eitaa logo
حا.میم || حسن مجیدیان
518 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
608 ویدیو
9 فایل
یادداشت ها و انتخابهاي حسن‌ مجیدیان ارتباط از طریق @Hamim1361
مشاهده در ایتا
دانلود
...باد برخاست و از دوش، عبایش افتاد مهربان شد در و دیوار، به پایش افتاد مرو از خانه، به فریادِ جهان گوش مکن فقط امشب، فقط امشب به اذان گوش مکن شبِ آخر، شبِ آخر، شبِ بی‌خوابی‌ها سینه‌زن در پیِ او دسته‌ی مرغابی‌ها از قدم‌های علی، ارض و سما جا می‌ماند قدم از شوق چنان زد که عصا جا می‌ماند با توام! ای شبِ شیون‌شده بیهوده مکوش او سراپا همه رفتن شده بیهوده مکوش زودتر می‌رسد از واقعه حتّی مولا تا که بیدار کند قاتل خود را مولا ... https://eitaa.com/hamim1377
دل خراب من و مِهر بوتراب در او خرابه‌ای‌ است که می‌تابد آفتاب در او https://eitaa.com/hamim1377
7.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در روزگار علی زنده باشی و نفس بکشی و ارادتمند مرامش نباشی؟!" _ با علی هستی؟ _ بنده خدا! چطور می‌توانم نباشم؟! در روزگار علی زنده باشی و نفس بکشی و ارادتمند مرامش نباشی به چه می‌ارزی؟! گوشه‌ای از بازی مرحوم حسین پناهی در سریال امام علی(ع). شاهکارِ داوود میرباقری که پس از گذشت ۲۸ سال هنوز دیدنی‌ست و می‌شود چندباره آن را دید. https://eitaa.com/hamim1377
پاسخ شنیدنی به یک اشکال درباره امیرالمؤمنین علی(ع) یکی از علمای فارس به تهران آمده و در یکی از مسافرخانه‌های تهران ساکن شده بود. در اینجا پولش را دزد می‌زند. مرد محترمی بوده. هیچ کس را هم نمی‌شناخته که از او کمک بگیرد. می‌آید فرمان امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر را روی یک کاغذ اعلا با یک خط بسیار عالی می‌نویسد که آن را به صدر اعظم وقت اهدا کند. (طبق معمول، آنها هم در مقابل پولی می‌دادند). خیلی روی آن زحمت می‌کشد. بعد وقت می‌گیرد و نزد آن آقای صدراعظم می‌رود. او نگاه می‌کند و می‌پرسد چیست؟ می‌گوید فرمان امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر است. می‌فهمد که این برای دریافت کمک آمده. وقتی که همه مراجعه‌کنندگان رفتند، به فرّاش می‌گوید در را ببند، هیچ کس داخل نیاید. به آن آقا می‌گوید بیا جلو. او را خوب نزدیکش آورد و به آرامی گفت: من از خودت یک چیزی می‌پرسم. خود علی به این عمل می‌کرد یا نمی‌کرد؟ بله، عمل می‌کرد. گفت: خودش که عمل کرد چه نتیجه‌ای گرفت؟ آیا جز شکست چیزی نصیبش شد که تو حالا این را برای من آورده‌ای؟ عالم گفت: جوابت را همین جا به تو می‌دهم. تو چرا این را جلو مردم به من نگفتی؟ صبر کردی مردم بروند. مردم هم که رفتند چرا جلوی نوکرهای خودت نگفتی؟ تازه نوکرهایت را بیرون کردی و آرام به گوشم می‌گویی. از که می‌ترسی؟ از این مردم می‌ترسی. از چه چیزِ مردم می‌ترسی؟ غیر از همین علی(ع) است که الآن در همین مردم حلول کرده؟ معاویه که مثل تو عمل می‌کرد الآن کجاست؟ تو خودت هم مجبوری که حالا معاویه را لعنت کنی. ولی علی(ع) به دلیل همین منطقش اکنون زنده است. پس علی(ع) شکست نخورده است. باز هم امروز منطق اوست که طرفدار دارد، پس باز هم حق پیروز است. ✍استاد شهید مطهری، فلسفه تاریخ، ج۴، ص۲۹۶-۲۹۵ (با تلخیص) https://eitaa.com/hamim1377
