هدایت شده از Apolon.
حس میکنم بعد از اینکه درمورد جزئیاتِ خوب رابطهت "آدمِ موردعلاقهت" با آدمها حرف میزنی، یه گردوغباری میشینه روی اون رابطه. انگار انرژی تاریک و منفیای فرستاده میشه سمتش. تازگیها متوجهش شدم و حالا بهتر میتونم کسایی که آدمهای باکیفیتِ زندگیشون رو پرایوت نگهمیدارن رو درک کنم.
هدایت شده از [چایینعنا]
راضیه ای که توو اون روزا و توو همه پستی بلندیای 4، 5 سال اخیر کنارم بود:
وقتی توو عمق غم غرق میش آقای پستچی میومد و میدیدم عهه کار راضیهست و البته سوپرایز لنای مهربون وسط حال بدیا.
از هرچی شانس نداشته باشم دوستای خیلی خوبی دارم.
خیلی دلم میخواد وقت داشتم باشم با حوصله بشینم سریال نگاه کنیم. دیلیامو چک کنم. کتاب بخونم. برم بیرون و کلی کار دیگه، اما همش یه جوری دارم روزام رو میگذرونم انگار سگ دنبالم کرده.