هیـرش】
بذارین یکی دیگم بگم People say: I love you, but Castiel says: you changed me, Dean! ... I care about
People say: I love you, but Sherlock Holmes says: "Sherlock" is actually a girl name.
هروقت، مهم نیست چرا و کجا و کی، هروقت از امام، هرچیزی میخونم چنان بغض و شور و حسرت و تحسین و احترام عجیبی منو فرا میگیره که یه لحظه از زمان و مکان جدا میشم.
من فردا کنکور دارم.
راستش استرس ندارم، اما دربارش عصبیام.
کلا درباره مقولهی "کنکوردادن" عصبانیام.
مهمترین، تازهترین ، قشنگترین و چالشبرانگیز ترین دوره زندگیم ، زندگیمون، وقتیکه ذهن باز شده، وقت مستقل فکر کردنه، مستقل عمل کردنه، چیزای جدید کشف کردن و امتحان کردنه، وقت اشتباه کردن و بیپروایی، یه چکش سنگین چنان تو سرمون کوبونده میشه، چنان فرو میریم تو زمین که .. چی بگم والا.
پر از چالش و خودرگیریه این زمان واسمون، بدون کنکور ! درباره آینده ، خودمون، خانوادمون بلابلابلا
کمک واسه حل این چالشا؟ اوو نه! یه چالش گندهتر بندازیم به جونشون ! Yaaayy.
درگیری،درگیری،درگیری
فشار،فشار،فشار
این حس منیه که خونوادم هییچ فشاری درباره این اتفاق مزخرف بهم نمیارن! کاملا حمایتگر. بهرحال این حسه.
همه میگن سختش نکنید، اینم یه دورهست که میگذرونید، به همین راحتی
راست میگن، واقعا راست میگن.
ولی here we are! پر از فشار و حس بد.
ما دربارش شوخی میکنیم : واای واقعا زده به سرم اثرات کنکوره ..
ولی جدی جدی اثراتش زیادی بده.
LIKE WE ARE FUCKED UPPPPPPP