8.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👈چرا چله میگیریم اما اثری نمیبینیم
#ایران_قوی🇮🇷
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#کانالکمالبندگی
@hedye110
🔶🔹🔷🌹🔷🔹🔶
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
#کلیپ 🎬 #استاد_شجاعی
💫سلام بر ماه رجب …
ماه بارش باران مهر و محبت الهي،🌱🌱🌱
و ماه اُنس شب زنده دارانِ هميشه بيدار با محبوب و معبود بي همتا.🌱🌱🌱
#ماه_رجب
#ایران_قوی🇮🇷
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#کانالکمالبندگی
@hedye110
🔶🔹🔷🌹🔷🔹🔶
💫🌟💫🌟💫🌟💫
✨ #حکایت_دلنشین
🔸 #امام_حسن و #امام_حسین علیهما السلام در یکی از عید ها به منزل جدّ بزرگوارشان #رسول_خدا رفتند و عرض کردند:
یا رسول الله ! امروز #عید است و فرزندان اعراب با #لباس های زیبا و قشنگ خود را زینت کرده اند ؛ ولی ما هیچ لباس زیبایی نداریم و اکنون نزد شما مشرّف شده ایم تا از شما #عیدی بگیریم و هیچ عیدی از شما نمی خواهیم مگر لباس های زیبا و رنگارنگ، تا ما هم مانند بچه های اعراب خود را #زینت کنیم.
🔹آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله #گریه کردند ، زیرا لباسی که شایسته ی این دو بزرگوار باشد نداشتند و نخواستند که دل آنها را بشکنند؛
از این رو به درگاه خداوند #دعا کردند و فرمودند : خدایا این دو بزرگوار را مسرور بگردان ، در همان لحظه #جبرئیل نازل شد در حالیکه دو لباس سفید با خود از #بهشت آورده بود.
رسول خدا با دیدن آن دو لباس خیلی خوشحال شدند و لباس ها را از جبرئیل گرفتند و به حسن و حسین علیهما السلام دادند و فرمودند :
لباس هایتان را بگیرید .
وقتی آن دو بزرگوار لباس های خود را پوشیدند به رسول خدا عرض کردند :
یا رسول الله! #رنگ این لباس ها سفید است در حالیکه لباس پسران اعراب رنگارنگ است، ما نیز لباس رنگی میخواهیم .
پس پیامبر ساعتی درباره ی حرف های آن دو بزرگوار فکر کردند .
جبرئیل عرض کرد: یا رسول الله!
ناراحت نباش، کسی که این لباس ها را فرستاده است، میتواند آنها را به هر رنگی که این دو بزرگوار میخواهند درآورد.
پس رسول خدا دستور داد که یک تشت و یک آفتابه پر از آب بیاورند . آنگاه جبرئیل به رسول خدا عرض کرد:
یا رسول الله! من آب می ریزم و شما چنگ بزنید، آنگاه این #لباس_ها به هر رنگی که این دو بزرگوار میخواهند در می آید.
رسول خدا صلی الله علیه و آله لباس امام حسن علیه السلام را داخل تشت گذاشتند و فرمودند:
ای حسنم! تو چه رنگی را دوست داری ؟
امام حسن علیه السلام عرض کرد :
من رنگ #سبز را دوست دارم.
آنگاه جبرئیل آب ریخت و پیامبر لباس را چنگ زدند و به اذن خدای تبارک و تعالی لباس سفید مانند #زبرجد به رنگ سبز تبدیل شد، رسول خدا آن پیراهن را به امام حسن دادند و فرمودند: ای نور چشمم! لباست را بگیر و امام حسن علیه السلام لباس را از جدّ بزرگوارشان گرفتند و بر تن کردند.
سپس لباس امام حسین علیه السلام را داخل تشت گذاشتند و فرمودند: ای حسینم! چه رنگی را دوست داری؟ عرض کرد یا رسول الله ! من رنگ #قرمز را دوست دارم .
