10.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴خبرپیداشدن پیکرشهیدجاویداثرمهندس حسین شکرائیان بعد۳۹سال درحرم رضوی به پدرومادرش توسط محمدرضاگرایی قهرمان جهان دربرنامه زنده
#شهیدگمنام
#مادرشهید
#چشم_انتظاری
🍃🌷🍃🌷
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
⚘﷽⚘
پنجشنبه است...
وباردیگر
مزار شهدا دل ها را به سوی خود می کشاند...
دل هایی که این مکان راخلوتگاه خویش قرارداده اند
و یکدل سیر دلتنگی را بر مزارشان می بارند...
#پنجشنبه_های_عاشقی💔
#باز_پنجشنبه_ویاد_شهدا_باصلوات
🍃🌹🍃🌹
#ﺯﻳﺎﺭﺕﻣﺠﺎﺯﻱ ﺷﻬﺪاﻱ ﮔﻤﻨﺎﻡ ﺷﻴﺮاﺯ, قرائت زیارت عاشورا
👇👇
🚨🚨🚨🚨
همینک آنلاین شوید ⭕️⭕️
لینک هییت آنلاین با اینترنت رایگان:
http://heyatonline.ir/heyat/120
💫یادی از طلبه شهید حبیب روزی طلب 💫
🌷 بعد از عملیات فتحالمبین بود. به شیراز آمده و آماده برپایی مراسم عقد و عروسیام در نوزدهم فروردین سال 61 میشدم. هرکدام از دوستان لطفی داشتند و بخشی از کار را میکردند. حبیب آقا هم پیش من آمد و گفت: آقای رودکی، از شما میخواهم اجازه بدهید کارت عروسیتان را من آماده کنم.
گفتم: ممنون، پس کارت با شما.
گفت: با اجازه میخواهم بالای کارت عروسی شما این آیه را بنویسم. «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَکَّرُونَ »
گفتم: خیلی هم خوب.
این آیه را روی مقوای سفیدی نوشت، بعد هم بقیه جزئیات کارت عروسی مثل زمان و مکان و اسمها را نوشت. آن را به چهارراه مشیر برد و سفارش داد از رویان برایمان چاپ کنند. خودش هم بعد چاپ آن را برایم توزیع کرد.
این کارت دعوت را سالهاست بهعنوان یادگاری از حبیب برای خودم نگه داشتم و به هر تازهعروس و دامادی، از طرف حبیب این آیه را به آنها تذکر میدهم تا سرلوحه زندگیشان قرار دهند.
🌿🌷🌿🌷🌿
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ سروش:
https://sapp.ir/shohadaye_shiraz
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
6.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌙 #شب_جمعه وشب زیارتی حضرت اباعبدالله..🌷
سلام آقا...بسه دوری از حرم بذار بیام آقا
شب و روزمو توی فکر کربلام آقا...
حسین جانم...
🔆مرحوم دولابی ره:
هرگاه یاد امام حسین علیه السلام افتادید شک نکنید که آن حضرت نیز به یاد شماست...
🍃🌷🍃🌷
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
>•🌸•<
#سلام آقا جان
روزےکهبهجمالتوچشممبشودباز..🌤
اےجاندلم،روزمنآنروزبخیراست♥️'!
•
.
.
السلامعلیڪیاخلیفةاللهفےارضھ..✋🏻
#صبحتون_شهدایی
🌷🌿🌷🌿🌷🌿🌷🌿🌷@golzarshohadashiraz
✍قسمتی کوتاه و تامل برانگیز از وصیت شهید😔
🔰سعی ڪنید راهم را ادامه داده، نگذارید اسلحهام بر زمین بیفتد.
🔰نمازهای شب و راز و نیازهای نیمه شب را ترڪ نڪنید، زیرا هر چه ما داریم از همین ناله هاست.
🔰قبل از اینڪہ به شهدا فکر ڪنید، به بینش آنها فڪر ڪنید و بدانید ڪہ نماز عشق را فقط با #وضوےخون میتوان خواند❗
🔰 گول هوسهای ظاهری دنیا را نخورید و دیو نفس را در خود بڪشید و تنها به خدا فکر کنید.✨
🔰 اینقدر ڪہ وقتتان را صرف هوسهای ظاهری دنیا میڪنید صرف #خدا ڪنید ڪہ زودتر به آرزویتان میرسید، زیرا من خودم این را تجربه کردم.✨
👈❌در ضمن برای من زندگینامہ ننویسید زیرا در این دنیا ڪسی مرا نشناخت که بخواهد برایم زندگینامہ بنویسد. 😢❌
#شهید غلامرضا جمشیدی*
#شهدای_فارس
🍃🌷🍃🌷
#ڪانال_شهدا
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
*داستان دنباله دار هر روز یک قسمت*
* #براساس_زندگینامه_شهید_حبیب_فردی*
* #نویسنده_آرزو_مهبودی*
* #قسمت_بیست_و_هفتم*
سید حسام با بی میلی زل میزند به حمید و سر تا پایش را برانداز می کند. حمید که نگاهش را مستقیم به دوخته به حسام می گوید: «مطمئنی من بودم سید؟!»
سیدحسام نگاه محکم و مستقیم حمید را که میبیند کمی شک میکند. ابروهایش را در هم می کشد و به ذهنش فشار میآورد.
_من نبودم آقاسید ! اشتباه می کنید یک نفر بوده شبیه من!
حسام به تردید افتاده.مرد آن روز هم این قیافه را داشت اما اون نگاهش گریزان و مضطرب بود .اصلا سرش را بلند کرد تا ز کلمه هم حرف نزد که حسام صدایش را بشنود.
_والا راستش گیج شدم شباهت خیلی زیاد بود ولی انگار...»
