#یلـــداے_همــدلے
🔹🔹🔹🔹
در ایامی که متعلق به بی بی حضرت فاطمه (س) می باشد می خواهیم یلدا را بهانه ای برای کمک به نیازمندان شهر نماییم ....
خیرین و بانیان خیر، از همین الان لطفا همت کنید تا بتوانیم در هفته آخر آذرماه یک بسته معیشتی مناسب جهت نیازمندان تحت پوشش تهیه نماییم
یا زهرا ....
🔹🔸🔹🔸🔹
شماره کارت جهت مشارکت👇👇
6037997950252222
*بانک ملی . بنام مرکز نیکوکاری شهدای گمنام*
🔹🔺🔹🔺🔹
#هییت_شهداےگمنام_شیــراز
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
🌷🕊🍃
نوشتـہ هایم هم
بے تابتـان هستند !
صبـح 🌤بخیـر بگویید ....
تا صبـحگاهم با عطـرِ نفسِتـان
آغـاز شود...
#صبح_و_عاقبتمون_شهدایی🕊
🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷
https://eitaa.com/shohadaye_shiraz
دست راست شهید حسن باقری بود. همین همراهی، او را متخصص
اطلاعات عملیات کرده بود. شناسایی را در هر کاری ضروری می دانست
و همیشه می گفت تا می توانید شناسایی کنید و بعد عملیات.
حاج قاسم هم خیلی دوستش داشت، چون حاج رسول مرد عملیات های سخت بود.
یک بار وسط بحبوحه جنگ سوریه، حاج قاسم وارد سنگر شده بود و دیده بود حاج رسول نقشه اسرائیل را گذاشته وسط و دارد نقشه عملیاتی طراحی می کند.
بهش گفته بود: چه می کنی حاج رسول؟ گفته بود:
دارم نقشه عملیات حذف اسرائیل بعد از داعش را طراحی می کنم. حاج قاسم گفته بود: وسط این شلوغی جنگ و حضور داعش؟ حاج رسول پاسخ داده بود: فرضش که محال نیست. ان شاءالله با فرماندهی شما
اون روز هم میاد.
سردار شهید عبدالرسول استوار
#شهداےفارس
#ایام_شهادت
🍃🌷🍃🌷
#ڪانال_شهدا
https://eitaa.com/golzarshohadashiraz
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
🥀 داستان روزانه هر روز یک قسمت🥀
#خاطرات_دفاع_مقدس*
#نویسنده_محمد_محمودی*
#گلابی_های_وحشی
#قسمت_سی_پنجم
نیروهای گروهان یکی یکی شهید و مجروح میشدند و دشمن مقاومت میکرد. ستونی از نیروهای گردان امام مهدی (عج) از پشت خاکریز مجاور نهر عبور میکردند تا دشمن را دور بزنند و درگیری را شدت دهند در آن لحظات یکی از نیروها به دوستانش می گفت:
_بچه ها آیه و جعلنا تلاوت کنید تا دشمن ما را نبیند.
آن قدر با اعتماد این سخن را بر زبان جاری می ساخت که گویی به او الهام شده بود .
عملیات و نبرد ادامه داشت یکی دیگر از بستگان لطیف
آر پی جی گرفت و خود را از پشت خاکریز به آن طرف انداخت .
هر چه دوستانش میگفتند :«فلانی نرو کشته میشوی!» قبول نکرد و بعد از چند لحظه صدای شلیک موشک آر پی جی او شنیده شد.
فریاد
می زد:
- بچه ها موشک بیاورید این جا جای خوبی است!
بچه ها به سرعت خود را به او رساندند .هیچ کس کوتاهی نمیکرد .
آقای چناری در حالی که داشت قبضه خمپاره شصت خود را در کنار ما آماده تیراندازی میکرد فریاد معاون گروهان را که شنید به من و زبیر گفت:
_بچه ها مواظب قبضه باشید تا من نوروزی را که مجروح شده بیاورم, یکی از بچه ها به آقای چناری گفت:
_آقا این چه موقع دنبال مجروح رفتنه بیا و خمپاره را راه اندازی کن.
با تشر آن رزمنده آقای چناری به کنار قبضه برگشت و اقدام به تیراندازی کرد .هنوز فریاد مادر مادر نوروزی می آمد. رزمنده ای در میان دود و دولاغ رگباری بست و
حرکت کرد ،اسمش حمزه بود . از ناله های نوروزی عصبانی شده بود و گفت :چرا داد و فریاد میکنی؟ روحیه ی بچه ها را خراب میشه... این کارا خوب نیس!
#ادامه_دارد ...