پس جبرئیل آب می ریخت و پیامبر چنگ میزدند و به اذن خدا آن لباس سفید مانند یاقوت به رنگ قرمز تبدیل شد، آنگاه رسول خدا آن لباس را به امام حسین علیه السلام دادند و فرمودند : ای نور چشمم! لباست را بگیر و بپوش.
امام حسین علیه السلام نیز لباسشان را از جدّ بزرگوارشان گرفتند و پوشیدند و تشکر کردند و خیلی خوشحال شدند، سپس آن دو بزرگوار با خوشحالی نزد #مادرشان برگشتند.
◽️رسول خدا از جبرئیل پرسیدند ای برادرم ! چرا #گریه میکنی در حالیکه دو #ریحانم مسرور هستند ؟
جبرئیل امین عرض کرد :
یا رسول الله! همانا امام حسن علیه السلام #مسموم می شود و #بدنش از شدّت #سم ، سبز میشود و حسین علیه السلام نیز به #شهادت می رسد و #سر مبارکش از تن جدا میشود و محاسنش از #خونش رنگین میشود و بدنش از خونش قرمز خواهد شد .
سپس پیامبر خدا نیز گریه کردند و ناراحتی و حُزنشان از این خبر جبرئیل بیشتر شد .
📚 بحارالأنوار ، ج ۴۴ ، ص ۲۴۵
💫🌟💫🌟💫🌟💫🌟💫
#ایران_قوی🇮🇷
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#کانالکمالبندگی
@hedye110
🔶🔹🔷🌹🔷🔹🔶
✍آیت الله بهجت (ره) :
🔺از دین دست برداشتیم تا دنیای ما بیشتر و بهتر شود، علاوه بر اینکه از معنویات پایین آمدیم، به ضرر دنیای ما تمام شد و همهی خیرات از دست ما رفت، غافل از اینکه سرچشمهی همه خیرات اوست، و از ناحیهی او باید به ما برسد...
میخواستیم با کنارهگیری از معنویات و دوری از دین در مادیات پیشرفت و ترقی کنیم، بدتر در مادیات هم عقب ماندیم، غافل از اینکه شرط رسیدن به مادیات، بیدینی نیست، وگرنه هر فرد بیدینی باید متمول و ثروتمند میبود. پس سعی کنیم خود را به حرام نیندازیم. بزرگان ما از حلال اجتناب میکردند، حداقل ما از حرام اجتناب کنیم!!
📚در محضر بهجت ، ج ٢ ، ص ۴٠٠ .
#ایران_قوی🇮🇷
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#کانالکمالبندگی
@hedye110
🔶🔹🔷🌹🔷🔹🔶
در هر شب ماه رجب ، دو رکعت، بعد از حمد سه مرتبه سوره کافرون و یک مرتبه سوره توحید خوانده شود و چون سلام دهد دستها را بلند کند و بگوید: «لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد یحیی و یمیت و هو حیّ لا یموت بیده الخیر و هو علی کلّ شیء قدیر و الیه المصیر و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم صلّ علی محمد النّبیّ الامّیّ و آله» و بکشد دستها را به صورت خود.
از حضرت رسول اکرم (صلّیاللهعلیهوآله) مروی است که کسی که این عمل را به جا آورد، حق تعالی دعای او را مستجاب گرداند و ثواب شصت حج و شصت عمره به او عطا فرماید.
التماس دعای برج و دعای خیر فراوان🌷♥🙏🌺
#ایران_قوی🇮🇷
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#کانالکمالبندگی
@hedye110
🔶🔹🔷🌹🔷🔹🔶
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مایا صباغ، فعال لبنانی: ویدیوی من در خصوص ایران موجب خشم و عصبانیت مزدوارن و منافقان شد
🔸ویدیوی من باعث برملا شدن دروغهای سه ماه گذشته کمپین سعودی در خصوص ایران بود
🔸من مهمان کنفرانس زنان تاثیرگذار نبودم، اما برایم باعث افتخار است اگر در سالهای بعد به آن دعوت شوم
🔸شخصا به ایران آمدم تا به چشمان خودم وضعیت ایران را ببینم
🔸به زودی برای زیارت امام رضا(ع) به مشهد خواهم رفت.
