▪️◼️#روزشمار_فاطمیه 🥀
- 24 • روز مانده تا شهادت حضرت فاطمةالزهرا سلام الله علیها
در میزنند و پشت در آتش به پا شده ست
یکباره کوهِ زمزمه ها بی صدا شده ست
انگار زخم و کینه دهان باز کرده است
حجم هجوم، ممتد بی منتها شده ست
🔴 اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج 🔴
🔹از امام صادق و ايشان از پدرشان امام باقر و ايشان از پدرشان امام سجاد و ايشان از امام حسين و ايشان از امير المؤمنين سلام الله عليهم اجمعين چنين نقل کرده اند که رسول خدا صلي الله عليه و آله به حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها چنين فرمودند:
«به تحقيق که خداوند به غضب و خشم تو خشمگين و به رضايت تو راضی میشود.»
✔️اين حديث صحيح السندي است که بخاري و مسلم نقل نکرده اند.
📔 المستدرك علي الصحيحين، ج۳ ص۱۶۷
←این حدیث نبوی علاوه بر آنکه صراحتاً #عصمت را برای حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها ثابت میکند ؛ با توجه به آیات قرآن تکلیف را بر هر آنکه حق مدار است در قبال آزار دهندگان به حضرت زهرا سلام الله علیها مشخص میسازد:
لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيهِمْ
با قومی که خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستی نکنيد/ممتحنه۱۳.
إِنَّ الَّذِينَ يؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا/احزاب۵۷
✅ حجت بر همگان تمام است!
#حجاب
#فردوسی
✅ پوشش بانوان در دوران باستان
┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄
#باید_بدانیم :
مورخان هميشه درباره جنگهـا، كشورگشـايیهـا، روش زمامـداری و جهانگشايی حاكمان مینوشتند. در واقع نوعي تاريخنگاری نظـامی در دوره باسـتان وجـود داشت، و به ندرت به مسائل اجتماعی توجه ميشد و اگر كسي بخواهد مسـئله حجـاب يـا بیحجابی را در ايران باستان تحليـل و بررسـي كنـد، چنـدان بـه نتيجـه مطلـوب و قابـل اطميناني نخواهد رسيد.
←در اين ميان، آيينه هويت ايرانی يعنی شـاهنامه اطلاعـاتی در خـور توجه در اختيار قرار ميدهد. با وجود آنكه شاهنامه هم بيشتر به تـاريخ پادشـاهان و شـرح جهانداریها و جهانگشايیهای آنان توجه ميكند، گوشههايی از تـاريخ اجتمـاعي ايـران را نيز نشان ميدهد و در اين ميان،←بارها به «پوشيدهرويان» در مورد زنان ايرانی اشاره ميكنـد. و چندين بار نيز به حجاب «چادر» اشاراتی دارد و نشان ميدهد كه زنان مـا از زمـانهـای باستان دارای پوششی به نام چادر بودهاند.
