eitaa logo
❣کمال بندگی❣
1.7هزار دنبال‌کننده
14.4هزار عکس
6.5هزار ویدیو
38 فایل
اگــر یـکــ نــفـر را بـه او وصـل کــردی برای سپاهش تــــــو ســــــــردار یـــاری 💫یا صاحب الزمان💫 🌹کپی با ذکر صلوات آزاد است🌷🌼 @kamali220 🌹ارتباط با مدیر↖️↖️ ادمین تبادل↙️↙️ @Yare_mahdii313
مشاهده در ایتا
دانلود
اینم پشت صحنه ی حسینه معلا صبح اول هفته بخند روحیه ات رو خوب کن 😊😊
یاد خدا ۸.mp3
11.08M
مجموعه ۸ | ✘ حد پایین، و حد بالای «ذکر» چقدر هست؟ من چقدر باید «اهل یاد» باشم؟ اصلا «یاد» به چه معناست؟ @hedye110
و چنین فرمود مهربان پروردگار بنده‌ام با چیزی بهتر از واجبات به من نزدیک نمی‌شود. و با نافله(کارهای مستحبی) به من نزدیک می‌شود تا اینکه دوستش بدارم. آنگاه که دوستش بدارم، من گوش او خواهم شد که با آن می‌شنود و دیده‌ی او که با آن می‌بیند و زبان او که با آن سخن می‌گوید و دست او که قدرت ‌نمایی می‌کند. اگر دعایم کند اجابتش می‌کنم و اگر از من بخواهد به او می‌دهم. (کافی2/353) eitaa.com/joinchat/3848601639C18dab506c9 ○●○●○
┄┅─✵💝✵─┅┄ خدایا به توکل به اسم اعظمت می گشایيم دفتر امـــروزمان را ... باشد ڪه در پایان روز مُهر تایید بندگی زینت بخش دفترم باشد ... الهی به امید تو💚 @hedye110 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
هر کجا سلطان هست، دورش سپاه و لشگر است پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشگر است با خبر باشید ای چشم انتظاران ظهور بهترین سلطان عالم از همه تنهاتر است @emame_mehraban            🕊🕊🕊🕊
💕🍃💕🍃💕🍃💕🍃💕🍃💕🍃 💟دعا برای شروع روز💟 ا🍃💕🍃 💙بسم الله الرحمن الرحیم💙 ا🍃💕🍃 اَلـلّـهُـمَ اجـْعَـلْ صَـبَـاحَـنـَا صَـبـَاحَ الْـاَبـْـــــرَار وَ لـَـا تَــجْــعـَـلْ صَـبـَاحَـنـَا صَـبَـاحَ الْـاَشَـــــرَار ا🍃💕🍃 اَلـلّـهُـمَ اجـْعَـلْ صَـبَـاحَـنـَا صَـبَـاحَ الـْمـَقـْبـُولـِیـن وَ لـَـا تَــجْــعـَـلْ صَـبـَاحَـنـَا صَـبَـاحَ الـْمـَرْدُودِیــــن ا🍃💕🍃 اَلـلّـهُـمَ اجـْعَـلْ صَـبَـاحَـنـَا صَـبَـاحَ الـْصّـَالـِحـِیـن وَ لـَـا تَــجْــعـَـلْ صَـبـَاحَـنـَا صَـبَـاحَ الـْطّـَالـِحـِیـن ا🍃💕🍃 اَلـلّـهُـمَ اجـْعَـلْ صَـبَـاحَـنـَا صَـبَـاحَ الـْخـَیْـرِ وَ السَّعـَادَة وَ لـَـا تَــجْــعـَـلْ صَـبـَاحَـنـَا صَـبَـاحَ الـشَّـرِ وَ الْشِّـقـَاوَة ا🍃💕🍃 💠امين يا رب العالمین💠 التماس دعا 🙏🙏🙏🙏 💕🍃💕🍃💕🍃💕🍃💕🍃 @hedye110
☀️ به رسم هر روز صبح ☀️ 🌻السَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتي حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَيْكَ مِنّي سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّي لِزِيارَتِكُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن🌻 💕💕💕💕💕💕💕💕 🌸السلام علیک یا امام الرئوف 🌸 🌻ﺍﻟﻠَّﻬُﻢَّ ﺻَﻞِّ ﻋَﻠَﻰ ﻋَﻠِﻲِّ ﺑْﻦِ ﻣُﻮﺳَﻰ ﺍﻟﺮِّﺿَﺎ ﺍﻟْﻤُﺮْﺗَﻀَﻰ ﺍﻟْﺈِﻣَﺎﻡِ ﺍﻟﺘَّﻘِﻲِّ ﺍﻟﻨَّﻘِﻲِّ ﻭَ ﺣُﺠَّﺘِﻚَ ﻋَﻠَﻰ ﻣَﻦْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ ﻭَ ﻣَﻦْ ﺗَﺤْﺖَ ﺍﻟﺜَّﺮَﻯ ﺍﻟﺼِّﺪِّﻳﻖِ ﺍﻟﺸَّﻬِﻴﺪِ ﺻَﻠَﺎﺓً ﻛَﺜِﻴﺮَﺓً ﺗَﺎﻣَّﺔً ﺯَﺍﻛِﻴَﺔً ﻣُﺘَﻮَﺍﺻِﻠَﺔً ﻣُﺘَﻮَﺍﺗِﺮَﺓً ﻣُﺘَﺮَﺍﺩِﻓَﺔً ﻛَﺄَﻓْﻀَﻞِ ﻣَﺎ ﺻَﻠَّﻴْﺖَ ﻋَﻠَﻰ ﺃَﺣَﺪٍ ﻣِﻦْ ﺃَﻭْﻟِﻴَﺎﺋِﻚَ🌻 💕💕💕💕💕💕💕 🌸 ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج🌸 @hedye110
🌹🍃🌹🍃🌹🍃 🍃🌸🍃 🌹🍃 🍃 🌹 🍃 ❤️ توسل امروز ❤️ به حضرت زهرا سلام الله علیها و امیرالمؤمنین علیه السلام يَا أَبَا الْحَسَنِ، يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، يَا عَلِىَّ بْنَ أَبِى طالِبٍ، يَا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يَا سَيِّدَنا وَمَوْلانا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ إِلَى اللّٰهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يا وَجِيهاً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّٰهِ؛ 🦋🦋 يا فاطِمَةُ الزَّهْراءُ، يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ، يَا قُرَّةَ عَيْنِ الرَّسُولِ، يَا سَيِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكِ إِلَى اللّٰهِ وَقَدَّمْناكِ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا، يَا وَجِيهَةً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعِي لَنا عِنْدَ اللّٰهِ؛ 🍃 🌹 🍃 🌹🍃 🍃🌸🍃 🌹🍃🌹🍃🌹🍃 @hedye110
🪴 🪴 🌿﷽🌿 روزهایی که بایا توی خانه بوده زود با صدای او از خواب بیدار میشدیم. او عادت داشت بعد از نماز ورزش کند. میل میزد و شنا می رفت و همزمان اشعار حماسی می خواند. توی اشعارش هرکجا اسم امام علی )ع( می آمد، بلند صلوات می فرستاد. بعد از ورزش، رادیو در موج کوچکش را روشن می کرد. رادیو فقط زمانی روشن می شد که او در خانه بود وگرنه ما نباید به آن دست می زدیم یا حتی کنارش میرفتیم. چون مال بابا بود و احترام به او حتی با رعایت حریم وسایلش هم باید حفظ می شد. بعدها رادیو بزرگی خرید رادیو جدید اندازه یک جعبه بود. وقتی پیچشی را بازی می کردیم، مدتی طول می کشید صدایش دربیاید. بابا میگفت: باید المیش گرم شود، بعد به کار بیفتد. ما با رادیو سرگرم می شدیم و او کنار دا کار می کرد و به بچه ها می رسید. خیلی مواظب دا بود هوای همه مان را داشت. سعی می کرد زمان کمی که بین ما هست، تا حدودی کمبودها را جبران کند، تا بتواند با خیال راحت دوباره برود هیچگاه به یاد ندارم رفتی را دیده باشم. همیشه وقتی ما خواب بودیم، خانه را ترک می کرد، او می رفت و درباره سختیها می آمد، دوباره تنهایی دا شروع می شد. گریه ها و بهانه گیری بچه های رفت و آمدهای دوستان بابا و سؤال و جواب هایشان و بالاخره از همه بدتر، مزاحمت های مأموران استخبارات همیشه از در گرفتن هایشان معلوم بوده باز سراغمان آمده اند. در خانه که این طور صدا میکرد میدویدیم طرف دا، از وحشت آن ها حال و روز دا عوض می شد و رنگ از رویشی می برید ترس و اضطراب دا روی ما هم تاثیر می گذاشت و مثل بید میلرزیدیم از قبل بهمان سفارش کرده بود این جور موقع ها لب از لب باز نکنیم و توی اتاق بمانیم. ما هم حرفش را جدی می گرفتیم. هرچند دلیل این کارها را نمی فهمیدیم، ولی همین که می دیدیم امنیت و آسایش مان در معرض خطر قرار گرفته برایمان کافی بوده دست از پا خطا نکنیم تا مبادا وضع بدتر شود. مامورها بعد از سوال پیچ کردن دا و ترساندنمان، وقتی چیزی دستگیر شان نمی شد. در را به هم می گویند و می رفتند و ما مطمئن بودیم که برمی گردند. دا بعد از رفتن این ها می آمد توی اتاق و به دیوار تکیه می داد و با گریه نفرینشان می کرده می گفت: این حسن لابکر بی عرضه است. همه اش زیر سر صدام است. صدام همه کاره است، بعد صدام را لعن می کرد: هذا مدام لانفل شمر بن شمر. این مدام حرامزاده شهر پسر شمر، کمی که آرام می گرفت به قاب عکس سیدمحسن حکیم که به دیوار اتاق آویزان و اشاره میکرد و می گفت: کسی که آبروی خاندان حکیم بینند، کسی که به این عالم هم نکند، به ما رحم می کند؟ 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 🌸به نیت فرج امام زمانمون اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸 ☘ 💖☘ 💖💖☘ 💖💖💖☘ 💖💖💖💖☘ ↷↷↷ eitaa.com/joinchat/177012741Cffe22f43ef