💠برای تولد داداشِ شهیدم #سید_علیرضا_مصطفوی
🌸برادر شهیدم ! تولدت مبارک
🌺با تو پر از امیدم تولدت مبارک
🌸دیدم تولدته از شدت خوشحالی
🌺از جا یهو پریدم ، تولدت مبارک
🌸از تو یه شعر خواستم برای هفدهِ تیر
🌺ای شعر پر نویدم ! تولدت مبارک
🌸غمگین نشسته بودم ، دلم صفایی گرفت
🌺عکس تو رو که دیدم ، تولدت مبارک
🌸نیستی ولی راه تو هنوز ادامه داره
🌺من که به این رسیدم ، تولدت مبارک
🌸جای تو توی مسجد بین همه خالیه
🌺خودم اینو شنیدم ، تولدت مبارک
🌸گرچه ستاره ای تو ، ولی منم به عشقت
🌺برات ستاره چیدم ، تولدت مبارک
🌸میگن شهید نیستی ، اونا خبر ندارن
🌺برادر شهیدم ! تولدت مبارک
🌷 #همسفر_شهدا_سید_علیرضا_مصطفوی
💝🎉 🎂 #تولد
🍀۱۷ تیر بود. سید وارد #کانون_فرهنگی_شهید_آوینی شد.
🌸بچه ها توی راه پله داد زدند: اومد، اومد!😳
🌺به محض اینکه وارد شد همه با هم گفتند:
🎈🎊 "تولد تولد تولدت مبارک" 🎊🎈
🍀خیلی غافلگیر شده بود. بعد از کلی شوخی و خنده به بچه ها گفت:
🔸به جای گرفتن تولد برای امثال من، سعی کنید مراسم تولد #اهل_بیت را خوب برگزار کنید.
🌹 #همسفر_شهدا_سید_علیرضا_مصطفوی
🔰خادم با اخلاص ثامن الحجج
✅حاج قاسم بیشتر اوقات پایین ضریح #امام_رضا علیه السلام مینشست و از همان مکان عرض ادب و ارادت خود را نشان میداد. زمانی هم که در کنار ضریح قرار میگرفت، بسیار متواضعانه رفتار میکرد.
✳️یک بار در مراسم #خطبه_خوانی در صحن انقلاب اسلامی حرم مطهر رضوی، در حالی که لباس خادمی به تن داشت، اصرار دیگران مبنی بر قرار گرفتن در جایگاه مسؤولان، مدیران و علما را در این مراسم نپذیرفت و در گوشهای بین خادمانی که حضور یافته بودند، با متانت تمام و آرام ایستاد.
👤 راوی: مدیر امور خدمه آستان قدس رضوی
🌷 #شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
🔰 #همسفر_شهدا
✍ #دل_نوشت سید :
✅بالاخره باید دست به قلم می شدم. مدت زیادی بود که ننوشته بودم.
✳️دلم برای خودم تنگ شده بود. همینطور زمان با سرعت پیش می رود و ما غافلان در روزمرگی ها جا ماندیم.
✳️روز سوم #محرم گفتم : هر روز از زندگی می گذرد می فهمم که روز های قبل کمتر می فهمم!
🔸زمان امان نمی دهد ما نیز بعد از مشغله های ساختگی و غفلت های جاهلانه ناگهان می فهمیم که یک عمر تمام شد. حالا چه باید کرد! آیا می شود آن را باز گرداند. آیا می شود آن را متوقف کرد!
🔹در این فکر هستم که کاروان عاشوراییان در حرکت است. از سال ۶۱ هجری قمری حرکت کرد و منادی آن عشاق را فرا می خواند. در این اضطراب بودم که آیا من نیز در خیل کربلائیان راهی دارم!
🔸هر سال #عاشورا وجدان ها را بیدار می کند. غفلت زدگان را نهیب می زند!
🔹اما وای بر کسانی که این صدا را نمی شنوند.
🔸خدایا از این می ترسم که من نیز در میان این گروه وامانده به مادیات جای گیرم! خدایا از آن می ترسم که ندای یار را بشنوم و در پیوستن به او سستی کنم.
🔹اینک در روز سوم محرم در حالی که تا لحظاتی دیگر نوای روح بخش اذان، گوش و جان و دل را معطر می کند.
🔸از تو می خواهم که ما را به غافله عاشورائیان برسانی.
🔹مگر مقربان در نگاهت نگفتند:
🔸راه این کاروان از میان تاریخ می گذرد و هر کس در هر زمان بدین صلا لبیک گوید از ملازمان کاروان کربلاست.
🔹واین را می دانم که :یا لیتنا کنا معکم، اگر فقط با چرخیدن زبان در دهن باشد فایده ای ندارد. و خود نمی دانم اگر امروز لبیک می گویم از انتهای افق جان و دلم هست یا نه!؟
🌷 #همسفر_شهدا_سید_علیرضا_مصطفوی
🌷 #شهید_ابوالفضل_نیکزاد
🍃ولادت : ۱۳۶۳
🍂شهادت: ۹۵/۴/۲۳ - سوریه
🍁آرامگاه: تهران - گلزار شهدای بهشت زهرا سلام الله علیها
🌸مبنای همه زندگی اش #قرآن بود
🌺سفارش میکرد اگر مشکل داشتیم به #قرآن رجوع کنیم.
🌼اخلاق و روحیاتش در راستای #قرآن بود.
🔰 #همسفر_شهدا
✍ #دل_نوشت سید :
✅این بار #جهاد_اکبر شروع شده بود ولی با ترکش ناسزا و با آر پی جی فساد. علمداران نسل بعد در این فکر بودند که در آتش باران مزدوران قلم به دست و روشنفکران چه باید کرد. تا آنکه یکی از بچه ها بی سیم زد.
❇️رفتیم تا بگوییم هستیم. شور و حال عجیبی در شهر و دیار بود. عطر کربلا از مناطق جنگی بر مشام می رسد.
✳️بسیجیان به خوبی فهمیده بودند: آغاز عصر توبه بشریت شروع شده.
🔸آنها به خوبی درک کرده بودند که علمداران عرصه ظهور هستند. وقتی جنگ به پایان رسید همه فکر کردند که مبارزه نیز پایان یافته است! اما بسیجیان می دانستند که :
🔹چه جنگ باشد و نباشد راه من و تو از کربلا می گذرد!
✍سید علیرضا مصطفوی
🌷 #همسفر_شهدا_سید_علیرضا_مصطفوی
🔰 #هادی_دلها
✅ #اهل_کار
🌸در #اردوی_جهادی از لحظه لحظه وقتش استفاده می كرد.
🌼وقتی كار عمراني تمام مي شد مشغول كار #فرهنگي می شد
بعد به آشپز، جهت پخت غذا كمك مي كرد و...
🌺با آن بدن نحيف، اما هميشه #اهل_كار و #فعاليت بود.
🔰 #همسفر_شهدا
✍ #وصیت_نامه اول - قسمت ۱
✅به نام خداوندی که عشق را آفرید تا زندگی حیات پیدا کند و عاشق را آفرید تا زندگی برای آن معنا پیدا کند!
❇️در سختیها بسوزد و بسازد ولی از میان نرود. عشق را آفرید تا عاشق به سویش بیاید و شوق پیدا کند.
✳️او خداوندی است که هم عاشق است و هم معشوق.
🔹خود حضرتش فرمود:
🔸هر کس که عاشقم شود عاشقش می شوم.
🔹اگر مجنون دل شوریده ای داشت
🔸دل لیلی از او شوریده تر بی
🔹و با یاد آنانکه عشق را به ما آموختند.
🔸در آن زمان که غرق در خود بودم این نفس گرم سید مرتضی #آوینی بود که دلم را به لرزه در آورد.
🔹ولی هم اکنون با دست خالی و کوتاهی در عبادت #خداوند و کم کاری در اموری که به من واگذار شده جز شرمندگی و خجالت برایم چیزی باقی نمانده.
🔸دوست داشتم تمام لحظات زندگی را در راه خدمت به معبودم بگذرانم اما چه لحظه سختی است. لحظه انتخاب بین ماندن و رفتن!
🔺ادامه دارد ...
🌷 #همسفر_شهدا_سید_علیرضا_مصطفوی
🌷 #شهید_جواد_کوهساری
🍃ولادت : ۱۳۶۴ _ مشهد
🍂شهادت: ۱۳۹۴/۴/۲۶ - #فلوجه عراق
🍁آرامگاه: مشهد - گلزار شهدای جوادالائمه طرقبه
🌸خادم افتخاری #امام_رضا علیه السلام بود.
🌺به آسایشگاه #جانبازان امام خمینی (ره) سرمیزد. جانبازان را حمام میبرد و به آنها رسیدگی می کرد.
🌼بعضی از جانبازان با صندلیهای چرخ دارشان از #تهران برای شرکت در مراسم او به #مشهد آمدند.
🔰 #همسفر_شهدا
✍ #وصیت_نامه اول - قسمت ۲
✅و من چگونه دم از رفتن با #شهادت بزنم در حالی که دستم و توشه ام خالی و بارم سنگین می باشد.
❇️چگونه دم از شهادت بزنم در حالی که لیاقت آن را ندارم. چگونه دم از ماندن و زندگی بزنم در حالی که از آینده خود خبر ندارم.
✳️نمیدانم آیا تا آخر این خط، با اخلاص می مانم یا نه! و چه زیبا گفت #سید_شهیدان_اهل_قلم :
💠زندگی زیباست اما شهادت از آن زیبا تراست.
🔸وقتی چهره ها و الگوهای آسمانی چون #آوینی و #بروجردی و #همت ... را می بینم آرزو می کنم در کنار آنها پرواز کنم اما کو بال پرواز؟
🔹امیدوارم خداوند از گناهانم و کوتاهی که در انجام واجبات کردم در گذرد.
🔺ادامه دارد ...
🌷 #همسفر_شهدا_سید_علیرضا_مصطفوی