💠 نردبان عقل
🔸 فرمود همه جا علم مقدّمه است برای تزکیه. در بخشی از آیات مثل آیه سوره مبارکه «عنکبوت» هم بالصراحه مشخص کرد، فرمود #علم_نردبان_است، علم مقصد نیست.
🔸 فرمود این همه حرف هایی که ما میگوییم: ﴿تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ﴾ اما ﴿وَ ما یعْقِلُها إِلاَّ الْعالِمُونَ﴾. ما عقل می خواهیم و عقل آن است که «عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَان وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجنان» اما این عقل از سکّویی باید پرواز کند و سکّوی پرش عقل، علم است. انسان بخواهد عاقل بشود، نردبان عاقل شدن علم است: ﴿وَ ما یعْقِلُها إِلاَّ الْعالِمُونَ﴾. مثل اینکه بگوییم هیچ کسی پیروز نمی شود مگر اینکه شمشیرِ تیز در دست او باشد؛ هیچ کسی نویسنده نیست مگر اینکه قلم خوب داشته باشد.
🔸 علم مقدّمه عقل است، آنچه معیار است همان «مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَان وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجنان» است، این مقدمه هم خیلی راه گشاست؛ علم برای #تذکره است، علم برای #تزکیه است، علم برای عاقل شدن است و مانند آن.
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
📚 سوره مبارکه ذاریات جلسه 19
تاریخ: 1395/11/05
حوزویان باید توانایی پاسخگویی به شبهات جامعه را داشته باشند
🔹 پایگاه اطلاع رسانی اسراء: همزمان با سالروز میلاد با سعادت پیامبر گرامی اسلام و امام جعفر صادق (علیهما السلام)، مراسم عمامه گذاری جمعی از طلاب در بیت حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی برگزار گردید.
🔹 آیت الله العظمی جوادی آملی در این مراسم ابراز داشتند: پیامبر اکرم به ما سفارش کرده اند قرآن را امام خود قرار دهید و #قرآنی_زندگی_کنید، لازمه اش این است که انسان طیب و طاهر باشد تا کلامش در جامعه اثرگذار باشد.
ایشان افزودند: حوزویان و مدیران اگر #طیب_و_طاهر نباشند نمی توانند جامعه را طیب و طاهر کنند.
🔸 استاد برجسته حوزه علمیه قم با تاکید بر لزوم #پاسخگویی_بر_شبهات بیان داشتند: حوزویان باید نسبت به پاسخ به شبهات غرب اهتمام ورزند و توانایی پاسخ به شبهات جامعه را داشته باشند، اندلس سابق بزرگانی از فقه و علوم اسلامی داشت اما چیزی که دین را از اندلس گرفت جنگ های صلیبی نبود، بلکه شبهات فکری بود، لذا نباید نسبت به شبهات مطرح در جامعه بی تفاوت بود، و باید آنها را به وسیله روایاتی که مفسر قرآن هستند جواب داد.
🔹 ایشان با اشاره به جایگاه #صحیفه_سجادیه ابراز داشتند: مفاتیح الجنان کتاب ارزشمندی است اما بر همه ما لازم است سالی دو سه بار ادعیه صحیفه سجادیه را تلاوت کنیم.
🔹 آیت الله العظمی جوادی آملی ادامه دادند: انسان هرگز نباید بگوید من خسته ام یا من نمی توانم، چرا که اصل روح است و اگر #روح_و_اراده تقویت شود بدن همراهی می کند.
ایشان افزودند: #قرآن باید درس رسمی حوزه شود و همانطور که به سایر مباحث پرداخته می شود به قرآن کریم نیز پرداخته شود.
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
📚 آیین عمامه گذاری
تاریخ: 1401/07/22
روزمان را با #قرآن آغاز کنیم
✅فتنه در قرآن
❎🔰فتنه گران باید در جامعه اسلامی طرد شوند وتنها بمانند و در تنهایی جانشان به لب برسد
[سوره طه (20): آيات 97 تا 98]
قالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ وَ إِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً (97)
(موسى به سامرى) گفت: پس برو (دور شو)، پس همانا بهرهى تو در دنيا اين است كه (به دردى مبتلا خواهى شد كه دائماً) مىگويى: «به من دست نزنيد» و همانا براى تو (در آخرت) ميعادگاهى است كه هرگز از آن تخلّف نخواهد شد. و (اكنون) به سوى معبودت كه پيوسته آن را پرستش مىكردى نگاه كن، ما حتماً آن را مىسوزانيم (و) سپس خاكستر و ذرّات آن را به دريا خواهيم پاشيد.
✅🔰پيامها:
1- بعد از اثابت فتنه گری، بايد مجرم را مجازات كرد. «سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي فَاذْهَبْ»
2- يكى از مراحل نهى از منكر، طرد فتنه گران است. «فَاذْهَبْ»
3- فتنه گران را بايد از ميان جامعه طرد كرد. آزادى فكر به معناى باز گذاشتن دست فتنه گران در گمراه كردن ديگران نيست. «فَاذْهَبْ»
4- براى فتنه گران، مجازات دنيوى وسيلهى تخفيف در كيفرهاى اخروى نيست. «لا مِساسَ وَ إِنَّ لَكَ مَوْعِداً»
5- شايد بتوان از كيفرهاى دنيوى فرار كرد، ولى از عذاب اخروى و قهر الهى در آخرت راه گريزى نيست. «لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ»
6- بدترين نوع جرم، اصرار مجرم بر جرم است. «ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً» (سامرى خود نيز گوساله خود را مىپرستيد.)
7- ابزار فتنه و آثار آن بايد نابود شود. «لَنُحَرِّقَنَّهُ» حتی اگر مسجد ضرار باشد
8- حفظ افكار مردم از حفظ طلا مهمتر است. گاهى بايد براى ايجاد موج و مبارزه با منكر، اشياى قيمتى فدا شوند. «لَنُحَرِّقَنَّهُ»
9- غيرت دينى و قاطعيّت در برابرفتنه ، لازمهى رهبرى است. «لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ» (سوزاندن طلا و به دريا ريختن آن، تصميم قطعى موسى بود)
✍#رجبعلی_بازیاد
✳️ تزکیه نبوی؛ کلاس اخلاق یا نظامسازی؟
🔻 «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ»؛ اوست خدايى كه به ميان مردمى بىكتاب پيامبرى از خودشان مبعوث داشت تا آياتش را بر آنها بخواند و آنها را پاكيزه سازد و كتاب و حكمتشان بياموزد. اگر چه پيش از آن در گمراهى آشكار بودند. (جمعه، ۲)
🔸 در آیهی شریفه، تلاوت با حرف اضافهی «علی» متعدی شده است. #علی به معنی #استعلا است، یعنی بالا. یعنی «بر» جامعه تلاوت میکرد، نه «برای» جامعه. این مفهوم، بار معنایی خاصی دارد که در #نظام_سازی و #تغییر_ارزشها موثر است.
🔺 در این آیه فقط بحث #تعلیم، #بیان و #اخلاق نیست. پیامبر(ص) مانند #علمای_اخلاق، #درس_اخلاق نمیداد که گفته شود «یعلمهم الاخلاق»، بلکه میفرماید «یزکیهم»؛ این فراتر از بیان و گفتن است. یعنی فقط میتوان به نظامسازی تعبیرش کرد. یعنی فضایی را ایجاد میکند که در این فضا افراد #رشد کنند و تزکیه شوند. اینگونه نیست که فقط بگوید این کار را بکن اخلاقت خوب شود. پس فقط بحث بیان نیست بلکه بحث نظامسازی و ایجاد فضا برای رشد است.
👤 #استاد_عینیزاده_موحد
📌 #جلسه_قرآن | ۹۹/۰۹/۲۹
زهرا ابوترابی:
📚📚📚
📚📚
📚
📝 نکات تفسیری
"اِن تَتَّقُوااللهَ یَجعَل لَکُم فُرقاناً"
(اگر خدا را [برای خود] صیانت کنید، او قوّه ی تمیز حق از باطل را عطایتان می کند)
به چند نکته برای فهم بهتر ترجمه دقت کن:
۱ - تقوا همه جا به مفهوم پرهیزکاری نیست و در اینجا یعنی در فعل "تَتَّقُوااللهَ"، نیز پرهیز کردن معنا نمی دهد زیرا در این صورت ترجمه آیه می شود؛ "اگر از خدا پرهیز کنید، او..."!!
