي تواني راحت به خدا و مردم خدمت کني. خلاصه قانعش کردم که هدف کسي که به جبهه مي آيد بايد رضاي خدا باشد نه ماديات. بعد از ناهار با تعجب از من پرسيد شما آقاي زارع هستيد؟
حاج مهدي با حسي بين شوق و حسرت مي گفت: «خوش بحالش چند ماه بعد شهيد شد.»
🌹🍃🌹🍃
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ ایتا :
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
خدایا!
اگر مۍ دانستم با مرگ من یڪ دختر در دامان #حجاب مۍرود، حاضر بودم هزاران بار بمیرم
تـا هزاران دختر در دامانِحجابـ بروند
#شهید عبد الحسین برونسی
🌹🍃🌹🍃
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
🌷🕊🍃
نسیم یادت
پیراهن دلتنگی را
بر تن ساعتهای انتظار
می دوزد ،
و آرزوها با هر پلک زدن
دنیای با تو بودن را
بر قامت واژه ها
هجی می کنند ..
#حاج_قاسم❤️
#صبح_وعاقبتمون_شهدایی 🕊
🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
#روایت_شهدا
🔵والفجر 1 بود. من فرمانده دسته بودم، جلیل فرمانده گردان. موقعیت عجیبی داشتیم.
بیشتر نیروهای گردان مجروح بودند، همه را در یک سنگر تانک جا داده بودیم. عراقی ها با نارنجک و آتش تیربار جلو می آمدند، مثل نقل بر سر ما تیر می بارید. کسی جرأت بلند کردن سر را هم نداشت، چه رسد به اینکه بخواهد نیم خیز شود یا بایستد.
در همین زمان جلیل را دیدم، تمام قامت روبروی عراقی ها ایستاده بود. با چشم خودم، تیر هایی را که از کنار دست و سرش، حتی از بین زانوهایش عبور می کرد را می دیدم، اما جلیل ایستاده بود و خم به ابرو نمی آورد. داشت منطقه را کنترل می کرد تا راهی برای مقابله با دشمن پیدا کند.
سمت: فرمانده گردان فجر- لشکر 33 المهدی(عج)
#شهید جلیل اسلامی (آریانژاد).
#شهدای_فارس
#سالروزشهادت
🌱🌹🌱🌹🌱
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ ایتا :
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید