.
#هجوم_به_بیت_وحی
🏴 زدن حضرت فاطمه (س) و بردن حضرت علی (ع)
اگر چه بیشتر اینطور شنیدهایم که دستان مولا را با طناب بستهاند اما در کتاب شریف “الدمعة الساكبة” روایتی از بحارالانوار، ج۲۸، ص۲۷۰ نقل شده که در آن آمده است:
دشمنان خدا در حالی که طنابی به گردن مبارک امام (ع) انداخته بودند، آن حضرت را به سمت مسجد میکشیدند که فاطمه (س) بین علی (ع) و آنان حائل شد و در خانه را گرفت تا نگذارد که علی (ع) را ببرند.
فاطمه (س) در این حال بود که ناگهان قنفذ او را با تازیانه زد. آن ضربه به قدری شدید بود که اثرش تا رحلت حضرت زهرا (س) مثل بازوبند گرد بازویش باقی بود.(۱)
الا لعنة الله على القوم الظالمين
▫️ شیخ طوسی(متوفای ۴۶۰ ق) معروف به شیخ الطائفه میگوید:
از جمله مواردی که تکذیب کردهاند، زدن فاطمه سلام الله توسط آنان است. در حالی که روایت کرده که آنان، فاطمه سلام الله را تازیانه زدند. مشهور و بدون اختلاف نزد شیعه این است که عمر به شکم فاطمه سلام الله زد. فاطمه سلام الله در اثر آن، بچه اش را سقط کرد که محسن نامیده شد. این مساله هم نزد آنان مشهور است. همینطور قصد مهاجمان در آتش زدن خانه بر روی زهرا سلام الله آن هنگام که گروهی به او پناه آوردند و از بیعت با ابوبکر خودداری کردند؛ نیز مشهور است.
احدی نمی تواند روایت این مساله را انکار کند. زیرا ما روایت وارده از طریق اهل سنت توسط بلاذری و دیگران را بیان کردیم. روایت شیعه در این باره مستفیض است و کسی در این باره اختلاف ندارد.
📚منبع
(۱) الدمعة الساكبة، عبدالکریم بهبهانی، ص ۱۱۲
(۲) تلخیص الشافی، شیخ طوسی، ج ۳، ص ۱۵۶
رنج های حضرت زهرا(س)، نوشته علامه سید جعفر مرتضی عاملی
#حضرت_زهرا #فاطمیه
#مصائب_حضرت_فاطمه
#مداحی_عالمانه
.
.
#هجوم_به_بیت_وحی
♠️ طناب به گردن حضرت علی (ع) و شدت سیلی به حضرت زهرا (س)
شیخ یوسف بحرانی(متوفای۱۱۸۶ق)، فقیه و محدث بزرگ، در مقام احتجاج میگوید:
«…و او را به زور و در حالی که طنابی به گردنش انداخته بود و در میان مردم میکشید، بیرون آورد و دور تا دور خانهاش هیزم چید تا آن را به روی او و کسانی که در خانه بودند،آتش بزند… و زدن زهرا(س) که در اثر آن فرزندش را سقط کرد، و زدن سیلی، چنان که به صورت نقش برزمین شد، وسوز و گداز و ناله اش به هوابرخاست.»
📚منبع
الحدائق الناظره، بحرانی، ج۵، ص ۱۸۰
رنج های حضرت زهرا(س)، علامه سید جعفر مرتضی عاملی
#حضرت_زهرا #فاطمیه
#مصائب_حضرت_فاطمه
#مداحی_عالمانه
.
⚫️ بستن دستان حضرت علی(ع)
وقتی مردم صدای فاطمه(س) و گریه او را شنیدند گریان بازگشتند به گونهای که نزدیک بود دلها پاره و جگرها سوراخ گردد. اما خلیفه دوم و عدهای دیگر ماندند.
علی(ع) را بیرون کشیده و میدواندند تا به نزد ابوبکر آوردند.
ابوبکر جوهری در جلد ۶ ص ۱۱۵ کتاب السقیفه با ذکر سند به طور روشنتری به بسته بودن دستان حضرت اشاره کرده و آورده است: سپس عمر داخل خانه آمد و به علی(ع) گفت: برخیز و بیعت کن. علی(ع) سرپیچی کرد و خودداری نمود عمر دست او را کشید و گفت: برخیز اما علی(ع) از برخاستن خودداری میکرد.
آن گاه بر او حمله کردند و به سختی و زور همان گونه که با زبیر رفتار کردند او را نیز بیرون آورده، خالد بن ولید (دست) آنها را بست و خلیفه دوم و همراهانش آن دو را با خشونت کشان کشان میبردند. در کوچه ها ازدحام جمعیت شده و مردم برای تماشا جمع شده بودند.
فاطمه(س) تا درب خانه آمد و فریاد زد: «ای ابابکر! چه زود برخاندان رسول خدا(ص) هجوم آوردید، به خدا سوگند که تا هنگام مرگ با عمر سخن نخواهم گفت.»
📚منبع
الامامة و السياسة، ابن قتیبه، ج١، ص١٣
السقيفه، ابوبكرجوهری، ج٦، ص١١٥
.