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ ایتا :
https://eitaa.com/shohadaye_shiraz
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
┈┈••✾❀🍃♥️🍃❀✾••┈┈•*
14.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻کودکی که در هنگام خواب زخمی شده و از عمویش می پرسد : عمو دارم خواب میبینم یا بیدارم ؟😭
#کودکان_مظلوم
#غزه
#فلسطین
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج 🙏
🍃🌱🍃🌱🍃🌱🍃
https://eitaa.com/golzarshohadashiraz
⭐️یادی از سردار شهید سید عبدالرضا سجادیان⭐️
🌹با بچههای مسجد قرار داشتیم، هفتهای یک روز به گلزار شهدا و سر مزار دوستان برويم. روز جمعه بود. بهاتفاق [شهید] حمیدرضا جمالی فرد، به گلزار شهدا رفتیم. به کنار مزار سید رضا که رسیدیم، عطر عجیبی، شبیه عطر گل محمدی در اطراف مزار پیچید. به حمید گفتم: چه بوی عطر عجیبی اینجا میآید!
حمید گفت: مگر نمیدانی؟
- امامزمان (عج) برای زیارت تشریف آوردند!
با تعجب نگاهی به حمید کردم و گفتم: من که شک ندارم آقا سر مزار شهدا میان، اما مطمئنی الان آقا اینجاست؟
سکوت کرد و لبخندی زد. دستش را روی سینه گذاشت و با صداي حزينش شروع به دادن سلام به امامزمان (عج) کرد. چند لحظه بعد، آن بوی خوش به همان ناگهانی که آمده بود، مثل نسيم گذشت و رفت. حمید آرام گفت: آقا رفت!
🌹🍃🌹🍃
#ڪانال_شهدا
https://eitaa.com/golzarshohadashiraz
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
پدر؛ دختری ...💔
شهیدمدافعحرم؛سیدمصطفیصادقی
#شهدا شرمنده ایم
💢پیکر مطهر شهید پس از ۸ سال تفحص و به وطن برگشت
🌱🍃🌱🍃🌱🍃
https://eitaa.com/golzarshohadashiraz
وقتی حسین به خانه آمد، از درجه و این حرفها پرسیدم. گفت: «درجهی خوب و ممتاز رو #شهدا گرفتن.
من و امثال من باید تلاش کنیم تا به درجهی اونا که یه درجهی خدائیه برسیم. اگه بخوایم برای خودمون اسم و رسم درست کنیم که باختیم!»
سردارمدافعحرم
شهیدحاج#حسین_همدانے🌹
🌹🍃🌹🍃
https://eitaa.com/golzarshohadashiraz
🌷🕊🍃
سلفی آخر 😭😭😭
آخرین عکس پدر با دختر شهیدش💔😭
#غزه
#طوفان_الاقصی
#صبح_و_عاقبتمون_شهدایی 🕊
🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷
https://eitaa.com/shohadaye_shiraz
#آدرسےقبل_شهــادت
توےسنگــر با او و چند تای دیگه از بچه ها نشسته بودیم .😊
یکی از بچـه های #بسیجـی وارد شد.
پانزده – شانزده ساله به نظر میرسید.
مثل بقیه جوانترها شیــفته فرهاد شده بود و نشــانی منزل او را میخواست.☺️
فرهاد مکــثی کـرد و سرش را بالا آورد و گفت :
- شما لطــف دارین ! ما در خدمتــتون هستیــم . خیابــونای #شیرازو بلدی؟
- بلـــــــــه...
- سوار ماشـــین که شدی میگی #دارالرحمة ، قبرستون جدید . . . صدای خنده بچه ها جوان را گــیج کرده بود.😂
فرهــاد #پیـشانــی جوان را بوسید و گفــت:
بنــویس ڪاکو ... برای مزاح بود ... بنویــس :✍
دارالرحمة ، قطعـــه #شهدا ، ردیف ... ، پلاک ... بسیجی جوان رفت.
روزها گذشت . بچه ها یکی یکی شهید شدند . اکبر رفت ، حسین رفت ، فرهاد هم رفت ... جنازه او را از سردشت آوردند و شوق و شورش را به آرامگاه ابدی اش در دارالرحمة سپــردند.
وقتــے به شـــوق #زیارت مزار او به راه افــتادم ، یڪ نفر زودتر از من به آنجا رسیده بود ، هــمان بسیجی جوان #نشانے را درست آمده بود.😭
#شهید فرهاد شــاهچراغی
#شهدای_شیراز
#ﺳﺎﻟﺮﻭﺯﺷﻬﺎﺩﺕ 🌷
🍃🌷🍃🌷
#ڪانال_شهدا
https://eitaa.com/golzarshohadashiraz
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید