eitaa logo
مشاوره | حامیان خانواده 👨‍👩‍👧‍👦
1.7هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
618 ویدیو
42 فایل
﷽ 🌱موسسہ‌مشاوره‌حامیان‌خانواده‌ڪاشان 🌱مدیریٺ:فھیمه‌نصیرۍ|مشاورخانواده 09024648315 بایدساخت‌زندگےزیبا،پویا،بانشاط‌ومٺعالےرا♥️ همسرانہ‌آقایان↯👨🏻 @hamsarane_mr همسرانہ‌بانوان↯🧕🏻 @hamsarane_lady سوالےداشتین‌درخدمٺم↯😊 @L_n1368
مشاهده در ایتا
دانلود
5.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کارگاه پیش از با تدریس استاد توانمند کشوری : جناب آقای دکتر مراحل ثبت نام : 1-واریز وجه به شماره کارت 6104337108962943 احمدرضا سرّی 2-ارسال رسید پرداخت در پیام رسان ایتا به: @serry313 3-ارسال نام،نام خانوادگی و شماره همراه 4- تخفیف ویژه برای مشاورینی که از طرف بنیادحامیان خانواده کاشان معرفی شوند @hamianekhanevade
رمان 🦋 🕯 🌿 با دیدن اسم مادربزرگ تماس را برقرار کرد و موبایل را روی گوشش قرار داد : + کارلو ! - مادربزرگ ... + بگو چشم آبی من . از شدت مستی صدایش تحليل رفته بود : - چرا رفت ؟ + تعطيلات بود . - بهانه ی خوبی نيست . + چرا برای تو مهمه ؟ - من که آزاری بهش نمی رسوندم . +هيچ آزاری؟ -من فقط در قبال کمکی که بهش کردم ازش خواستم شام ایرانی بپزه . + عزیزم تو حالت خوب نيست ؟ صدای خش دارش دل مادربزرگ را سوزاند : - 3 هفته است حالم خوب نيست . +چرا پسرم ؟ - نيست ؛ + ميخوای اونجا بيام ؟ - بيا . و تماس را قطع و سرش روی پشتی مبل رها کرد و موهای مشکی رنگش روی پيشانی اش ریخت . *** یامین در تاریکی و کنج اتاق به دیوار روبروم زل زده بودم ، هضم اتفاقات این 3 هفته خيلی دشوار بود ، همه چيز ناگهانی پيش آمد ، طوفانی که قبلا تمام شده بود دوباره طغيان کرده ... سعيد دستگير شده ... دست راستمو به زمين تکيه دادم و به سختی بلند شدم ، قدم هام لرزان و سست بود ، چشمم به تاریکی عادت کرده و وسایل اتاقو تشخيص می دادم ، جلو رفتم تا به تخت برسم ، به آرامی روی تخت نشستم و دستی نوازشگر روی آن کشيدم ، این ملحفه هم آغوش هر شب برادرم بوده خيلی ارزشمند و قيمتی هست ، پاهامو به سختی از روی زمين بلند کردم و بالا کشيدم و روی تخت در خودم مچاله شدم ، نفس عميقی کشيدم بوی خاک ميداد اما من عطر یاسين را در بين این بو تشخيص دادم ، عطر تن داداشم با بوی خاک قاطی شده درست مثل جسمش که با خود خاک عجين شده نمی دونم احساسم چيه ؟! سردرگم و گيجم ؛ دلم ميخواد بفهمم الان چه احساسی دارم ! اصلا چی شد که به اینجا رسيدم ؟! چی شد که برادرم به زیر خاک رفت ؟! ما که خيلی خوشبخت بودیم ! شاید باید از اول همه چيزو مرور کنم تا به جواب سوال هام برسم ، اولش کجا بود ؟ همه چيز از روزی شروع شد که جواب کنکور آمد : + برگردم ؟ - اگر دوست داری تا شب گریه کنی برگرد . + وای نه ، یعنی حتی رتبه ام در حد قبولی آزاد هم نيست ؟! - یامين واقعا ازت انتظار نداشتم ، این رتبه کنکوره یا کد شارژ ایرانسل ؟ بی طاقت برگشتم و به سمت کامپيوتر رفتم اما یاسين جلومو گرفت : - نرو خواهر من ، می بينی روحيه ات کلا نابود ميشه ها از کنارش گذشتم و به صفحه مانيتور نگاه کردم ، غير قابل باور بود ، امکان نداشت ... امکان نداشت این رتبه 2 رقمی متعلق به من باشه ! از شدت خوشحالی به بغل یاسين پریدم و از گردنش آویزون شدم ، یاسين به شادی زیاد من می خندید ، یکدفعه یاد شوخی بی مزه اش افتادم و دستامو از دور گردنش باز کردم : + آقا یاسين خيلی بدجنسی ، تو که دیدی من چقدر استرس دارم چطور دلت اومد زجرم بدی ؟ لپمو کشيد : - مگه اینکه من بميرم که تو زجر بکشی ، فقط یه شوخی کوچيک بود آبجی کوچيکه . اخمی کردم و خدا نکنه ای گفتم. ✍🏻 ... ╔═🦋🕯══════╗    @hamianekhanevade ╚══════🕯🦋═╝
4⃣1⃣ روز تا عیدالله الاکبر، عید ولایتعهدی مولایمان، عید غدیر خم باقی مانده است... 🌺امیرالمومنین عليه السلام: أيُّهَا النّاسُ! تَوَلَّوا مِن أنفُسِكُم تَأديبَها، وَاعدِلوا بِها عَن ضَراوَةِ عاداتِها اى مردم! خودتان عهده‌دار ادب كردن نفْس هايتان شوید و آنها را از وَلَع عادت هايشان باز داريد 📚غررالحكم حدیث 4522 🌷ای جان پاک ختم رسل در بدن، علی! 🌷مهر تو روح طاعت هر مرد و زن علی! •┄══••🔻••══┄• @hamianekhanevade •┄══••🔺••══┄•
سلام رفقا 🖐🏻❤️ ببخشید دیروز نتونستیم بریم سرقرار💔 اما امروز مدت بیشتری کنار آقامون هستیم😉😌 ✅ راس ساعت 16 همگی آنلاین 🙂 امروز دو صفحه داریم، از دیروز و امروز 😇 پس تا ساعت 16🖐🏻🕶
✅ برای اولین بار در کاشان : 💢پک کامل 💥 کارگاههای یک روزه 💥 🕰 هر روز از ساعت ۱۷:۳۰ 🌈روز اول : شنبه ۴ مرداد موضوع : مشاوره سلامت ✅ یاد بگیریم هرچه سلامت معنوی یک خانواده بالاتر باشه شادکامی و موفقیت اون خانواده بیشتر هست استاد کارگاه آقایان: آقای ابن علی استاد کارگاه بانوان: خانم رسول زاده 💫💫💫 🌈روز دوم : یکشنبه ۵ مرداد موضوع : مشاوره استاد کارگاه آقایان: آقای فرجی استاد کارگاه بانوان: خانم نصیری ✅ یاد بگیریم چطوری میشه در عین همه مشکلات فرزند خوبی تربیت کنیم؟ 💫💫💫 🌈روز سوم : دوشنبه ۶ مرداد موضوع : مشاوره استاد کارگاه آقایان : آقای دهقانی استاد کارگاه بانوان : خانم طائفی ✅ یاد بگیریم با حقوق متقابل و وظایف خودمون آشنا بشیم 💫💫💫 🌈روز چهارم : سه‌شنبه ۷ مرداد موضوع : مشاوره استاد کارگاه آقایان: آقای دکتر روحانی استاد کارگاه بانوان: خانم دکتر شیروانی ✅ یاد بگیریم مثلا خساست همسر از دوست نداشتن نیست مزاجش باید اصلاح بشه؛ خیانت همسر با تعدیل مزاج قابل درمانه 💫💫💫 🌈روز پنجم : چهارشنبه ۸ مرداد موضوع : مشاوره ✅ یاد بگیریم روش های نوین برندینگ همسرداری چیه؟ استاد کارگاه آقایان: آقای صالحی استاد کارگاه بانوان: خانم سرلک 💫💫💫 🌈روز ششم : شنبه ۱۱ مرداد موضوع : مشاوره ✅ یاد بگیریم چگونه میشه همیشه برا همسرمان مطلوب بمانیم؟ استاد کارگاه آقایان: آقای ربانی استاد کارگاه بانوان: خانم نصیری 💫💫💫🌈💫💫💫 ♨️ به مناسبت دهه مبارک ذی الحجه و به دلیل استقبال شما عزیزان : زوجینی که هر ۶ کارگاه را شرکت کنند بجای ۳۰۰ هزار تومن فقط با پرداخت ۲۰۰ هزار تومن می توانند ثبت نام کنند جهت اطلاعات بیشتر تماس بگیرید 🌹 09378853535 🏛مکان : میدان پانزده خرداد ابتدای خیابان طالقانی دانشگاه فرهنگیان @hamianekhanevade
وقت قراااار مولای من💚 چشم انتظارتم💔🙃 .... اندکی صبر نزدیک است ... 😇😇آماده به وقت ... 😇😇
♥️جلسه اول : کارگاه اصول و فنون مشاوره کودک و نوجوان 😍ویژه والدین 💯مدرس کلاس آقایان : جناب آقای مدرس کلاس بانوان: سرکارخانم ✅ سرفصل های دوره ؛ 📌 اصول تربیتی کودک و نوجوان 📌 روشهای تربیتی کودک و نوجوان 📌 مهارت های ایجاد رابطه با کودک و نوجوان 📌 تکنیک های معمول در مواجهه خلاقانه با اختلالات کودک و نوجوان ⏳زمان: یکشنبه ۵ مرداد ماه ۹۹ ⏰ ساعت ۱۷:۳۰ تلفن ثبت نام : ۰۹۳۷۸۸۵۳۵۳۵ مکان برگزاری کلاس: میدان پانزده خرداد ابتدای خیابان طالقانی دانشگاه فرهنگیان @hamianekhanevade
رمان 🦋 🕯 🌿 این خبر مسرت بخش به سرعت در ميان کل فاميل و همسایه و دوست و آشنا پخش شد اون زمان دختر خيلی ساده ای بودم که نتونستم حسادت خيلی ها رو تشخيص بدم و فکر کردم همه مثل من از این اتفاق خوشحال هستند ! خبر خوشحال کننده ی بعدی که شنيدم رتبه کنکور هستی بود ، رتبه اش اختلاف خيلی کمی با رتبه من داشت و هر دو از این بابت ذوق زده بودیم . زمان انتخاب رشته یاسين هم برای من و هم برای هستی این کارو خيلی خوب انجام داد ، جواب انتخاب رشته که اومد من ساعت ها در خانه چرخيدم و خندیدم ، من و هستی مهندسی معماری دانشگاه تهران قبول شده بودیم و از ذوق روی پا بند نبودیم ، مانتو و کيف و کفش دقيقا یک شکل و یک مدل خریدیدم ، روز اول دانشگاه وارد کلاس که شدیم همه فکر می کردند که دو قلو هستيم و ما هم با شيطنت تایيد می کردیم اکثر همکلاسی هایی که داشتيم هم سن و سال خودمون بودند اما در ميان آن ها چند نفری بودند که انگار چند سالی به اميد قبولی در دانشگاه دولتی پشت کنکور مانده اند ، شيما یکی از همان ها بود که از چهره اش می شد فهميد که بالای 24 سال دارد ولی چيزی که باعث تعجب همه می شد وضع ظاهری اش بود ، در دانشگاه ما اکثر افراد تيپ ساده ای داشتند و کامال مشخص بود که از این بچه خرخون هایی اند که تنها دنبال درس هستند ، اما شيما مانتوهای کوتاه به مد روز می پوشيد و موهای رنگ شده اش را از مقنعه اش بيرون می ریخت ، آرایش غليظی می کرد به طوری که من به جایش احساس می کردم صورتم سنگين شده ، هميشه خدا هم یک آدامس گوشه دهانش با صدای بلندی جویده می شد و با تمام این اوصاف از حراست دانشگاه به سادگی رد می شد من و هستی کاری به کسی نداشتيم و بدون حاشيه درس می خواندیم اما انگار در دنيای امروز اینکه سرت در کار خودت باشد کافی نيست و کسانی هستند که تنها مضوع مهم زندگيشان کارهای توست ! من توجهی به اطرافم نداشتم به همين علت توجه شيما به خودم را نمی فهميدم ، اولين باری که متوجه این موضوع شدم که بعد از پایان کلاس مریم به سراغم آمد : - یامين وایسا کارت دارم . با هستی ایستادیم تا مریم به ما برسد ، دختر زیبای شهرستانی که ریشه های موهای مشکی اش خيلی کم از مقنعه اش معلوم بود با پوست مهتابی اش تضاد قشنگی به وجود می آورد ، نفس زنان به ما رسيد و ما را به گوشه ای کشيد : - این شيما از تو چی می خواد +چرا باید از من چيزی بخواد ؟ - یعنی تو نفهميدی ؟ + چيو نفهميدم ؟ - همه ی بچه ها فهميدن که نگاه شيما مدام روی توئه و به اصطلاح زاغ سياه تو رو چوب می زنه . + واقعا ؟ - تو باغ نيستيا ! حتی بعضی از بچه ها دیدن که تو رو تعقيب هم می کنه . + چرا باید این کارها رو بکنه ؟ من یک دختر معمولی ام . - نمی دونم والا ، ولی حواست رو خوب جمع کن که یک وقت یک دستی نخوری ! +باشه ، مرسی که گفتی از وقتی که مریم اون حرف ها رو بهم گفت ناخودآگاه تمام حواسم به شيما معطوف شد و فهميدم حق با مریمه ، شيما تمام حواسش در طی کلاس ، بعد از کلاس ، در محوطه و ... مدام به من بود ، موضوع ساده ای به نظر نمی رسيد بنابراین با خانواده ام در ميان گذاشتم ، همگی در فکر فرو رفتند و بعد از چند دقيقه بابا گفت : - یامين جان تو ذهنتو درگير این مسائل نکن و فقط به درس توجه داشته باش ، سعی کن اصلا نگاهش نکنی . + چشم بابا . طبق حرف های بابا عمل کردم و کالا شيما را نادیده گرفتم ، من و هستی هم کم کم شيما را فراموش کردیم. ✍🏻 ... ╔═🦋🕯══════╗    @hamianekhanevade ╚══════🕯🦋═╝
✅ برای اولین بار در کاشان : 💢پک کامل 💥 کارگاههای یک روزه 💥 🕰 هر روز از ساعت ۱۷:۳۰ ♨️ به مناسبت دهه مبارک ذی الحجه و به دلیل استقبال شما عزیزان : زوجینی که هر ۶ کارگاه را شرکت کنند بجای ۳۰۰ هزار تومن فقط با پرداخت ۲۰۰ هزار تومن می توانند ثبت نام کنند جهت اطلاعات بیشتر تماس بگیرید 🌹 09378853535 🏛مکان : میدان پانزده خرداد ابتدای خیابان طالقانی دانشگاه فرهنگیان @hamianekhanevade
مشاوره | حامیان خانواده 👨‍👩‍👧‍👦
#شماره۶۸ #همسرانه ⁉️چه زمانی انسان شروع به #پیر شدن می‌کند؟ 🌟 زمانی که #خاطره‌هایتان از #آرزوه
۶۹ بی محلی میکنید تا بیشتر قدرتان را بدانند؟ فاصله میگیرید که تشنه ی بودنتان و داشتنتان بمانند؟ زنگ نمیزنید،جواب پیام را یکی در میان میدهید که فکر کنند آنقدر ها هم دست یافتنی نیستید؟ ✖️ اشتباه قضیه را متوجه شدید... بی محلی کردن شاید اولش جواب بدهد، ولی بعد نتیجه اش دلسرد شدن است دلسرد شدن از شما و علاقه اش... 👈🏻 فاصله گرفتن شاید کمی باعث نزدیک تر شدنش باشد،ولی بعد فاصله ای بینتان ایجاد میکند که با هیچ چیز پر نمیشود... زنگ نزدن و جواب پیام ندادن شاید اوایل کارآمد باشد، ولی بعد نتیجه هر یک پیامش میشود پشیمانی میشود سرزنش کردن خودش و احساسش،میشود پیام های تایپ شده ولی ارسال نشده... هیچ رابطه ی پایداری، هیچ عشق ماندگاری، هیچ دوست داشتنِ همیشگی با کم محلی و فاصله گرفتن پیش نرفته،چه برسد به اینکه به سرانجام رسیده باشد... تعادل یادتون نره! @hamianekhanevade