میزان ✍اثر حسن روح الامین دیده بگشا! نقش انسان ماند با جامی تَهی  سوخت لاله، مُرد لیلی، خشک شد سَرو سَهی زآ گهی مان جهل ماند و جهل ماند از آگهی دیده بگشا ای صنم، ای ساقی مستان، علی! تیره شد از بیش و کم آیینۀ هستان، علی! در کتاب فضائل (تالیف ابن شاذان) جلد۱ صفحه ۶۴ آمده است روزی عمار پسر یاسر محضر مولا امیرالمومنین علی علیه السلام رسید و متوجه خشم و تعب مولایش شد. علت را از حضرت سوال نمود. حضرت امیر علیه السلام فرمودند: از کوچه عبور میکردم و متوجه شدم مردی در حال دعوا با زنی هست و بر سر او فریاد می کشد... همین حالا سراغش برو و بگو اگر دست ازین کار نکشد علی با ذوالفقار می آید... عمار پیغام را رساند و مرد کوتاه آمد. بعد عمار با صدایی رسا گفت:  بدانید که اگر کسی بر سر زن ها فریاد بکشد؛ مولای من تحمل نمی‌کند و با ذوالفقار می آید.‌.. تقدیم به خواهرانِ شهیده غزه https://eitaa.com/hamim1377
هو ای دو گیسوت شب قدر و برات جان فدا کرده برات اهل نجات یافت بر خاک درت جا سر من نلت من بابک اعلی الدرجات بعد مرگم به وفا وعده دهی می‌دهم جان به تمنّای وفات شیخ عبدالرحمن جامی https://eitaa.com/hamim1377
اسلام هزار سال داشت! در پیشگفتار کتابِ فاخر «حکمت اصول سیاسی اسلام؛ ترجمه و تفسیر فرمان مالک اشتر»، تألیف فقیه متألّه علامه محمدتقی جعفری (ره) می‌خوانیم: «متفکّری گفته است آنگاه که اسلام توسط وحیِ خداوند بر قلب پیامبرش محمد (ص) پا به عرصه وجود گذاشت، علی (ع) فرزند ابوطالب ده سال داشت؛ ولی آنگاه که او توسط شمشیر مسموم ابن ملجم پا از عرصه هستی بیرون کشید، اسلام هزار سال داشت.» این تعبیر را می‌توان یکی از دقیق‌ترین و لطیف‌ترین تعابیر و تعاریفی دانست که تاکنون راجع به امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب (ع) بیان شده است. https://eitaa.com/hamim1377
چند بار نهج‌البلاغه خوانده اید؟ اصلا خوانده اید؟ من دو بار خوانده ام. خیلی وقت پیش! محرک من مرحوم دشتی و ترجمه ی خوب ایشان از نهج‌البلاغه بود. ترجمه ی ایشان را رهبر انقلاب هم تایید و سفارش کرده اند. نیت کرده ام حتما نهج‌البلاغه خوانی را از سر بگیرم. در مقدمه نهج‌البلاغه ای که به ترجمه استاد محمد دشتی خواندم ، ایشان این تذکر و تلنگر را آورده که واقعا عجیب است و حیرت انگیز 👇👇 « از آغاز تحصیلات حوزوی (سال‌های ۴۳ـ۵۰) که ترجمه‌های موجود را مطالعه می‌کردم و کاستی‌های مفهومی را می‌یافتم، نگران و در فکر چاره‌اندیشی بودم که یکی از نوشته‌های جرج جرداق مسیحی (استاد ادبیات عرب در لبنان) را خواندم که اعتراف کرده بود: «جاذبه‌های کلمات امام علی علیه السلام، شوری در من ایجاد کرد که ۲۰۰ بار نهج البلاغه را مطالعه کردم». چنان بر خود لرزیدم و به تعصب و غرور اعتقادی من ضربه وارد شد که تا مدتی حالت عادی نداشتم. بر خود نفرین کردم که چرا یک مسیحی ۲۰۰ بار نهج‌البلاغه را می‌خواند اما من که خود را از شیعیان امام علی علیه السلام می‌شمارم و ادعای محبت و ولایت او را دارم به راستی چند بار نهج البلاغه را خوانده‌ام و با مفاهیم ارزشمند آن به چه میزان آشنایی دارم ما که در خانواده شیعه از پدر و مادر شیعه و از خاندان شیعه و در کشور شیعیان قرار داریم چرا باید با نهج البلاغه بیگانه باشیم؟» https://eitaa.com/hamim1377
ایّ یومیَّ من الموت افرّ یوم لا یُقدر ام یوم قُدر یوم لا یقدر لا اخشی الوغی یوم قد قدِّر لا یغنی الحذر کدام روز از مرگ فرار کنم؟ روزی که مرگ مقدر نشده یا روزی که‌ مقدر شده؟ روزی که مقدر نشده، از هیاهوی جنگ نمی‌ترسم روزی که مقدر شده، فرار فایده‌ای ندارد. این ابیات روی زره امیرالمومنین علی علیه السلام مکتوب بوده است. https://eitaa.com/hamim1377
امام صادق علیه‌السلام در جمعی فرمود : { سلام بر آن مردِ بزرگی که با دست‌مزدِ خودش از کار در نخلستان‌ها و کندنِ قنات‌ها، ده هزار برده را آزاد کرد. } پیرمردی از جمعیت فریاد کشید، : تالله، امیرالمؤمنین عليه‌السلام را میگوید ... ●دانشنامه امیرالمؤمنین، ص۴۳۷ https://eitaa.com/hamim1377
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ رفقا عزیزان دوستان عیدتون مبارک مولا علی امیرالمومنین علیه السلام نگه دارِ همه ی شما امروز تو این جشنِ آمیخته به غم و حماسه، رزمندگان اسلام و نصرت جبهه ی حق رو تو رأس و اولویت دعاهامون بذاریم... https://eitaa.com/hamim1377
خار در چشمِ مولا و تیغِ ماهی در روحِ ما! خوانده های کودکی و نوجوانی از ذهن آدم براحتی نمی‌رود. اشعار هم همین طور. حتی فحش و بی ادبی ها هم! یک داستانی در سن راهنمایی خواندم که همیشه در ذهن دارم. داستانِ نوجوانی مودب و مهربان به نام علی( تردید دارم البته ولی مهم نیست) که هم نسبت به پدرومادر مودب و مهربان بود و هم هوای خواهر کوچک ترش را داشت. روزی ناهار ماهی می‌خورند. استخوان کوچکی توی گلوی علی گیر می‌کند. نه پایین می‌رود و نه در می آید! پدر علی را آن استخوان کوچک توی گلو در می آورد. گلوش زخم می‌شود. غذا نمي تواند بخورد. آب هم به سختی. خُلقش تنگ می‌شود. اخلاقش بد. به پدرومادر بی احترامی می‌کند و با پرخاش و بداخلاقی خواهر کوچولویش را به گریه می‌اندازد. کار که بیخ پیدا میکند؛ پدر، علی را می‌برد دکتر. دکتر با پنسِ کوچکی استخوانِ بدقلقِ لعنتی را بیرون می‌کشد و علی را راحت می‌کند. پدر به علی میگوید: علی دیدی که یک استخوان کوچکِ ماهی چطور تو را از این رو به آن رو کرد؟ دیدی تو این یکی دو روز چطور بی صبری کردی و با خواهرت نامهربان شدی و با ما؟؟ علی حرفی نداشت و شرمنده بود. بعد پدر گفت اما من یک علی میشناسم که ۲۵ سال استخوان در گلو و خار در چشم داشت؛ اما صبر کرد و از کوره در نرفت و نامهربان نشد! آن علی بیشتر از ۲۵ هزار روز صبر کرد و تو یک روز هم صبر نکردی! استخوان در گلوی آن علی چه بود و تیغِ کوچک ماهی در گلوی تو کجا؟ بله این داستان غالبا در ذهنم هست و از کودکی تا به امروز با من همراه بوده. نتیجه گیری با خودتان رفقا. اما چقدر کم و کوچک و تُرد و نازک و شکننده و لوس و کم طاقتیم که تیغ های کوچکی گلو و روح و شخصیت ما را می خراشد! https://eitaa.com/hamim1377