همینطور که حمید را نگاه میکند انگار چیزی به یاد میآورد به سرعت می گویند: «ولی اون رنگ چشماش خیلی روشن تر بود انگار سبز بود یا آبی.. آره درست رنگی بود چشماش»
حبیب و حمید دوباره به هم نگاه می کنند. ذهن هر دو بین اسامی دوست و آشنا برای به یاد آوردن چهره ای که شبیه حمید باشد و تنها رنگ چشمهایش تفاوت کند می گشت.
سیدحسام هنوز از کشفش هیجان زده است میگوید :«الان که خوب دقت می کنم میبینم یک مختصر تفاوتهایی هست اما در حد دو برادر دو قلو واقعا عجیبه!»
برای لحظهای جستجوی ذهنی حمید نتیجه می دهد و ناخودآگاه بر زبان میآورد: «عنایت..مطمئنم خودش بود. فقط اونه که این همه به من شباهت داره.»
حبیب میگوید:« فکر کنم خودش باشه چشماش هم رنگیه»
سیدحسام با احتیاط می پرسد: «چه نسبتی داره باهاتون؟!»
حمید می گوید:« از فامیل های خیلی دورمونه»
_پس احتمالا خودش بوده.
حمید با قاطعیت میگوید: «شک ندارم که خودشه»
سیدحسام که انگار تازه چیزی یادش آماده باشد جلو میآید و حمید را در آغوش می کشد: «حلالمون کن آقا حمید»
و می خندد:« ولی به جان خودم خیلی شبیه شما بود! نامردا حتی پیرهنش هم مثل شما انتخاب کرده بودند»
بعد از آن نوبت حبیب از برادر را در آغوش می کشد و محکم می فشارد و می بوسد و می گوید: «شرمنده نبایدبه تهمت می زدم ببخش»
حمید خیالش را راحت میکند:« طوری نشده کاکو !منم بودم همین فکر میکردم»
ادامه دارد ......
❤️❤️❤️❤️❤️❤️
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
🌿🌿🌹🌿🌿🌹🌿🌿
12.76M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهیدی که شفای مادرش را از امام حسین (ع) گرفت😔😭😳
🔹باندها را باز کرد و شال سبز را به دور مچ پایم را بست و گفت مادر! به زیرزمین برو و دیگهای مراسم امام حسین (ع) را بشور.
🔹از خواب برخاستم، دیدم آنچه در خواب دیدم، در واقعیت نیز رخ داده است.
#شهدادریابیدمارا...
🍃🌷🍃🌷
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
💫یادی از طلبه شهید حبیب روزی طلب 💫
🌷 عملیات فتح المبین بود که آقای دستغیب به حبیب گفتند به شیراز برگرد. با هم همراه شدیم. در بین راه، حبیب خیلی گریه کرد، می گفت حتما خطایی مرتکب شده ام که خدا فیض حضور از جبهه را از من گرفته است. وقتی آرام شد، تعریف کرد؛ چند شب پیش،در تعریف کرد؛ چند شب پیش، در مسجدی که بچهها در خط ساخته بودند دعا و سینهزنی بر پا بود. بیرون آمدم. دیدم رزمنده نوجوانی بیرون است. گفتم: اینجا خطر داره، برو تو سنگرت!
گفت ببین نور سبز درخشانی در آن دشت جابهجا میشود، گاهی به ما نزدیک میشود، گاهی دور. او را در آغوش کشیدم و صورت معصومش را بوسیدم و گفتم: خوش به سعادتت که نور امام زمان را دیدهای!
گفت: آن نوجوان بسیجی لیاقت دیدار امامش را داشت، اما من، حتماً خطایی کردهام که از جبهه محروم شدهام. چند روز بعد در گلزار شهدا حبیب را دیدم. با هم قدم می زدیم. مزار یکی از همسایه هایمان را نشانش دادم، پسر نوجوانی که در فتح المبین شهید شده بود. حبیب تا عکسش را دید، کنارش نشست و با گریه گفت همان نوجوانی است که نور امام زمان را دیده بود...
🌿🌷🌿🌷🌿
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ سروش:
https://sapp.ir/shohadaye_shiraz
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید
🎨 #عکس_نوشته
✍🏻 شهید احمد کاظمی؛
🔻دوستان، هرچه براي اين ملت تلاش كنيم كم است. ما براي اين ملت زنده،پيشتاز و خداجوي نبايد كم بگذاريم. اگر آماده باشيم، اگر بانشاط باشيم، اگرآماده حركت باشيم، هيچ گونه تهديدي متوجه ملت ايران نميشود. سرزمين اسلام امن است.
🍃🌷🍃🌷
http://eitaa.com/joinchat/2795372568C39e6bb54eb
#در_محضـر_شهیـد
آنان ڪہ بہ من بدے ڪردند ،
مرا هشیار ڪردند
آنان ڪہ از من انتقاد ڪردند ،
بہ من راہ و رسم زندگے آموختند
آنان ڪہ بہ من بے اعتنایے ڪردند ،
بہ من صبر وتحمل آموختند
آنان ڪہ بہ من خوبے ڪردند ،
بہ من مهر و وفا ودوستے آموختند
پس خدایا ؛
بہ همہ ے آنانے ڪہ باعث تعالے
دنیوے واخروے من شدند ،
خیر ونیڪے دنیا وآخرت عطا بفرما .
#شهید_دکتر_چمران🌷
🕊🌷🕊🌷🕊
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
✨رتبہ #والای انسان را
شهادت لازم است🌷
رونق بازار ایمان را
شهادت لازم است..🌷
#شهید_ولی_نوری🕊️
#صبحتون_شهدایی
🌷🌿🌷🌿🌷🌿🌷🌿🌷@golzarshohadashiraz