هو
فقر مفرط
از آقای دکتر حامد ناجی شنیدم که به نقل از استادشان علامه سید جلال الدین آشتیانی میگفتند:
مرحوم آقا میرزا حسن کرمانشاهی( حکیم بزرگ تهران و استاد علامه رفیعی قزوینی) شرح مبسوط مهمی بر اشارات نوشته که از بین رفته است. جریان این بوده که ایشان چند سال روی این شرح کار میکرده است و آنچه مکتوب شده بود را در صندوقچه قرار داده بود.
روزی برای خرید حنا به عطاری میرود و بقال جنس خریداری شده را در کاغذی می پیچد و تحویل میدهد.
آقا میزا حسن نگاه میکند میبیند خط این کاغذ و متنش قدری آشناست دقت میکند میبیند صفحه ای از شرح اشارات خودش است!!
بر میگردد و به منزل می آید و صندوقچه را باز می کند میبیند کتاب نیست که نیست!! پرس و جو می کند می گویند بله یکوقت شما نبودی و ما نیاز به خرید داشتیم و هیچ پولی هم نبود مجبور شدیم بعنوان کاغذ به عطاری بدهیم برود!
می گویند: آقا میرزا حسن بعد از این ماجرا دیگر افسرده شد و نشاط علمی خود را تا آخر عمر از دست داد و موفق به نگارش جدید نشد.
آقا میرزا حسن خیلی فقیر بوده است.
اقول:
در همان دوران فقهای متمولی در تهران بودند که رفت و آمد مفصل داشتند ولی به این حکمای جلیل القدر رسیدگی مالی نمی کردند. یا عقیده نداشتند یا مطلع نبودند. نمیدانم.
بهرحال غیر از موارد استثنا همیشه وجوهات دست فقها بوده است و فقر و فلاکت گریبانگیر حکما.
این بندگان خدا هم عفیف و آبرودار بودند و رویشان نمی شده اظهار کنند.
فقر خیلی بد است و عمر و استعداد انسانها را سر تحصیل اقلیات زندگی تلف می کند. تعالیم
اسلام خیلی با فقر مبارزه کرده است و نباید فقر را ارزشگذاری و توجیه کرد. گو اینکه در صورت ابتلا باید صبر کنیم و نوعی ریاضت بدانیم تا لااقل رشد معنوی داشته باشیم.
اول دی 1402
#فقر #آقامیرزاحسن_کرمانشاهی #شرح_اشارات #مبارزه_بافقر #منهای_فقر