#ایران_قوی🇮🇷
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#کانالکمالبندگی
@hedye110
🔶🔹🔷🌹🔷🔹🔶
#دلنـــوشتـــــه 📝
💢 دیشب حال خوشی نداشتم😞
گذرم افتاد به #خیابان_شهدا
♦️از خیابان شهدا؛ آرام آرام در حال گذر بودم. خیابان هر قدمش کوچه ایی داشت
🌾 اولین کوچه، به نام #شهید_همت
محمد ابراهیم با صدایی آرام و لحنی دلنشین، نامم را صدا زد!
گفت: توصیه ام اخلاص بود!
چه کردی⁉️⁉️
جوابی نداشتم؛ سر به زیر انداخته و گذشتم😔
🌾 دومین کوچه شهید #عبدالحسین_برونسی
پرچم سبز یا زهرا سلام الله علیها بر سر این کوچه حال و هوای عجیبی رقم زده بود!
انگار مادر همین جا بود...
عبدالحسین آمد👤
صدایم زد!
گفت: سفارشم توسل بود به حضرت زهرا و رعایت حدود خدا...
چه کردی⁉️
جوابی نداشتم و از شرم از کوچه گذشتم😔
🌾 به سومین کوچه رسیدم!
شهید #محمدحسین_علم_الهدی
به صدایی ملایم اما محکم مرا خواند!
گفت: قرآن و نهج البلاغه در کجای زندگی ات قرار دارد⁉️
چیزی نتوانستم جواب دهم!
با چشمانی که گوشه اش نمناک شد
سر به گریبان؛ گذشتم.
🌾 چهارمین کوچه!
شهید #عبدالحمید_دیالمه
آقا حمید بر خلاف ظاهر جدی اش در تصاویر و عکس ها ! بسیار مهربان و آرام دستم را گرفت؛ گفت: چقدر برای روشن کردن مردم مطالعه کردی⁉️
برای بصیرت خودت چه کردی!؟
برای دفاع از #ولایت⁉️
همچنان که دستانم در دستان شهید بود!
از او جدا شدم💕 و حرفی برای گفتن نداشتم.
🌾 پنجمین کوچه
و شهید #مصطفی_چمران
صدای نجوا و مناجات شهید می آمد!
صدای اشک و ناله😭 در درگاه پروردگار
حضورم را متوجه اش نکردم🚫
شرمنده شدم، از رابطه ام با پروردگار...
از حال معنوی ام...
گذشتم😔
🌾 ششمین کوچه و
شهید #عباس_بابایی
هیبت خاصی داشت. مشغول تدریس بود!
مبارزه با هوای نفس، نگهبانی دل💝
کم آوردم...گذشتم...
🌾 هفتمین کوچه
انگار کانال بود! بله
شهید #ابراهیم_هادی
انگار مرکز کنترل دل ها بود!!
هم مدارس! هم دانشگاه! هم فضای مجازی!
مراقب دل های دختران و پسرانی بود که در دنیا خطر لغزش و غفلت تهدیدشان میکرد!
ایثارش را دیدم...
از کم کاری ام شرمنده شدم و گذشتم😔
🌾 هشتمین کوچه؛
رسیدم به #شهید_محمودوند
انگار شهید پازوکی هم کنارش بود!
پرونده های دوستداران شهدا را تفحص میکردند!
آنها که اهل عمل به وصیت شهدا📜 بودند
شهید محمودوند پرونده شان را به #شهید_پازوکی می سپرد!
برای ارسال نزد ارباب
🌾 پرونده های باقیمانده روی زمین🗞
دیدم #شهدای_گمنام وساطت میکردند، برایشان
اسم من هم بود!😭
وساطت فایده نداشت❌
⇜از حرف ⇜تا عمل! فاصله زیاد بود.
دیگر پاهایم رمق نداشت!
افتادم...خودم دیدم که با حالم چه کردم!😭😭
تمام شد...تمام⛔️
از کوچه پس کوچه های دنیا!
بی شهدانمی توان گذشت❌
🌹🍃🌹🍃
#ایران_قوی🇮🇷
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#کانالکمالبندگی
@hedye110
🔶🔹🔷🌹🔷🔹🔶
1401.10.20-Panahian-Jamkaran-AhamiatTavajoBeTafavotha-32k.mp3
8.82M
🔉 اهمیت توجه به تفاوتهای بین انسانها در دین
🌹🌹🌹🌹🌹
گوش دادن این فایل برای همه انسان های کره زمین واجب و ضروری هست
هر کسی با هر تفکری که هست اگه اینو گوش بده کلی توی زندگیش جلو میفته و خیلی از ناراحتی ها رو نخواهد داشت
🌹🌹🌹
#ایران_قوی🇮🇷
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#کانالکمالبندگی
@hedye110
🔶🔹🔷🌹🔷🔹🔶
🍃🌠🕊اندیشه خیال...
🍃🌠🕊 جرعهای از رویا...
🍃🌠🕊 شبتون زیباترین...
⭐️✨💫🌟🌙
@hedye110
┄┅─✵💖✵─┅┄
#بسم_الله_الرحمن_الرحیم
اِلهی
یا حَمیدُ بِحَقِّ مُحَمَد
یا عالی بِحَقِّ علی
یا فاطِرُ بِحَقِّ فاطمه
یا مُحْسِنُ بِحَقِّ الحسن
یا قدیمَ الاِ حسان بِحَقِّ الحُسَیْن
عَجِّلْ لِوَلیِّکَ الْفَرَجَ صاحبَ العصرِ والزَّمان
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🌹🌹🌹
@emame_mehraban
🕊🕊🕊🕊
#سلام_امام_زمانم
ای امیـــر دو جهان
یوسف زهرا؛ مهدی
حاجتی غیر ظهورت
به خدا نیست که نیست
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#ایران_قوی🇮🇷
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#کانالکمالبندگی
@hedye110
🔶🔹🔷🌹🔷🔹🔶
#خداحافظ_سالار☘
#پارتصددازدهم🌿
🌿﷽🌿
همان جمعی بودیم که دفعه قبل از فرودگاه امام به دمشق رفتیم
زهرا، سارا، حسین من به اضافه برادر حسین اصغر آقا و خانمش
چهار روز مانده به اربعین سوار پرواز تهران نجف شدیم
حسین اسم این سفر با حضور در راهپیمایی را
«تمام کردن ماموریت ناتمام» گذاشته بود
شب به نجف رسیدیم به زیارت آقا امیرالمومنین علی علیه السلام رفتیم چه صفایی داشت
من که در زینبیه در مسیر حرم به صدای تیر عادت کرده بودم احساس کردم در امن ترین نقطه روی زمین ایستادهام
شب منزل یک طلبه عراقی خوابیدیم که رسما میزبانی را با اخلاق و ادب و حسن خلق تمام کرد
صبح کوله هایمان را برداشتیم تازه فهمیدیم که چه خبطی کردیم
توی کوله من فقط ۵ کیلو آجیل بود
سارا و زهرا هم بار اضافی آورده بودند
حسین وسایل غیرضروری را کنار گذاشت و وسایل مورد نیاز ما سه نفر را توی کوله خودش جا کرد و کوله تقریباً نصف قد خودش شد
ماندیم که این کوله بلند و سنگین را چگونه میکشد
مقداری از بار را اصغر آقا با اصرار ازش گرفت
حرکت کردیم همه کفش کتانی پوشیده بودیم فقط حسین دمپایی به پا داشت
گفتم
مگه میشه نود کیلومتر را با دمپایی رفت
گفت
نگاه کن به این پیرمردها و پیر زنها و بچه های عرب بیشترشون دمپایی پاشونه
اگه ما از نجف شروع کردیم اونا از بصره راه افتادن یعنی ۷۰۰ کیلومتر راه میرن فقط به عشق حضرت زینب
جلوتر از ما حرکت میکرد که گم نشویم
شال بلند و سیاهی روی سرش انداخته بود که کسی او را نشناسد
با این حال گاهی صید نگاه دوستانش می شد
دعا می خواندیم و راه می رفتیم و هر از گاهی به نیت یکی از رفتگان گام میزدیم
سیل جمعیت میلیونی و حرکت روان آنها رو به کربلا خستگی را از پاها به در می برد
هر طرف که نگاه میکردی دیدنی بود زنی را دیدم که دختربچهاش را توی جعبه میوه گذاشته بود و با طناب روی زمین میکشید
پیرمردی که با دو پای قطع شده چهار دست و پا روی زمین راه می رفت
کاروان جانبازانی که از ایران آمده بودند و با ویلچر این مسیر طولانی را طی میکردند
جوانان پرشور عراقی و لبنانی که با بیرق های بلند شعر حماسی میخواندند و هروله کنان صف مردم را میشکافتند تا به کربلا برسند
روی بیشتر عمودها عکس شهدای عراقی مدافع حرم بود و عده ای از بسیجیان ایرانی روی کوله پشتی هایشان عکس حاج قاسم سلیمانی را زده بودند
دیدن این همه شور و شعور هر زائری را به عمق تاریخ میبرد و با کاروان اسیران کربلا همراه میکرد
خسته که می شدیم کنار هر موکبی میخواستیم میایستادیم و از هر نوع غذایی که دوست داشتیم می خوردیم
حسین جمعمان میکرد و
می گفت
فکر کنید که زینب کبری و کاروان اسرای شام تو این مسیرها چه کشیدند؟
چه تازیانه هایی خوردن چه توهینهایی شنیدن چه تلخی هایی چشیدن اما زینب کبری مثل کوه مقاوم و محکم تا آخر ماند تا پیام برادرش را به گوش تاریخ برساند
حسین که حرف می زد خودم را در زینبیه و دمشق می دیدم کنار او و همپای او
اصلاً ما را آورده بود که مفهوم رسالت زینبی را با گوشت و پوست و استخوان مان احساس کنیم
دمدمای غروب بیشتر مردم به داخل موکب ها می رفتند تا شب را صبح کنند
کمی دیر شده بود و اکثر جاهای مسقف پر بود ناچار شدیم روی موکت در محوطه باز بخوابیم
هوا کمی سرد بود حسین برایمان چند پتو از گوشه و کنار جمع کرد و سر و سامانمان داد
خودش و برادرش هم به قسمت مردها رفتند
خوابم نمی برد حس پنهانی به من میگفت که این اولین و آخرین سفر اربعین با حسین است
خوب تماشایش کن
نصف شب روی دخترها را کشیدم از دور به قسمت مردان که حسین میانشان بود نگاه کردم
نخوابیده بود زل زدم به او که اصلاً
*با خواب بیگانه بود و نماز شب را برای خودش مثل نماز واجب می دانست*
زل زدم تا این لحظه های بی تکرار را خوب در خاطرم ثبت کنم
بعد از نماز صبح همان جا خوابش برد زیر و رویش چند تکه کارتون انداخته بود
آفتاب که زد چند جوان با دوربین فیلمبرداری بالای سرش ایستادند برایشان سوژه خوبی بود نزدیکشان یکی شان حسین را شناخت و با تعجب گفت
اِ نیگا کن سردار همدانی هستن
حسین کارتون بزرگی را که رویش انداخته بود کنار زد و گفت
چه سرداری سردار کارتون خواب
عکسش را گرفتند و برای مصاحبه اصرارکردند
حسین رفت وضو گرفت و راه افتادیم
در حال راه رفتن مصاحبه میکرد صدایش را نمی شنیدم اما میتوانستم حدس بزنم که باز از حضرت زینب میگوید و از رنج هایی که کشید
هدیه به روح بلند شهدا صلوات
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🌸به نیت فرج امام زمانمون
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸
☘
💖☘
💖💖☘
💖💖💖☘
💖💖💖💖☘
↷↷↷
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#کانالکمالبندگی
@hedye110
🔸🔶🔹💖🦋💖🔹🔶🔸