🔻از شاهنامه چنين برمیآيد كه از ابتداي تاريخ، يعني دوران جمشيد و فريدون، زنان ايران «پوشيدهروی» بودهاند. چنانكه در گرفتار شدن دو خواهر جمشيد به دست ضحاك ميگويد:
دو پـــاكيزه از خانـــه جمشـــيد
برون آوريدنـد لـرزان چـو بيـد
كه جمشيد را هر دو خواهر بدند
سـر بـانوان را چـو افسـر بدنـد
ز پوشـيدهرويـان يكـي شـهرناز
دگـر مـاهرويي بـه نـام ار نـواز
بــه ايــوان ضــحاك بردنــدشــان
بــدان اژدهــاوش ســپردندشــان
(مدرک)
🔻در داستان هفت خوان اسفنديار آمده است:
ز پوشيدهرويـان ارجاسـپ پـنج
برفتنــد بــا مويــه و درد و رنــج
دو خواهر دو دختر يكي مادرش
ابا مويـه مـادر بـهغـم دختـرش
(مدرک : ر.ک : تصویر الحاقی)
🔻فردوسي در موارد متعدد، پوشيده رويان را به معني «مادر»، «همسر»، «خـواهر» و «دختـر» خانواده به كار برده است، چنانكه در داستان مرگ اسفنديار:
بشـــدهش ز پوشـــيده رويـــان او
پــر از خــون دل جعــد مويــان او
(شاهنامه فردوسي ؛ پرویز اتابکی ۱۳۰۰/۲)
🔻يا هنگاميكه كيكاووس فرزندش را به شبستان خويش هدايت ميكند:
پس پرده مـن تـرا خـواهر اسـت
چه سودابه خود مهربان مادر است
پــس پــرده پوشــيدگان را ببــين
زمــانی بمــان تــا كننــد آفــرين
🔻رفتن بهرام گور پادشاه ساساني را فردوسي اينگونه روايت ميكند:
همي راند حيران و پيمان به راه
به خواب و به آب آرزومند شاه
چنين تا بـه آبـاد جـائي رسـيد
ز هامون سوي در سرائي رسيد
زني ديد بر كتف او بـر سـبوي
ز بهـرام خسـرو بپوشـيد روي
🔻و همسر خسرو پرويز پوشيدگی موی را يكي از نشانههای پارسايی بـه شـمار آورده و فردوسي از زبان وي چنين ميگويد:
سوم آنكه بـالا و رويـش بـود
به پوشيدگي نيـز مـويش بـود
(مدرک)
🔷امام جواد علیهالسّلام:
مَنْ اَطَاعَ هَوَاهُ اَعْطَی عَدُوَّهُ مُنَاهُ
هر که پیرو هوای نفس خود باشد، به دشمن خویش آنچه مایل بوده داده است!
📚بحارالانوار ج۷۵ ص۳۶۴
«اَللّٰهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»
🔷رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله:
لَا يَدخُلُ الجَنَّةَ عَاقٌّ وَ لَا مُدمِنُ خَمرٍ
کسی که مورد عاقّ پدر و مادر باشد و نيز کسی که اهل ميگساری باشد، وارد بهشت نخواهند شد.
📚بحارالانوار ج۲ ص۱۱۷
«اَللّٰهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»
🔷مولانا امیرالمؤمنین علیهالسّلام:
اَلحِلمُ غِطَاءٌ سَاتِرٌ وَ العَقلُ حِسَامٌ قَاطِعٌ فَاستُر خَلَلَ خَلقِکَ بِحِلمِکَ وَ قَاتِلَ هَوَاکَ بِعَقلِکَ
بردبارى، پردهاى پوشاننده و عقل، شمشیرى برنده است؛ پس عیبهاى اخلاقى خود را با بردبارى بپوشان و با عقلت به جنگ هوا و هوست برخیز.
📚نهجالبلاغه حکمت۴۲۴
«اَللّٰهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»
🔷رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله:
جبرئیل نزد من آمد و عرض کرد: کسی نیست که بر شما صلوات بفرستد، مگر آن که هفتاد هزار فرشته بر او صلوات میفرستند، و هر که هفتاد هزار فرشته بر او صلوات فرستد، از اهل بهشت خواهد بود.
📚بحارالانوار ج۹۱ ص۶۴
«اَللّٰهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»
🔷امام صادق عليهالسّلام:
مَن كَثُرَ اِشتِبَاكُهُ بِالدُّنيَا كَانَ اَشَدُّ لِحَسرَتَهِ عِندَ فِرَاقِهَا
هر كه به دنيا بيشتر آلوده باشد، شدّت افسوسش هنگام جدائی از آن بيشتر است.
📚الكافی ج۲ ص۲۳۰
«اَللّٰهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»
📖 السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ...
سلام بر گوشهٔ روشن قبایت که آسمان را بر ما زمینگیرانِ دوریات میتکاند،
سلام بر تو و بر ریسمان مهربان دستانت که تنها راه نزول ملکوت آسمانها بر برهوت غفلت زمیناند...
📚صحیفهٔ مهدیه، زیارت حضرت صاحب الامر در سرداب مقدس، ص۶۱۰
👥❤️👥 آیین همسرداری (2)
1) قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام فِي وَصِيَّتِهِ لِابْنِهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِيَّةِ: يَا بُنَيَّ ! إِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ فَدَارِهَا عَلَى كُلِّ حَالٍ، وَ أَحْسِنِ الصُّحْبَةَ لَهَا لِيَصْفُوَ عَيْشُك. (من لا يحضره الفقيه،ج3، ص 556)
امیرالمؤمنین علیه السلام در وصیّتش به محمد بن حنفیه فرمود: ای پسرم! همانا زن (همچون) ریحانه ایست، و قهرمان و دلاور نيست، لذا هميشه با نیکویی با او معاشرت کن تا زندگي ات با صفا شود.
2) قَالَ النَّبیُّ صلّی الله علیه و آله: أَلَا خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِنِسَائِهِ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِنِسَائِي. (من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 443)
رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود: آگاه باشید که بهترين شما مردان، كسى است كه خير او براى همسرش بيشتر باشد، و من خيرم براى زنانم بيش از خیر شما برای همسرانتان می باشد.
3) عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: اتَّقُوا اللَّهَ فِي الضَّعِيفَيْنِ يَعْنِي بِذَلِكَ الْيَتِيمَ وَ النِّسَاءَ. (وسائل الشيعة، ج20، ص174 به نقل از خصال)
حضرت صادق علیه السلام فرمود: تقوای الهی را در مورد دو ضعيف رعایت کنید: يتيم و زن
4) عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السلام: لَأَنْ أَدْخُلَ السُّوقَ وَ مَعِي دَرَاهِمُ أَبْتَاعُ بِهِ لِعِيَالِي لَحْماً وَ قَدْ قَرِمُوا أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ نَسَمَةً. (الکافی، ج4، ص12)
حضرت سجّاد علیه السلام فرمود: اگر وارد بازار شوم و با پولى كه دارم مقدارى گوشت براى عیالم بخرم كه به آن احتياج دارند، در نظر من بهتر است از اين كه بنده اى را آزاد نمايم.
✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
حرم
* 💞﷽💞 #رمان_مسافر_عاشق❤️ #قسمت_هجدهم _آآآآآآییییییییی محمــــــــد دست نزن بہ دستمممم درد میـکنــــ
* 💞﷽💞
#رمان_مسافر_عاشق❤️
#قسمت_نوزدهم
کــیف و سـاک هایـمان را جـمع میکنم قـرار اسـت براے زیــارت آخـر و خـداحافظے بہ پـیش آقا برویـم
پـیراهن چارخـانہ اے با رنـگ هاے تـیره بہ تـن میکنے و شـلوار ڪتان مـشکے رنگت کہ اولـین بار براے تولدت خـریده بودم را میـپوشے
مـن هم روســرے کـاربنے رنـگے را بہ سـبک لبنانے میبندم و چـادر عربے ام را سرم میـگذارم
دسـتم را میـگیرے و بہ سمـت حرم میرویم
از بیــن مغازه هاے پـشت سر هم بازار نزدیڪ حرم یکی یکی بہ ویترین هایشـان نگاه میکنم
یک لحظہ چشـمت بہ مغازه اے میافتد و با عجلہ میگویی : تـو همیـن جا باش الان میام!
نگـاهت میکنم و تا خواستم بہ دنبالت بیایم باز میگـویی : نیـا وایـستا الان میام...
سر جایم می ایستم...پشـت میکنـے و بہ سمـت فروشـگاه میدوے
معـلوم نیسـت چہ فروشـگاهی است آن طرف خـیابان است
زیـر سایہ ے سقف یکے از فروشگاه ها می ایستم و منتظرت میـشوم
چنـد دقیقہ بعد از فروشگاه بیرون مے آیی و پاڪت کوچڪے را داخـل جیبت میگذارے
و بہ سـمتم مے آیی
موشـکافانہ سمتت مے دوم ، دستم را بہ سمـت جیبت می برم و با کـنجکاوے میپـرسم : چے گـرفتے ببـینــــــــــم؟!!
مانع میـشوے و میگویی : فـضولے گل من؟!!
اخمے میکنم و طلبکارانہ میـپرسم : چـے گفـتــــــــــــــــــــے؟؟؟؟؟
با خنده میگـویے : بعـدا نشـونت میدم
دسـتم را میگیرے بہ سـمت حرم می رویم...
رد سایہ مان را دنبال میـکنم با خنـده میگویم : بابا لنگ دراز دیدی اینو؟
بہ سایمان اشـاره میکنم میخندے و میگویی : ایـن دفعه کہ بیایم مـشهد یکے کوچولو ترم اون طرفہ!
ذوق مـیکنم! حتے فکـرش را هم نمی کردم کہ ایـنقدر عاشق بچہ هایی!
نـویسـنده : خادم الشهـــــــــــــ💚ـــدا
بامــــاهمـــراه باشــید
* 💞﷽💞
#رمان_مسافر_عاشق❤️
#قسمت_بیستم
کفشم را بہ ڪفش دارے میدهم و آرام آرام بہ سمت ضریح میـروم از همـین حالا عـطرش مـستم میکند آقاے مـهربان همـیشہ لحظہ هاے خداحافظے سخت است آن هم با شما ، هـواے شـهرمان دلگیر است...امـا اینجـا وقت آرامـش است و احـساس!فــقط هم بخاطر وجـود شمـا...راستے مـراقب محمـدم باش!
آقاجـان بـیـن خودمان باشد! این بار هم بہ محالتان دل بسـتہ ام...محـمدم را برگردان ، بگذار سالم برود مراقبش باش!شمـا میتوانے...
شـما کہ داغ جـوان کشیده اے قربانت شوم...
سـرباز عمہ تان را اول بہ خدا بعد بہ شما میسپارم!
زیارت نامہ ے وداع را میـخوانم و
دسـتے بہ در حـرم میـکشم و سلامے میدهم بہ سمـت شبستان میروم وقتے داشتم مے آمدم تو هم از سمـت آقایان بہ شبستان مے آیی
قرآنے بر میدارم و دستم را بالا مے آورم
مـرا میبینے لبخندے میزنی و با اشـاره بہ یڪ ستون مینشینے کنارت مینشینم و دانہ هاے تسبیحے را کہ از کنار ستون برداشتہ اے در دسـتان میغلتانے و ذکرے را زمزمہ میکنے سرت را بہ دیـوار پـشت سرت تکیہ میدهے
قرآن را با صـلواتے باز میـکنم سوره ے نور مے آید...لبخندے میزنم و دستے بہ آیات میزنم و روے صورتم میـکشم
میپـرسم : به نظرت اسم بچه مونو چی بزاریم؟
_اگہ دخـتر بود زیـنب اگہ پسر بود علے اڪبر
_خــوبہ...!! تو دوسـت دارے چے باشہ؟
_دخـتره میدونم!
_از ڪجا میدونے؟
_چـون باباشم میدونم
لبخـندے میزنم و بہ چهره ات نگاه میکنم ڪاشکے شبیہ تو باشد لااقل وقت هاے دلتنگے بہ چهره اش نگاه میکنم و یاد تو می افتم!
_موهاشو خرگوشے ببند هر وقت میخواد بیاد پـیش من لباس تور تورے تنش کن!
_مگہ تو کجا میخواے برے؟
ســڪوت میکنے و دوباره رویت را آن طرف میکنے و بہ ذکرهایت ادامہ میدهے
دلـم میـگیرد! تـو برمیــــگردانے مگــــر نہ؟!
خـــودت گفـــتے...یادت هــست...قول داده بودے! قرآن را میـبندم و سرجایش میگــذارم و دوباره بہ پیـشت میـنشینم
نـویسنده : خادم الشهـــــــــــ💚ــــدا
بامــــاهمـــراه باشــید