eitaa logo
حُفره
678 دنبال‌کننده
308 عکس
40 ویدیو
3 فایل
به نام تو برای تو . مبارکه اکبرنیا هستم. شیمیستِ روانشناسی‌خوانده که عاشقِ کتاب 📚 و محتاجِ کلمه✍️ است. مشغول به شغل‌های شریفِ همسری، مادری و استادیاری مدرسه‌ی نویسندگی مبنا @mob_akbarnia . در بله: https://ble.ir/hofreee
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📢 به راویان پیشرفت، افتخار و آنها را دعا میکنم/ کاری کنید که روایت پیشرفت به گوش و دل جوانان ما برسد و امید در دلهای آنان بشکفد ✍️ پاسخ رهبر انقلاب به گزارش رئیس حوزه هنری انقلاب اسلامی درباره برگزاری آیین جایزه ملّی روایت پیشرفت 🔹 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به نامه رئیس حوزه هنری انقلاب اسلامی که گزارشی از برگزاری دومین آیین جایزه ملّی روایت پیشرفت ارائه کرده بود، راویان پیشرفت را بخشی از عناصر پیشرفت توصیف و توصیه کردند کاری کنید که این روایت به گوش جوانان ما برسد و امید را در دلهای آنان بشکفد. 💻 Farsi.Khamenei.ir
به نظرم این پیام خیلی شفاف و واضح است. از پیشرفت، امید، زندگی و نور باید بنویسیم. آیا در این مملکت همه چی رو به راه است؟ سیاهی و تلخی نیست؟ پس واقع‌بین نیستیم؟ پس دروغگوییم؟ نه! نوشتن از پیشرفت مگر نابسامانی‌ها را انکار می‌کند؟ همانطور که سال‌هاست فیلم می‌سازند و ایران را به بدترین شکل ممکن نشان می‌دهند و ما می‌دانیم همه‌ی ایران آن نیست! پس این‌ها منافاتی با هم ندارند اما وظیفه‌ی ما در پیام بالا مشخص است. برویم سراغ آن روزنه‌های نور و هنرمندانه نشان‌شان بدهیم. البته گاهی نوشتن از تلخی‌ها برای گرفتن عبرت نوشته می‌شود که خوب است. مشکل آن‌جاست که شخصیت‌ها در سیاهی‌ می‌مانند و نه تنها پشیمان نمی‌شوند که به پوچی می‌رسند. واقعا مردم چرا باید پول بدهند برای چنین اثری؟ ما کتاب می‌خوانیم که ببینیم دیگری چطور از پسش برآمده؟ چطور توانسته در آن غار سرد و تاریک رد نور را پیدا کند؟ رسیدن به پوچی که آسان است و همه بلدند سریع به تهش برسند. به ما نشان بده چطور " یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ" شده. @hofreee
📚 «آغاز ثبت نام حلقه کتاب پانزدهم» 🌿 در این حلقه، با سه کتاب زیر زندگی خواهیم کرد: 🔹خسی در میقات 🔸خوبی خدا 🔹خانبوم همراه با برنامه‌های متنوع: 💡 وبینار زندگی جلال آل احمد با ارائه استاد جوان آراسته 📝 وبینار چیستی و چرایی داستان کوتاه با حضور استاد بطحایی 🥇ماراتن کتاب 👤 دیدار با نویسنده 🔍 نقد کتاب با حضور منتقدها 🎉 تور نمایشگاه کتاب و... در کنار یک جمع چند صد نفره کتابخوان ♨️ اگه شما هم مثل ما همیشه‌ سرتون توی کتابه، پس به جمع ما اضافه بشید از: 🔗 https://mabnaschool.ir/product/halghe15/ ⚠️ توجه: برای تهیه کتاب‌ها با تخفیف باید از طریق سایت اقدام کنید. | @mabnaschoole |
حُفره
📚 «آغاز ثبت نام حلقه کتاب پانزدهم» 🌿 در این حلقه، با سه کتاب زیر زندگی خواهیم کرد: 🔹خسی در میقات 🔸خ
سلام و ادب💚 🟢 از طرف دوست عزیزم مرحوم میثاق رحمانی که تولدشون هم نزدیکه یک ثبت‌نام رایگان به قید قرعه تقدیم میشه. فقط هر دوستی تمایل داره اسمش رو اینجا بنویسه برای قرعه‌کشی👇 https://survey.porsline.ir/s/v6vO5tS 🕛 تا ۱۲ شب ۶ اسفند
یاد گرفته‌ای از پله‌ها بالا بروی. البته چهار دست و پا. تا در باز می‌شود می‌دوی سمت پله‌ها. به پشتت نگاه نمی‌کنی. با جدیت و تلاشی این کار را انجام می‌دهی انگار که بخواهی قله اورست را فتح کنی. گاهی دمپایی‌ها را به جای پا توی دست‌هایت می‌کنی. همیشه اینطور جسور نیستی. وقتی بو می‌بری کاری که می‌کنی ممکن است خطر داشته باشد سریع به من نگاه می‌کنی. حرف نزده از حالت صورتم می‌فهمی. اگر خوب باشد و تشویق بشنوی بااغراق دنبالش می‌کنی. اگر بد باشد هم انجامش می‌دهی. می‌دانی که تا چند دقیقه دیگر ممکن است بیفتی و دردت بیاید. یا چیزی بریزد رویت. اما تا تهش می‌روی. شاید چون فکر می‌کنی مامان نجاتت می‌دهد. بغلت می‌کند و می‌گوید که اشکال ندارد. برای همین پله‌ها را آنطور بالا می‌روی؟ اما می‌دانستی بزرگ که بشوی، واقعیت پرتت می‌کند توی سینه‌ی دیوار؟ چون مامان همیشه و همه جا نیست. بزرگ که شدیم باید عواقب کارمان را خودمان پس بدهیم. دردمان می‌آید و کسی نیست اشک‌هایمان را پاک کند. شاید حرف‌هایم تلخ و ترسناک به نظر بیاید اما دقیقا همین‌جاهاست که می‌فهمی " خدا" را داری. ما گاهی مجبوریم تا گردن درون باتلاق فرو برویم تا چیزهایی را درک کنیم. چیزهای خوبی را که طناب می‌شوند و ما را از آن گنداب بالا می‌کشند. یادت نرود که مامان همه جا نیست اما خدا حتما هست. چند روز پیش توی دانشگاهی پرچم‌ کشورمان را آتش زدند. چه کسانی؟ نمی‌دانم. شاید بچه‌های خودمان که گول خورده‌اند. دارند مثل تو تند و سریع پله‌ها را بالا می‌روند. شاید چون خیال می‌کنند مادروطن همیشه دنبالشان است. نمی‌گذارد سقوط کنند یا دردشان بیاید. اما به نظرت قانون بزرگسالی را یادشان رفته؟ اینکه مادروطن همه جا نمی‌تواند باشد. گاهی چنان در مسیر اشتباهی پیش می‌رویم که او را پشتمان جا می‌گذاریم یا یک چاقو فرو می‌کنیم درون سینه‌اش و نمی‌فهمیم. آخر مادرها تا جان دارند بچه‌هاشان را درون‌شان نگه می‌دارند. اما اگر آن بچه از نزدیک‌ چاقو را فرو کند در سینه‌ی مادر، چاره چیست؟ برمی‌گردد و می‌بیند که یک بیابان است و دنیایی از خون. پس مادر کجاست؟ و راستش من نمی‌دانم خدا برای وطن‌ندار‌ها چگونه است؟ پ.ن: وطن‌ندار فحش نیست. کسی‌ست که دیگر وطنی ندارد. https://daigo.ir/secret/41456395944 @hofreee
هدایت شده از /زعتر/
@maae_maein4_5807492380642780538.mp3
زمان: حجم: 5.1M
روز هشتم همگی میل خراسان داریم انتظار کرم از سفره‌ی سلطان داریم💚 @sharaboabrisham
حُفره
سلام و ادب💚 🟢 از طرف دوست عزیزم مرحوم میثاق رحمانی که تولدشون هم نزدیکه یک ثبت‌نام رایگان به قید ق
خانم معصومه نجفی عزیز، ورودتون به حلقه‌ی کتاب مبارک. ممنون میشم بهم پیام بدید: @mob_akbarnia ممنون از مشارکت‌تون دوستان. خیر و نور پیش‌ روتون🌸
خب وقتش شده یه چالش مطالعه تو بهخوان بگیریم🦦🚶‍♀️ تا ببینیم چی میشه و اینا :) ❤️ @hofreee
آهای کوله صورتی. رفته‌ای پیش کاپشن صورتی؟ شما صورتی‌ها چقدر ما را جان به لب می‌کنیدها. بهم بگو ببینم وقت کرده بودی لقمه‌ای که مادرت توی کوله گذاشت را بخوری؟ شاید هم روزه بودی. مثلا روزه اولی. مامان وقتی ضعف می‌کردی و یک گوشه می‌افتادی دست می‌کشید روی موهایت. می‌گفت می‌خواهی روزه‌ات را باز کنی دردت به جانم؟ تو ولی می‌خواستی آدم بزرگ باشی و روزه‌ی کامل بگیری. راستی سر کدام درس بودی؟ شما هنوز تاریخ ندارید نه؟ تو می‌دانستی ما برای اینکه " الله" وسط این پرچم سه رنگ بماند، چقدر خون داده‌ایم؟ توی حیاط‌ مدرسه‌تان پرچم بود؟ هیچ‌وقت فکر می‌کردی آنقدر خوشبخت باشی که آن را بپیچند دور جسم بی‌جانت؟ ولی زود بود صورتی‌جانم. تو تاوان آن ترسوهای مجازی را دادی که می‌خواستند ترامپ‌شان بزند و زد و آن‌ها الان توی ترافیک جاده شمال گیر کرده‌اند. از این به بعد بیشتر گیر می‌کنند. به همه جا. به همه چیز. خون شماها زندگی‌شان را می‌گیرد. بعد این وطن نیست که نخ‌کش می‌شود، بلکه خودِ خودشانند. آن‌ها گیر می‌کنند اما تو رها شدی صورتی‌جانم. فقط مامان تنها مانده. او تا ابد سر سفره افطار دست به آن بامیه‌ها که دوست داشتی نمی‌زند. راستی لباس عیدت هم صورتی بود؟ @hofreee
ما مثل هم نیستیم! می‌دانستید؟ ما مثل شما به شاه بچه‌ی پخمه‌ای دل نبسته‌ایم. ما وصلیم به او که بی‌نهایت است در همه چیز. نه می‌لرزیم نه تکان می‌خوریم. هلهله و شادی می‌کنید؟ فقط یک سوال؟ کفن جاویدنام‌هایتان توی گور نلرزد از شدت عزاداری‌تان؟ راستی خدا به شما هم وعده‌ی پیروزی داده؟ معلوم است که نه! پس این چند روز دنیا رقص‌هاتان را بکنید که بچه‌شیعه‌ی علی(ع) بیدی نیست که با هر بادی بلرزد. آقای ما که سلامت است اما هر چه که بشود این مملکت صاحب دارد. صاحبی که روحتان هم خبر ندارد. دل‌های ما را ممکن است کمی غمگین کنید اما اراده‌هامان با هر شهادتی چنان کوبنده‌تر می‌شود که محال است بتوانید حدس بزنید. جمهوری اسلامی ایران تغییر دادنی نیست. چون همین امروز پایش خون ۶۰ دختربچه‌ی مدرسه‌ای با زبان روزه ریخته. خون مظلوم با ظالم خیلی توفیر دارد. خون بچه‌ای پاک با یک قاتل وحشی زمین است تا آسمان. هر خون‌دادنی که خون نیست. هر چه که بشود. این را توی کله‌ی خودتان و آن عروسک خیمه‌شب‌بازی فرو کنید که در مملکتی که متصل است به ولی خدا، آب از آب تکان نمی‌خورد. روز جشن ما هم نزدیک است. جشنی که درخشش آن چشم‌هایتان را کور خواهد کرد. به امید خدا. 🇮🇷 @hofreee
مردم محکم باشید ما صاحب داریم ما امام زمان داریم دلتون نلرزه...