eitaa logo
اشتباهِ خوب"
357 دنبال‌کننده
1هزار عکس
71 ویدیو
6 فایل
" در درونِ هر یک از ما کهکشانی ست به وسعتِ تمامِ آسمان..! و تنها ستاره ی آن یکی ست که رشد به سویَش و مقصد ، آغوشِ اوست.. =))🌌 ناشناس بهم بگو: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1n7myrf&btn=Tell.me.unknown
مشاهده در ایتا
دانلود
«هرموجودی حتی یه گلِ چندروزه هم، تو همین عمر کوتاه، سختی‌های زیادی رو تجربه می‌کنه که شاید برای این عمر زیادی بنظر برسه. چیده شدن‌های ظالمانهٔ زیادی رو میبینه و دلش از زیر پا له شدنِ هم‌شاخه‌ایش میگیره. تشنگی‌ای که حقش نیست و سهل‌انگاری یه آدمِ دیگست رو بزور تحمل می‌کنه و گرمای هوا، تمام ظهر بیحالش می‌کنه. اگه با کناریش دعواش بشه بازم باید کنارش بمونه چون نمیتونه فرار کنه و اگه شئ‌ای رو ببینه که سمتش میاد، فقط با نفس‌نفس چشماشو میبنده تا ببینه دردش میگیره یا خدا کمکش میکنه و هنوز زنده می‌مونه. می‌تونه دلتنگی رو تجربه کنه، یا حتی عشق به کسی که گلدونش رو فقط از پشت پنجرهٔ حیاط می‌بینه و ازش دوره. و خیلی‌چیزای دیگه.. ولی اگه قرار باشه بخاطر همهٔ اینا، هرروز و هرساعتش، به همهٔ این نداشته‌ها و سختی‌ها فکر کنه، امید رو فدای این‌ها کنه و هرروز صدای نالهٔ درد و گریهٔ غم داشته باشه، همین عمرِ کوتاه، بدون اینکه به دلیلِ اصلی وجود و زنده بودنش برسه تموم میشه، خیلی سخت‌تر و تلخ‌تر، چون حتی از یک لحظه بارون هم لذت نبرده، عطرِ اطرافیانش رو حس نکرده، آسمون صاف به چشمش نیومده و زندگی نکرده چون منتظرِ یه زنده بودن عالی بوده، نه زندگی کردن و حال خوب رو پیدا کردن =(((((( »
هدایت شده از  اشتباهِ خوب"
- [ کاپوچینو. ] رفت تا سفارشِ همیشگیم رو حاضر کنه . به دستای قفل شده ای نگاهم افتاد که روی میز چوبی آروم و قرار نداشت و تیکِ سردِ برخوردِ یکی از انگشت هاش روی سطح ، با صدای ساعتِ آویزدارِ طلایی‌رنگِ روی دیوارِ رو‌به‌روم یکی شده بود . خلوت بود و نورِ تارِ ماشینای درحال خروشِ خیابون ، از گوشه ی شیشه به چشمم میزد. صدای بارونی میومد که‌‌.... - بفرمایید. صدایِ تیک دست وُ تاکِ ساعت قطع شد . [ اومم.. کاپوچینویِ گرم و پر از دلتنگیِ من؛ پس چرا امشب فقط برای یک نفری؟ ] میگفتم ؛ صدای بارونی میومد که خاطراتُ میبارید . - نامه هایی به تو⁵ , ۱۵ دی , Abr . "𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
امروز دلتنگت بودم، دلتنگِ حرفای نزده‌ت.
هدایت شده از  اشتباهِ خوب"
[ اگه هنوز کسی بهت شب بخیر نگفته، شبت بخیر* ]
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اشتباهِ خوب"
« معمولاً صبح‌ها اگر اتفاقِ غیرمتقربهٔ ناگواری زهرَش نکرده باشد، احساسِ سبکی می‌کنم. احساسِ «همه‌چیز از اول» ، احساس کنار زدنِ پرده، و جدید و غریبه بودن این دنیای قدیمی و آشنا . احساس پاک بودن از هر فکرِ جدیدی و رفتارِ عجیبی‌ و عملِ ناشایستی. کسی چه می‌داند؟ شاید امروز روزِ تولدِ یک امید و آرزو در دلم باشد، تولدِ یک ویژگی، یک لبخند که روزِ یک‌نفر دیگر را از شرِ چهره‌های درهم کشیدهٔ اطرافیانش نجات دهد. شاید امروز روزِ تولدم باشد، روزی که بتوانم حتی فقط در یک چیز، بهتر از دیروزم باشم‌ و قلبِ تازه و سرخی را به رختخوابِ شب برسانم، نه دود گرفته و سیاه شده از رفت و آمدِ آلودهٔ روز. » - Abr .