#دلنوشـتهگمشده
#قسمت_اول
✍ یہکنجازحـرمبهمجابده
دلمتنگـتهخداشـاهده . .
زمزمهٔ شب و روز های من، نه این شب و روزها...همان روزهایی که چشمانمان از شدت دلتنگی و دوری بارانی شده بود؛همان روزهایی که سینه هایمان از شدت خستگی انتظار به تنگ آمده بود؛همان روزهایی که دعای بعد نمازمان کربـلا بود...
دل تنگم ،
دلتنـگ صبح هایی که با نخوردن حتی یک لیوان چای راهی روضه می شدم و شب ها با غذای امام حسین و دلی خالی از گناه به خانه برمیگشتم!
دل تنگم ،
برای همان روزهای اشکی و غمناک،همان روزهایی که همه به کربلا می رفتند و برای خداحافظی ،پیامی به من هم می دادند . . !
دل تنگم ،
برای روزهایی که چشمانم از دیدن استوری های دوستان که به کربلا رسیدند تَر میشد ..
دل تنگم ،
برای همان روزی که ...
ادامھ در قسمت بعدی ؛
ترجیـحا با گوش کردن این صوت دلنوشته هارو بخونید ↶
حسینیهگمـشـده؛
#دلنوشـتهگمشده #قسمت_اول ✍ یہکنجازحـرمبهمجابده دلمتنگـتهخداشـاهده . . زمزمهٔ شب و ر
#دلنوشـتهگمشده
#قسمت_دوم
دل تنگم ،
برای همان روزی که به من گفتند برادرم به کربلا رفته و... به من چیزی نگفته ...
آخر قرارمان این نبود ؛
قرارمان نبود که تنها برود و در روز عاشورا ،مرا در این دنیا، در ایران تنها بگذارد و برود ...
دل تنگم،
دل تنگ ِ شبی که روز و شب منتظرش بودم ،
دل تنگ ِ شبی که فکر می کردم در آن شب یا کربلا باشم و یا اصلا در این دنیا نباشم ؛
دل تنگ ِ همان شبی که همهٔ دوستان در کنجی از صحن ِ حرم نشسته و من در کنجی از مسجد نشسته و به حال ِ خودم گریه می کردم..!
دل تنگم ،
دل تنگ شبی که برقها رفت و همهٔ دنیا دست به دست هم دادند تا مرا زجر دهند ،تا دلتنگی ام را بیشتر و بیشتر کنند ..تا تنها امیدِ مرا اشـک و انتظار بگذارند....
آری، دل تنگ ِ همان شبی که هنوز چادرم را بر روی صورتم نگذاشته بودم و هنوز آماده برای یک گریهٔ مفصل از درد و دوری و حسرت و غم نشده بودم ،اشک ها خودشان جاری شدند.
.
.
ادامـھ در قسمت بعدی ؛
حسینیهگمـشـده؛
آقایاباعبدالله..
سال ِ پیش یه سریا رو دعوت کردی پیش خودت ، یه سریا رو کردی کربلایی ، یه سریا رو کردی زائر حرمت ، یه سریا رو کردی نوکرت ،، یه سریا هم اسمشون شد جا مانده !
جا مانده از کاروان ، جا مانده از اربعین ، جا مانده از پیاده روی و حال ِخوش ِ کربلایی شدن :)
آره آقاجان؛
خیلی از رفیقامون و اشناهامون شدن کربلایی ...
ولی ما شدیم جامانده ...
مایی که عاشق بودیم و هستیم ،
عاشقِ خدمت و نوکری اربابمون .
آقاجان
از طرف همه ی اون کسایی که پارسال محرم جاموندن و نتونستن بیان میگم بهتون :
"اربعین،کربـبلا،دست تو را میبوسد
صاحب صبر! گدا حوصلهاش سر رفته💔
#دلنوشتهگمشده
حسینیهگمـشـده؛
یادمه پارسال همین موقع ها این کانال رو زدم فقط به امید اینکه بیام کربلا ..
یادمه رفتم پیش امام رضا گفتم آقا من اربعین کربلا نرم میمیرمااا
یادمه رفتم حرم حضرت معصومه (س) گفتم کربلای من و امسال بدین هااا نزارین جا بمونم ...
یادمه التماسایی که به حضرت رقیه کردم :)
یادمه ....
حالا هم وقتی رسیدم کربلا تنها چیزی که میخوام اینه که همه دلتنگـا برسن به یارشون؛همه عاشقا بلاخره فراق شون تموم بشه و بتونن بیان :)
#دلنوشتهگمشده