۲ - ترجمه کردن “اِن تَتَّقُواللهَ” به؛ "اگر تقوای الهی پیشه کنید" هم خالی از اشکال نیست، زیرا "اللهَ" در این جمله، مفعول فعل "تَتَّقُوا" است. حال آنکه "تقوای الهی" یک اضافه ترکیبی است و در اینجا افاده ی مفعولی ندارد.
۳ - ترجمه کردن آن به؛ "اگر از خدا بترسید، او..."، اگرچه ظاهری منطقی می گیرد اما اشکال دیگری پیش می آید و آن اینکه تقوا به معنای ترس نیست. ترس، واژگان قرآنی خود را دارد.
می ماند "صیانت کردن و تَحفّظ"، که البته معنای اصلی خود تقوا نیز هست. اگرچه ترجمه ی فوق الذکر تا بحال متعارف و مرسوم نبوده، اما راستش را بخواهی، آن به حقیقت آیه، هم ظاهراً و هم باطناً نزدیکتر می نماید، همچنانکه در حدیث نبوی نیز آمده: "اِحفظِ اللهَ یَحفظکَ" (خدا را حفظ کن تا او نیز حفظ ات کند). ای دوست! حفظ کردن خدا، یک هنر است، و سالکان این هنر را در سلوک شان می آموزند. زیرا نیک می دانند که این خدا، قهار هم هست و قهر می کند! سالک می داند که معشوق را باید با عشق و تسلیم و توجه، حفظ کرد و از برای خود صیانت نمود. نباید گذاشت با ندانم کاریها و حماقت هایمان، نظرش برگردد و ما را ترک کند و به خودمان واگذارد! "وَاتَّقُوااللهَ" یعنی خدایت را با عشق و اخلاص صیانت کن. حفظش کن. داشته باش اش. اگر بتوانی او را برای خود داشته باشی، او توانایی شناخت حق از باطل را به تو عطا می کند. آن که خدا را دارد، نور خِرَد را دارد و فریب هیچ امر موهومی را نمی خورد. با داشتن خدا، تو آگاه می شوی، به آگاهی او. می فهمی به علم او. در می یابی به بصیرت او. زیرا تو "او" را در خود و با خود داری! پس ای دوست، اگر خدا را داری، خوب حفظش کن. محترمش بدار. و اگر هنوز او را نداری، چنان خودت را برایش جذاب و خواستنی کن تا بسویت آید و رفیق راهت شود.
🔰 تقدير و سرنوشت و قضا و قدر و شانس چيست و چه تفاوتهايی دارند؟ آيا اصلا وجود دارند يا نه؟
✍️ پاسخ: تقدير و سرنوشت وجود دارد ولی شانس وجود ندارد بدين بيان که: شانس همان بخت و اقبال خوانده میشود كه در ميان عرف مردم بسيار رواج دارد و نوعی فرصت بهرهمندی بيشتر از موفقيتها محسوب میگردد؛ اما شانس و تعابيری مانند آن مثل بخت و طالع، واقعيت ندارد. اين امور ريشه در ناآگاهی از علت حوادث و رويدادهايی طبيعيی، اجتماعی و روانی دارد. هر کجا انسانهای سطحینگر، نتوانستند علت بروز رويدادهای تلخ يا شيرين را تحليل کنند، آن را به شانس و بخت حواله میکنند.
🔸 عموميت قانون عليت، به اين که هر حادثهای علتی دارد و هر موقعيتی برای انسان (فرد يا جامعه) و غير انسان پيش آيد، معلول علتی است و تقدير و اندازهگيری هر پديدهای نيز متناسب با وضع علت آن میباشد، امری قطعی است، چون آيات قرآن نظير «قد جعل الله لکلِّ شيءٍ قدراً» آن را بيان کرده و علمای اسلامی از آن تحت عنوان قضا و قدر تکوينی و تشريعی و ساير انديشمندان جهان به عنوان «قانون علت و معلول يا اسباب و مسبّبات» بحث کردهاند.
🔹 در نتيجه اگر منظور از شانس اتفاقات خارج از چارچوب عليت باشد يقينا نادرست خواهد بود. به طور كلی سرنوشت انسانها و عزت و ذلت آنان مرهون کارکردهای آنان و امور واقعی است نه امور خيالی و توهمی مانند شانس؛ قرآن به صراحت میفرمايد: «کلُّ نفس بما کسبت رهينة»؛ هر کس در گرو اعمال خويش است.
🌐 مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی