eitaa logo
حرم بی‌قرار
1.9هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
481 ویدیو
23 فایل
شـکࢪ خــدا ࢪا کــہ دࢪ پــنــاه حـسـینم ڪپے باصلوات‌؛حلال فوروارد ڪردے ‌دمت ‌گرم🌼
مشاهده در ایتا
دانلود
🌻🌾 مامنتظر صبح شبـ🌙 یلداییم آمـاده بـراے فـرج فـردائـیـم فردا که عزیز فاطمه {💚}می آید با خامـنه ایی بـه کـربلا می آییم #رهـبـرانـہ♥️ اینجـا پایگـاه عشـاق ولایـتــ✌️ @harame_bigarar
💔🌾 در هـوایـت بـیـقـرارمـ روز و شـبـ😔 شـهـید مجـید خدابنده لو #دلـتـنـگـی💚 اینـجا پایگاه شهـداسـتـ✌️ @harame_bigarar
حرم بی‌قرار
#درمسیرعشق #به_قلم_ازتبار_زینب۵۹ #پارت_۳۵ فاطمه چند دقیقه بعد از من اومد تو اتاق . فاطمه : کوثر
۵۹ ۳۶ گوشیم رو ازم به زور گرفتن. تا خواستم سر برگردونم تیزی چیزی رو روی گردنم حس کردم . _بی سر و صدا می مونی ؟ حالیت شد ؟وگرنه خونت پای خودته ... خب خب الکساندر خانم یا بهتر بگم کوثر خانم چه خبر ؟ خنده های شیطانی که تمام تنم رو لرزوند . چشم چرخوندم دیدم دونفرن ... چرا اینا رو نمیشناختم ؛ توی دلم خدا خدا میکردم کسی بیدار بشه و منو از دست این دوتا هیولا نجات بده . اروم آب دهنم رو قورت دادم ... با لکنت گفتم : _شماها کی هستید ؟؟چیکار دارید با من ؟؟ولم کنید . یکیشون که صدای بدی هم داشت ، خندید و گفت : _ببریمش ، هرچی زودتر از اینجا بریم بهتره ؛ یهویی ممکنه کسی سر برسه . حسابی ترسیده بودم .‌ یهویی یه فکری به ذهنم رسید تا دیدم باهم مشغول حرفن ، گلدونی که کنار دستم بود رو لب میز گذاشتم که وقتی میخواد رد بشه بیفته ، شاید لااقل علیرضا و عمومهدی بیدار بشن و کاری کنند . قلبم تیر میکشید ‌... یکیشون با خشونت گفت : _دوستت ماریا منتظرته ، باهم میریم پیشش ، نمیدونی برای دیدنت لحظه شماری میکنه . تمام تنم داشت میلرزید . به سمتم‌ اومد ، بالاخره خورد به گلدون ... صدای شکستن گلدون ، همه رو بیدار کرد . یکیشون که از اون یکی قدبلندتر بود حسابی عصبی شد و با صدایی که توش عصبانیت موج میزد گفت : _مراقب باش گند نزنی الاغ . +ببخشید نفهمیدم این از کجا اومد . ⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘ http://eitaa.com/joinchat/3701473293C579cea51ee
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۵۹ ۳۷ یکیشون منو به عنوان گروگان گرفت ... . داشت خفه ام میکرد . علیرضا سریع خودش رو رسوند . با دیدن علیرضا جونی دوباره گرفتم ... وقتی منو دید ، حسابی عصبانی شد بود . اینا دونفر بودن و علیرضا یه نفر ‌...تا اینکه خداروشکر عمو مهدی هم سریع رسید . اما نزاشت فاطمه و خاله مریم و سجاد بیان . حالا سه به دو بودیم . علیرضا فریاد زد : ولش کنید نامردا ... یکیشون با چاقویی که توی دستش بود به سمت علیرضا رفت . جیغ زدم و علیرضا رو صدا کردم . اما اونی که من رو گرفته بود ، اسلحه داشت .دم شقیقه ام گذاشت و علیرضا رو تهدید کرد . هیچ کاری از دست علیرضا و عمومهدی برنمیومد ؛ اونا مسلح بودن اما ما بدون هیچ سلاحی ... نگران علیرضا و عمو مهدی بودم ... حاضر بودم اونا رو بکشم و بعد بمیرم اما برای علیرضا اتفاقی نیفته . خودم رو برای هر اتفاقی آماده کردم اما فقط امیدوار بودم علیرضا و عمو چیزیشون نشه . علیرضا با یکیشون درگیر شد ، اون یکی هم منو پرت کرد که خوردم به دیوار و رفت سراغ عمو مهدی . سرگیجه گرفته بودم اما سریع بلندشدم ؛ با خورده گلدونی که اونجا بود برداشتم و رفتم .... ⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘ http://eitaa.com/joinchat/3701473293C579cea51ee
#اهواز #حادثه_تروریستی کودکانی بی‌گناه... مادرانی غرق آه... دل‌شوره‌هایی بی‌امان... دردهایی... بی‌دوا! عجل علی ظهورک یاصاحب‌الزمان! #تسلیت_ایـران #تسلیت_اهواز @harame_bigarar
💔🍂 بانـو نـکـنه یادت بـرود پیام #عاشورا را نانجـیب ها برای کشیدن چادر زینـب (س) مـی جنگیـدند....😭 #بـه_رسم_چادر🕊 #امان_ازدل_زینـب اینجـا پایـگاه عـشاق {شهـادة} @harame_bigarar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
به قصد زیارت شاه عشق اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن صبحم ⛅️ به نام تو از دور سلام Join→ @harame_bigarar
4_5834471209122661943.mp3
3.52M
🌸🍃 عـشق یعنـی به تو رسیـدن .... بانـوای : ❣محمدحسین پـویانـفر ❣ 🏴 🌷 اینجـا پـایگـاه عـ حسین ـاق @harame_bigarar
•.•.•. اے به سوداے حـرم رفته به صحراے جنون آمـدے باز ولـی پاره تـن و غـرقه به خون •.•.•. شهـید امـین کـریمـے💚 #شهـیدانـہ اینجا پایگاه مدافـ عشق ـعان | ✌️| @harame_bigarar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا