eitaa logo
دانشگاه حجاب
13.4هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
3.9هزار ویدیو
188 فایل
نظرات 🍒 @t_haghgoo پاسخ به شبهات 🍒 @abdeelah تبلیغ کانال شما (تبادل نداریم) 🍒 eitaa.com/joinchat/3166830978C8ce4b3ce18 فروشگاه کانال 🍒 @hejabuni_forooshgah کمک به ترویج حجاب 6037997750001183
مشاهده در ایتا
دانلود
دانشگاه حجاب
شاهزاده ای در خدمت قسمت شصت و دوم🎬: فضه از شنیدن سخنان پیامبرصلی الله علیه واله ،هم شاد بود و هم ان
شاهزاده ای در خدمت قسمت شصت و سوم🎬: کم کم منبر پیش رو آماده شد... سواران با شتاب از هر طرف خود را به برکهٔ خم رساندند تا بدانند این چه امر مهمی است که پیامبر آنان را به اینجا فرا خوانده ، بعضی ها راه رفته را برگشته بودند و عده ای هم با عجله از پشت سر خود را به این سرزمین که قرار بود نقطهٔ عطفی در دل خود نگهدارد ، رساندند. کنار برکهٔ خم جمعیت موج میزد. هر کس حرفی می گفت و نظری ارائه می کرد ، پیامبر صلی الله علیه وآله که شور و شعف مردم را دید ، از جا برخاست. به سمت بلندایی که با جهاز شتران بنا کرده بودند رفت. بر روی آن قرار گرفت و سپس با نگاهی سرشار از مهر به علی علیه السلام اشاره کرد که بالا بیاید و در کنار او قرار گیرد. وقتی که علی به نزد رسول الله رفت و کنارش ایستاد، فضه که از کمی دورتر شاهد ماجرا بود ، اشک چشمانش شروع به جوشش و تکاپو نمود ، او می خواست این صحنه را به روشنی ببیند ،اما مگر این مرواریدهای غلتان به او‌ اجازه میداد که زیباترین صحنهٔ عمرش را ببیند... علی و محمد علیهم السلام دو مدار آرامش زمین ، همانها که از یک درخت و یک نور خلق شدند ، همانها که بهانهٔ خلقت و وجود این دنیا بودند ، همانها که مدار این دنیا بر گرد ایشان می چرخید در کنار هم قرار گرفته بودند ، بر بلندایی که آنها را به آسمان نزدیک کرده بود ، انگار باران نور از آسمان بر این نقطه باریدن گرفته بود ، گویی درب آسمان گشوده شده بود و ملائک صف به صف از عرش به فرش نزول می کردند که شاهد این صحنهٔ ملکوتی باشند. سر وصدا اوج گرفته بود و هر کس در گوش کناری اش چیزی زمزمه می کرد: منظور پیامبر از این اجتماع عظیم چیست؟ چرا همگان را به خود فراخواند؟ چرا چنین جایگاهی درست کرده و چرا علی را به نزد خود خواند؟ هزاران سوال در ذهن همگان شکل گرفته بود که دست رسول خدا بالا رفت... دست علی هم که انگار در دست مبارک پیامبر قفل شده بود ، بالا رفت... دست حیدر رفت بالا و عرشیان آسمان دل باختند و انگار در عرش خداوند برای حیدر ، حیدریه ساختند... پیامبر سرشار از شوق بود و گویی می خواست این شور و شوقش را به جمع منتقل کند ، آنچنان دست ابوتراب را بالا برده بود که گویی می خواهد از آسمانیان تحفه های بهشتی برای زمینیان بگیرد ، به طوریکه سفیدی زیر بغل پیامبر بر همگان آشکار شد... فضه از هیجان دیدن این صحنه ،سرتا پایش می لرزید و خوب می دانست امری بزرگ و عظیم در پیش است... دست علی که بالا رفت ، همهمهٔ جمعیت فرو نشست و همگان سرا پا گوش شدند تا بدانند ، این مجلس زیبا که بی شباهت به جشنی عظیم نبود برای چه برپا شده ، گرچه حدس زدنش مشکل نبود ، چون همگان بر قرب و جایگاه علی نزد رسول و پروردگارش آگاه بودند. مغرضان مولا علی از دیدن این صحنه دندان به هم می ساییدند. و دلدادگان کوی حیدر ، همانند فضه از شوق دیدن ،می گریستند‌. ناگاه صدای ملکوتی پیامبر بود که در سرزمین غدیر خم طنین افکند:... ادامه دارد 🖍 به قلم :ط_حسینی https://eitaa.com/hejabuni
دانشگاه حجاب
شاهزاده ای در خدمت قسمت شصت و سوم🎬: کم کم منبر پیش رو آماده شد... سواران با شتاب از هر طرف خود را ب
شاهزاده ای در خدمت قسمت شصت و چهارم🎬: صدای زیبای محمد صلی الله علیه وآله در فضا پیچید که رو به جمعیت بانگ میزد: اَلست اَوْلی بالمومنین من انفسهم؟ آیا من از همهٔ مؤمنان نسبت به خودشان برتر نیستم؟ همه مسلمانان ناخوداگاه با هم و یکصدا گفتند: آری یا رسول الله... براستی که چنین است. پیامبر که انگار منتظر گرفتن همین اقرار از جمع بود ، سری تکان داد و دست حیدر را بالاتر از بالا گرفت و فرمود : هر کس من ولی و سرپرست او هستم ، این علی ولی و سرپرست اوست. بارالها دوست بدار دوست دار او را و دشمن شمار دشمن او را... یاری کن کسی را که علی را یاری می کند و خوار کن کسی را که علی را خوار کند. در این هنگام همگان بر مقام علی بن ابیطالب غبطه می خوردند ، چرا که فقط او به مقام امیرالمؤمنین بودن ، از جانب خدا و توسط پیامبرش برگزیده شده بود. فضه که لحظه لحظه این صحنه را به خاطر می سپرد با خود زمزمه کرد : مبارک باد بر تو ای مولای من ، مبارک باد بر تو ای سرور مومنان و ولیّ بلافصل پیامبر... چه زیبا پیامبر به همگان فهماند که معنای « ولی » در عبارت «من کنت ولیه فهذا علی ولیه » نه فقط واژه و عبارت «دوست» است، بلکه ولی در این عبارت یعنی سر پرست و اولی به نفس ... زیرا رسول خدا قبل از این عبارت فرمودند :الست اولی بالمومنین من انفسهم؟ یعنی اول سرپرستی خود را گوشزد کرد و سپس سر پرستی مولا علی را آشکار نمود و چه نکته ها که در این کلام کوتاه بود که بندگان و مسلمین میباید به تمامی بگیرند و حکم خدا را گردن نهند و در مسیر آن دین اسلام را به پیش برند. همهمه ای در جمع در گرفت که باز دوباره پیامبر خبری دیگر داد و بشارت داد که هم اینک جبرییل از جانب خدا بر او نازل شد و آیه ای دیگر برای مومنان مسلمان به ارمغان آورده... فضه سرا پا گوش شد تا این غزل عاشقانه را که از سوی خدای عاشق و عاشق آفرین بر پیامبر خوبی ها نازل شده ،بشنود و به ذهن بسپارد و به دیگرانی که نیستند و نشنیدند برساند. حسی درون فضه به او می گفت که بی شک این غزل عاشقانه ، در مدح کسی جز علی علیه السلام نمی تواند باشد... چرا که خدا عاشق علی بود و علی غرق خدا ... ادامه دارد... 🖍به قلم :ط_حسینی https://eitaa.com/hejabuni
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
خار و میخك - قسمت ۲۲.mp3
12.03M
🎙| از سنگ تا گلوله 🔸با تشدید ظلم و ستم رژیم اشغالگر، جوانان فلسطینی دست به اسلحه می‌برند... 🖼قسمت بیست‌ودوم کتاب خار و میخک، نوشتۀ شهید یحیی سنوار ‎‌✾࿐༅ https://eitaa.com/hejabuni
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📜 پوستر 🌷 حجاب اثر هنرمند: طیبه محمدیاری
13.51M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 دختری که سه ماه تمرین مداومِ گروه سرود را خراب کرد!! 🌱 وقتی میگن با آسمان معامله کن 🌺السلام علیک یا فاطمة الزهرا🌺 ‎‌✾࿐༅ https://eitaa.com/hejabuni
جناب آقای ...ـیان برای حمایت از نهاد خانواده، نیاز نیست گریه کنید. درعوض کار کنید: - وام ازدواج جوانها را بدهید. 💶 - اشتغال جوانها را فراهم کنید. 🛠 - دغدغه مسکنشان را برطرف کنید. 🧱 - قیمت طلا را کنترل کنید. 💰 - نمایش خانگی را مدیریت کنید. 🖥 - مدت تحصیل و سربازی پسران را کوتاه کنید‌. 👓🪖 - جلوی رواج «سگ و گربه پروری» را بگیرید. 🐱🐶 - جلوی ترویج مردستیزی و زن‌ستیزی در مدارس را بگیرید. 🧍‍♂🔥🧍‍♀ - جلوی ترویج مادرستیزی را بین دختران بگیرید. 💆‍♀ - و... ‎‌✾࿐༅ https://eitaa.com/hejabuni
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دانشگاه حجاب
🔥 مستند داستانی دوربرگردان تجریش 💐 قسمت 154👇
🔥 مستند داستانی دوربرگردان تجریش 💐 قسمت 154👇 واسه روز دوم از ۸ صبح تا ۶ عصر فیکس برنامه ها رو چیده بودن. سر جمع ۴ ارائه برا امروز داشتیم. ۲ تا صبح بود و ۲ تا هم عصر که مثلا قرار بود حداکثر ۸ ساعت زمان ببره ولی تا ۸ شب طول کشید. جمعا ۱۳ مناظره برگزار شد. ۴ تا روز اول، ۴ تا روز دوم، ۵ تا هم واسه روز سوم. فشار علمی به شدت زیاد بود و فرصت سبک شدن ذهن کم. گاهی واقعا ترموستات مغزها قفل میکرد و بخاری که از سرها بلند میشد مثل مِهی دیدها رو محدود میکرد. تایم تنفس نمیگم نبودا، بود. ولی عملاً نفسی نمیموند تا توی زمان استراحت بخوایم چاقش کنیم یا نکنیم. اگرچه روز دومی برنامه ها فشرده بود ولی بازم مثل روز اولی که رسمون کشیده شد دهنمون سرویس نشد. در جذاب ترین بخش این روز، بخش آشتی با شکم رو داشتیم. من که همیشه به عشق ناهار صبح رو به ظهر میرسونم. ناهار روز دوم کباب کوبیده بود. گمونم تذکر ذهنیم روی آشپزه اثر داشت. چون کمی غذاش بگی نگی بهترک شده بود. بیخود نیست میگن تذکر اثر داره، وقتی نگفتنم اینقدر اثر داشت ببین گفتنم چه میکنه! از جایی که حال و حوصلش نیست و اصلا قرار هم نیست که کتاب مناظرات براتون بنویسم پس بیخیال محتوای مناظرات. تا اینجاش هم زیادی براتون گفتم. البته یادم نرفته که یه حق وتویی برای بیان ارائه خودم و زهرا داشتم و و وعده هم کرده بودم. اون ۲ تا رو بعد مختصر براتون میگم. اما موضوع مناظرات روز دوم... پیشاپیش جسارتم رو بابت برخی از عناوین ببخشید! انتخابش دست من نبود که! بحث علمی بود و انتخاب موضوع هم شانسی... سمت صبح دو ارائه داشتیم یکی در مورد ازدواج، که اتفاقاً بحث داغی هم شد. اشکالاتی هم مطرح شد ولی خب همگی جواب داده شد. به نظرم قانع کننده بود. دلائل متعددی واسه ضرورت ازدواج مطرح شد. مهمترینش مساله نیاز بود. اینکه زن و مرد به ایجاد یک رابطه پایدار و سالم حتماً نیاز دارند. در راستای تبیین نیازها این عناوین مطرح شد ۱. نیاز به بقاء نسل، ۲. نیاز جنسی، ۳. دوری از انحراف، ۴. نیاز عاطفی، ۵. نیاز به عشق و محبت، ۶. معجزه رشد و تکامل، ۷. نیاز به حامی و همراه، ۸. احساس امنیت، ۹. حس تجربه مادری ۱۰. شیرینی فرزند و صحبت هایی از این قبیل. در کل گفتگوی خوبی بود. ارائه دوم هم در مورد همجنس گرایی و گی ها و لزبین ها بود. از لحاظ پزشکی که مشخصه خب خیلی رابطه پرخطریه. از بیمارهای عفونی و ویروسی مثل هپاتیت و ایدز و سفلیس گرفته تا سایر بیماری های مقاربتی. در مناظره این موضوع از لحاظ اختلالات روانی و آسیب های اجتماعی هم مورد بررسی قرار گرفت. سمت بعد از ظهر هم دو تا ارائه داشتیم. یکی اولیش رو هر چی فکر کردم یادم نیومد، اگه موضوعش یادم بیاد مطالبش رو مثل بلبل میتونم بگم. حافظم در این زمینه طوفانیه ولی خب استثنائا این بار کار از ریشه خرابه! ببخشید! مناظره آخر هم در مورد اثبات خوب یا بد بودن امر به معروف بود! فکر نمیکنم کسی از گیر دادن خوشش بیاد چون واقعا روی مخه یکی چپ بری راست بری بخواد توی کارت دخالت کنه. آخه مگه من رو توی قبر تو میذارن که نگرانمی! ولی مطالب مناظره متفاوت بود... این موضوع با زهرا بود و اتفاقاً حسابی هم چالشی شد‌ با وجود رفاقتمون ولی یکی از مخالفاش خودم بودم. طبق قرارمون مختصری از ارائه زهرا رو میگم. قول میدم اینبار زیاد طولانیش نکنم. نهایتا چند صفحه.. ✍️ مجتبی مختاری 🆔 نظرات رمان 👈 @mokhtari355 ═ೋ❅📚❅ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا