جدی چرا قلبمو شکستی؟
من تو اوج فروپاشی روانی خودم، دنبال یه راه میگشتم که حال تورو خوب کنم..
عشق !!! واژه ی بی معنیِ اجداد من بود
اصلا عشق یعنی چی؟
چشم انتظار کسی بشینیم تا بیاد؟
کدوم دیوانه ای خودش و بنده کسی میکنه؟
هرکی رفت
رفت...
تو چی داشتی؟
تو چی بودی؟
که هفت نسل پشتمو نقض کردم!!
و بعد از تو بود که اولین عاشق در دیار ما ،
سیاه روزگار شد و چه حیف از جوانی ام...
نور امیدِ رسیدن به تو از درز دیوارِ بین ما به من متابید هنوز
همان درزی که مورچه ها از آن عبور میکنند
بیا جانم!
بیا به داد من برس...
من از خودم هم خسته شدهام،
حوصلهام را از دست دادهام،
دلم دارد میپوسد، چه تنهایی عجیبی :)
"شاید یه روز برگشتی ولی انقدری دیر شده بود که دیگه
نه گلدون شمعدونی گل میداد ،
نه مرغ عشقا آواز میخوندن ،
نه ماهی قرمزای توی حوض از ترس گربه سیاهه تندتند شنا میکردن ،
نه عقربه ها واسه گذر ثانیه ها دنبال هم میدویدن ،
نه قلب بی جنبهی ما وقتی میخندیدی خودشو از جا میکند و پرت میشد تو بغلت ؛
_شاید اصلا وقتی برگشتی منی واسه ادامه دادن وجود نداشت !(:
#بیمارِاتاقِ۲۱۳
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"ولی سرکارِ خانومِ دلبر"
[ما از تو به غیر از تو نداشتیم تمنا...]