هدایت شده از [چایینعنا]
راضیه ای که توو اون روزا و توو همه پستی بلندیای 4، 5 سال اخیر کنارم بود:
وقتی توو عمق غم غرق میش آقای پستچی میومد و میدیدم عهه کار راضیهست و البته سوپرایز لنای مهربون وسط حال بدیا.
از هرچی شانس نداشته باشم دوستای خیلی خوبی دارم.
خیلی دلم میخواد وقت داشتم باشم با حوصله بشینم سریال نگاه کنیم. دیلیامو چک کنم. کتاب بخونم. برم بیرون و کلی کار دیگه، اما همش یه جوری دارم روزام رو میگذرونم انگار سگ دنبالم کرده.
یه سری روزها هم هستن که رسما هیچ کار خاصی انجام نمیدی اما خستهی دوعالمی. خیلی عجیبه.
یه خانومیای پرایوت تلگرامشو واسم فرستاد و من تازه تونستم وصل بشم. خواستم بگم خیلی نازی☝️🏻.