دانشگاه حجاب 🇮🇷
⭐️⭐️⭐️ ⭐️⭐️ ⭐️ ٣٠ ستاره سهیل آنچنان غرق خواندن مطالب بود که از صدای هشدار گوشیاش، روی طاقچه سکندر
⭐️⭐️⭐️
⭐️⭐️
⭐️
٣١ستاره سهیل
کافه، در زیرزمین یک ساختمان چند طبقه قرار داشت. از پلههای ورودی کافه پایین رفتند. پایش را روی هر پله که میگذاشت، احساس میکرد چیزی دور سرش میچرخد. چیزی که قابل دیدن نبود؛ اما به خوبی وجودش را حس میکرد.
برای لحظهای از آمدنش پشیمان شد، اما انگار با پا گذاشتن روی اولین پله، اختیار از پاهایش ربوده شد.
وارد سالن بزرگی شدند که دورتادورش میزهای سفید و گردی قرار داشت و کنار هر کدام، صندلیهای چوبی بود که پشتی آنها، اَشکال درهمی کندهکاری شده بود؛ بهطوریکه یک دایره بزرگ وسط قرار داشت و اطراف آن، آدمکهای کوچکی در حال تعظیم کردن به دایره بودند.
آنقدر همهچیز گرد بود که سرگیجهاش، شدت گرفت.
کمی که جلوتر رفت، جذب طراحی جالب محیط کافه شد. در نگاه اول فضای آنجا کمی گرفته و تاریک به نظر میآمد، اما با تنفس هوای معطر همراه با دود سفیدی که در هوا پخش بود، احساس کرد ریههایش بازتر شده و بهتر نفس میکشد.
مینو یکی از میزها را انتخاب کرد و روی صندلی نشست. ستاره هم صندلی روبهروی او را انتخاب کرد.
ناخودآگاه دستش را روی میز کشید. وسط میز حالت تور مانند داشت و اشکال بسیار زیبای برجستهای طراحی شده بود. بین دست ستاره و آن تور، شیشهای شفاف فاصله میانداخت. همانطور که گیج و مبهوت بود، زیر لب گفت: «خیلی قشنگه!»
مینو درحالیکه لبخند میزد، کمی گردنش را کج کرد. بشکنی در هوا زد، انگار که بخواهد با این حالت عجیبش روحی را احضار کند.
مرد لاغراندامی با صورت کشیده به طرفشان میآمد. بینی عجیبش حال ستاره را بههم زد. انگار آن را روی چوب، تراش داده باشند. موهای بلندش را از پشت سر، دماسبی بسته بود.
با چشمان درشت و سیاهش، مستقیم به ستاره زل زد. وقتی که مرد به حرف آمد، ستاره حس کرد دل و رودهاش دارد به هم میپیچد.
-سلام خانُ.. م! حالتون.. چطوره؟ خیلی خوش اومدین.
بعد دست ظریفش را بهطرف ستاره دراز کرد. مینو چشمکی به مرد لاغراندام زد و دستش را جلو برد. مرد یکی از ابروهای کوتاه و ضخیمش را بهطرز ماهرانهای بالا داد، طوری که انگار متوجه اینموضوع شده باشد و بعد با مینو دست داد.
دوباره به حرف آمد: «چی.. براتون بیارم؟»
لحن صدایش طوری کشدار و نازک بود که اگر از پشت گوشی میشنید تصورش را هم نمیکرد مخاطبش مرد باشد.
ستاره نگاهش را به لباس مرد کشاند که یکدست سفید پوشیده بود و چیزی از یک روح سرگردان کم نداشت.
مینو از حالت چهره ستاره ،متوجه حالش شد. بدون اینکه از او نظری بخواهد گفت: «دوتا قهوه فرانسه لطفاً»
مرد سرش را به معنی چشم، آرام تکان داد. دنباله موهای دماسبیاش روی شانهاش ریخت و با همان ظرافتی که آمده بود، از آنها دور شد.
❌❌کپی به هر نحو ممنوع!
در صورت ضرورت به این آیدی پیام دهید👇
@tooba_banoo
🌸@hejabuni | دانشگاه حجاب🎓
7.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.🕌 #سخنرانی_کوتاه
#منبر
🌐موضوع: بی حجابی و بدبینی نسبت به روحانیت!
🎙 سخنران: حجة الاسلام محمدرضا #هاشمی
🌸@hejabuni | دانشگاه حجاب🎓
شاید هیچوقت در طول تاریخ جمهوری
اسلامی انقدر راهپیمایی ١٣ آبان
واجب نبوده
اگر نرفتید ؛ هنوزم دیر نشده ، بسمالله
ما میآییم و صحنه رو خالی نمیکنیم 🌻
#برای_آرمان #برای_آرشام #برای_آرتین
#همه_می_آییم #لبیک_یا_خامنه_ای
@hejabuni
AUD-20220829-WA0059.mp3
زمان:
حجم:
6.94M
⭕️ موسیقی بسیار تاثیر گذار شهید خوشنام به یاد شهدای انقلاب
موضوع :شهدای انقلاب
نام خواننده: یاها
#ارمان#انقلاب
#سیزده_ابان
🌸@hejabuni | دانشگاه حجاب🎓
17.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⛔کلیپانه⛔
به زبان انگلیسی
رفقا همتون مخصوصا اونایی که اینستاگرام و... دارن حتما این کلیپ رو تا میتونید منتشر کنید.
هرکس اینو برای یک گروه و چندتا پی وی بفرسته تمومه 😍
خلاصه ترجمه: مردم ایران نیاز به تصمیم گیری دیگران ندارند، موضوع امروز حجاب نبست، امنیت هست، داعش به کشور ما وارد شد اما پایان این داستان رو ما خواهیم نوشت...
🌸@hejabuni | دانشگاه حجاب🎓
22.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✂️༻ جمعه و خیاطی༺✂️
آموزش شماره 6⃣3⃣
🧕دوخت پیراهن پوشیده پاییزی مناسب دخترای گل با نکات کامل
👌هم برای گل دختراتون میتونید بدوزید هم بسیار مناسب درآمدزایی هست😊
💛 برای دیدن سایر خیاطی های آسون و پرکاربردمون کافیه هشتگ #آموزش_خیاطی رو دنبال کنید☺️🌼
#آموزش_خیاطی #آموزش_پیراهن_دخترانه
#پیراهن_دخترانه #خیاطی #حجاب
🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
دانشگاه حجاب 🇮🇷
🔴به روز باشیم به بهانه ی استوری جدید محسن تنابنده یه کم نقد تلویزیون داشته باشیم... همه الان می دو
🔴به روز باشیم
به یکی گفتم خدا رو شکر الان پهپاد هایی مدرنی داریم که کلی تو دنیا ازش حرف می زنن، در حالی که یه روز بهمون سیم خاردار هم نمی دادن تا تو جنگ کم بیاریم...
گفت پهپاد کیلویی چند. می خوایم چیکار؟ الان باید به فکر اقتصاد و معیشت بود..
گفتم خب همین چیزا رو نداشتیم که تو جنگ جهانی اول بهمون حمله کردن و قحطی ایجاد کردن و نزدیک به ده میلیون نفر رو کشتن.
همین چیزا رو نداشتیم که تو جنگ جهانی دوم بیست و چهار ساعته اومدن تو خاک ما و شاه کشور ما رو آدم حساب نکردن و خودشون جلسه ی سه نفره تو تهران تشکیل دادن...
همینا رو نداشتیم که هشت سال جنگ تحمیلی رو تحمل کردیم...
الان موشک بالستیک و پهپاد شاهد داریم که کسی نمی تونه بهمون چپ نگاه کنه...
واسه همین میرن سراغ تحریم و فشار اقتصادی و بستن گردشگری و کلی چیزای دیگه که مردم تو سختی اقتصادی قرار بگیرن و نسبت به کشورشون احساس نارضایتی کنن.
اگه عقل داری بیا رو هم بذاریم تو اقتصاد هم قوی تر از الان بشیم تا معیشت هم صد در صد تامین بشه. نه اینکه داشته ها رو ندید بگیری...
🌸@hejabuni | دانشگاه حجاب🎓